
ندای قم / یادداشت / سید جمالالدین حسینی کهنوج / پژوهشگر حکمرانی شهری؛ اگر مسئله جمکران را تنها در چند کوچه باریک، کمبود پارکینگ یا فرسودگی چند خانه خلاصه کنیم، صورت مسئله را کوچک کردهایم. اینها نشانههای یک مسئلهاند، نه خود مسئله.
مسئله اصلی، چگونگی حکمرانی بر یک شهر زیارتی است؛ اینکه آیا در فرآیند پیشرفت (توسعه)، «زائر»، «جامعه میزبان»، «میراث تاریخی» و «مدیریت شهری» همزمان دیده میشوند یا هر کدام در مسیری جداگانه حرکت میکنند.
در ادبیات نوین حکمرانی شهری، توسعه شهرهای زیارتی تنها با ساخت صحنهای جدید، خیابانهای عریض یا افزایش ظرفیت پذیرش زائر سنجیده نمیشود. امروز، یکی از مهمترین شاخصهای موفقیت، توانایی ایجاد تعادل میان سه رکن اساسی است:
کرامت و رضایت زائر، کیفیت زندگی جامعه میزبان و حفاظت و احیای هویت تاریخی و فرهنگی.
هرگاه یکی از این اضلاع نادیده گرفته شود، توسعه هرچند گسترده باشد، از پایداری و عدالت فاصله میگیرد. به همین دلیل، در سالهای اخیر، مفهوم «حکمرانی زائرپایه» در ادبیات سیاستگذاری شهری اهمیت یافته است. حکمرانی زائرپایه، به معنای افزایش صرف خدمات برای زائر نیست؛ بلکه نوعی مدیریت یکپارچه است که زائر، ساکن، اقتصاد محلی، میراث فرهنگی، حملونقل، محیطزیست و کیفیت زندگی را در یک منظومه واحد میبیند.
در چنین نگاهی، زائر و ساکن، دو رقیب نیستند؛ بلکه دو ضلع یک تجربه مشترکاند. هرچه کیفیت زندگی مردم بهتر باشد، تجربه زیارت نیز غنیتر خواهد شد.
از همین منظر، عدالت فضایی نیز تنها به توزیع بودجه یا اجرای پروژههای عمرانی محدود نمیشود. عدالت فضایی زمانی محقق میشود که منافع و هزینههای توسعه، به شکلی متوازن میان همه ذینفعان توزیع شود.
اگر محلهای سالانه میزبان میلیونها زائر است، طبیعی است که فشار بیشتری بر زیرساختها، معابر، محیطزیست و زندگی روزمره ساکنان وارد شود. در مقابل، همان محله نیز باید سهم متناسبی از سرمایهگذاری، خدمات عمومی، ایمنی، زیرساخت و کیفیت محیط شهری دریافت کند.
این همان چیزی است که میتوان آن را «عدالت میزبانی» نامید؛ اصلی که میگوید جامعه میزبان نباید صرفاً بار توسعه را بر دوش بکشد، بلکه باید نخستین بهرهمند آن نیز باشد.
جمکران و تجربه شهرهای زیارتی جهان
این مسئله، منحصر به قم یا ایران نیست. تقریباً همه شهرهای زیارتی بزرگ جهان، در مقاطعی با همین چالش روبهرو بودهاند: چگونه میتوان میان توسعه زیارت، حفظ هویت تاریخی و کیفیت زندگی مردم تعادل برقرار کرد؟
در مشهد، توسعه حرم مطهر امام رضا(ع) طی دهههای گذشته، دستاوردهای بزرگی در افزایش ظرفیت زیارت به همراه داشته است؛ اما همزمان، موضوع حفاظت از بافتهای تاریخی پیرامون حرم، هویت محلات قدیمی و حقوق ساکنان نیز به یکی از مهمترین مباحث برنامهریزی شهری تبدیل شده است. این تجربه نشان داد که توسعه فضاهای زیارتی، بدون توجه به بافت پیرامونی، همواره پرسشهایی درباره هویت شهری و عدالت فضایی ایجاد میکند.
در نجف و کربلا نیز، با افزایش چشمگیر شمار زائران، مدیریت شهری تنها به توسعه حرمها اکتفا نکرده است؛ بلکه ایجاد مسیرهای پیاده، ساماندهی خدمات شهری، تقویت زیرساختهای عمومی و برنامهریزی برای اسکان و حملونقل، به بخشی از سیاستهای توسعه تبدیل شده است. هرچند این شهرها نیز همچنان با چالشهای جدی روبهرو هستند، اما تجربه آنها نشان میدهد که توسعه زیارت، ناگزیر از توجه به کل شهر است، نه فقط محدوده حرم.
در لورد فرانسه، که یکی از مهمترین مراکز زیارتی مسیحیان جهان به شمار میرود، مدیریت زائر، اقتصاد محلی و حفاظت از هویت شهر در کنار یکدیگر دیده میشوند. خدمات شهری، دسترسی، اقامت، فضاهای عمومی و زندگی ساکنان، همگی بخشی از تجربه زیارت تلقی میشوند.
در سانتیاگو اسپانیا نیز، مسیرهای زیارتی و بافت تاریخی شهر، همزمان مورد حفاظت و بازآفرینی قرار گرفتهاند. آنچه این شهر را به الگویی جهانی تبدیل کرده، تنها کلیسای تاریخی آن نیست؛ بلکه پیوند میان میراث فرهنگی، زندگی روزمره مردم و مدیریت پایدار گردشگری مذهبی است.
وجه مشترک همه این تجربهها روشن است:
هیچ شهر زیارتی موفقی، تنها با توسعه فضای زیارتی به موفقیت نرسیده است؛ بلکه با توسعه همزمان شهر، محله و جامعه میزبان به الگو تبدیل شده است.
بازآفرینی؛ فراتر از نوسازی
در این میان، نباید بازآفرینی شهری را با نوسازی کالبدی یکسان دانست. بازآفرینی، صرفاً تعریض معابر یا ساخت ساختمانهای جدید نیست. بازآفرینی یعنی احیای همزمان کالبد، هویت، اقتصاد، روابