چرا آینده قم در احیای سرمایه اجتماعی محلهها رقم میخورد؟
از چهارمردان تا چهلاختران؛

ندای قم / یادداشت / سید جمالالدین حسینی کهنوج / پژوهشگر حکمرانی شهری ؛ در سالهای اخیر، توسعه کالبدی قم شتاب گرفته است؛ اما پرسش اصلی اینجاست که آیا همزمان با گسترش خیابانها، مجتمعهای مسکونی و طرحهای عمرانی، پیوندهای انسانی و حس تعلق به محله نیز تقویت شده است؟ پاسخ این پرسش، سرنوشت بسیاری از شهرها را روشن میکند. شهری که روابط همسایگی در آن کمرنگ شود، هرچند از بیرون نوسازی شده باشد، از درون با فرسایش اجتماعی روبهرو خواهد شد.
اگر امروز از آینده قم سخن میگوییم، باید پیش از هر چیز به محلههای آن گوش بسپاریم؛ به کوچههایی که هنوز صدای زندگی در آنها جریان دارد، به مسجدهایی که فقط محل عبادت نیستند، به بازارهایی که حافظه اعتماد و دادوستد مردمیاند، و به همسایگیهایی که زمانی ستون اصلی پیوند اجتماعی شهر بودند. قم، در ژرفای هویت خود، شهری برآمده از محلههاست؛ و هرجا این محلهها زندهتر بودهاند، شهر نیز زندهتر مانده است.
شهر را باید از کوچهها فهمید
صبح زود در یکی از محلههای قدیمی قم، هنوز آفتاب بهطور کامل بر دیوارها ننشسته است. نانوایی محله کار خود را آغاز کرده، مغازهدار سر کوچه کرکره را بالا میزند و با رهگذران احوالپرسی میکند، نمازگزاران به سمت مسجد میروند و کودکان در کوچه مشغول بازیاند. این صحنهها سادهاند، اما در واقع نشانههای حیات شهریاند؛ نشانههایی که از حضور، اعتماد، آشنایی، همدلی و امنیت خبر میدهند.
شهر فقط مجموعهای از خیابانها و ساختمانها نیست. شهر، پیش از هر چیز، شبکهای از روابط انسانی است. از همین رو، محله صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست؛ یک واحد اجتماعی زنده است که در آن مردم یکدیگر را میشناسند، از حال هم باخبرند و در لحظههای دشوار و آسان، کنار هم میایستند.
محلههای اصیل؛ حافظه زنده قم
قم را نمیتوان تنها با خیابانهای جدید یا پروژههای توسعه شهری تعریف کرد. هویت این شهر در لایههای عمیقتری ریشه دارد؛ در محلههایی که دههها و گاه قرنها محل زندگی، دینداری، همزیستی و کنش جمعی مردم بودهاند.
از آستانه و چهارمردان تا عشقعلی، گذرخان، مسجد جامع، دروازه ری، چهلاختران، باغپنبه، سفیدآب، بازار کهنه، پامنار، الوندیه و عربستان، هر نام بخشی از شناسنامه تاریخی قم است. اینها فقط اسم نیستند؛ خاطرهاند، تجربهاند و نشانههایی از زیست شهری اصیلاند. در این محلهها، مسجد تنها مکان عبادت نبوده، بلکه کانون ارتباط اجتماعی و حل مسئله بوده است. بازار تنها محل خرید و فروش نبوده، بلکه میدان تعامل، اعتماد و آشنایی مردم بوده است. کوچه نیز فقط راه عبور نبوده، بلکه بخشی از خاطره جمعی شهروندان بوده است.
در چهارمردان، آیین و اجتماع در کنار هم معنا پیدا میکنند. در چهلاختران، هویت مذهبی و پیوندهای تاریخی، بافت محله را از یک محدوده معمولی فراتر میبرند. در بازار کهنه، زندگی اقتصادی و زندگی اجتماعی در هم تنیدهاند. هر کدام از این محلهها، بخشی از قلب تپنده قماند؛ قلبی که اگر ضعیف شود، نبض شهر نیز آرامآرام کند خواهد شد.
مسئله اصلی: فرسایش سرمایه اجتماعی
نگرانی امروز تنها فرسودگی کالبدی محلهها نیست؛ خطر مهمتر، فرسایش سرمایه اجتماعی است. وقتی همسایهها کمتر یکدیگر را میشناسند، وقتی مسجد از مسائل واقعی مردم فاصله میگیرد، وقتی بازار محلی دیگر محل گفتوگو و اعتماد نیست، و وقتی مردم احساس میکنند در تصمیمگیریهای شهری سهمی ندارند، محله بهتدریج از «زیست مشترک» به «فضای عبور» تبدیل میشود.در چنین شرایطی، حتی بهترین طرحهای عمرانی هم نمیتوانند جای خالی روابط انسانی را پر کنند. شهر پایدار، شهری است که زیرساخت اجتماعی آن نیز تقویت شده باشد؛ شهری که در آن مردم فقط ساکن نباشند، بلکه خود را صاحب محله بدانند.
حکمرانی شهری از پایین به بالا
یکی از مهمترین تحولات در حکمرانی شهری، عبور از نگاه صرفاً متمرکز و حرکت بهسوی مشارکت واقعی مردم است. در این رویکرد، شهروندان فقط دریافتکننده خدمات نیستند؛ آنان بخشی از فرآیند تصمیمسازی، اجرا و نظارتاند.
حکمرانی محلهمحور بر این اصل استوار است که بسیاری از مسائل شهری باید از نزدیکترین سطح به مردم، یعنی محله، آغاز شود. در محله، نیازها دقیقتر دیده میشوند، ظرفیتها بهتر شناخته میشوند و راهحلها واقعیتر و کمهزینهتر شکل میگیرند. اگر ارتباط میان مدیریت شهری، مسجد، مدرسه، کسبه، معتمدان محلی و تشکلهای مردمی تقویت شود، هم کارآمدی شهر بالا میرود و هم اعتماد عمومی بازسازی میشود.
در چنین الگویی، مردم خود را بیرون از صحنه نمیبینند. آنان حس میکنند در حل مسئله شریکاند، نه فقط مخاطب تصمیمهایی که از بالا گرفته میشود. این همان نقطهای است که مدیریت شهری میتواند از «اداره شهر» به «ساختن شهر با مردم» ارتقا پیدا کند.
آینده قم از احیای محلهها میگذرد
قم شهری با ظرفیتهای کمنظیر اجتماعی، فرهنگی و مذهبی است. وجود مساجد فعال، هیئتهای مذهبی، بازار سنتی، شبکههای مردمی و محلههای ریشهدار، فرصتی بزرگ برای تحقق الگوی حکمرانی مردمپایه فراهم کرده است.
اکنون باید این پرسش را جدی گرفت که چگونه میتوان این سرمایهها را حفظ و تقویت کرد؟ پاسخ روشن است: با احیای نقش محله، تقویت مشارکت شهروندان، حمایت از نهادهای اجتماعی محلی و بازگرداندن مردم به متن تصمیمگیریهای شهری.
قم برای ساختن آیندهای پایدار، بیش از هر چیز به محلههای زنده نیاز دارد؛ محلههایی که در آنها مردم یکدیگر را میشناسند، به محیط زندگی خود تعلق دارند و نسبت به سرنوشت شهر احساس مسئولیت میکنند. زیرا شهر نه فقط از دل پروژهها، بلکه از دل رابطهها ساخته میشود. و اگر روزی این رابطهها در محلههای قم جان تازه بگیرند، آنگاه میتوان گفت نبض شهر دوباره بهدرستی میتپد؛ از چهارمردان تا چهلاختران، از بازار کهنه تا مسجد جامع، از کوچههای قدیمی تا آیندهای که هنوز میتوان آن را بر پایه همدلی ساخت.



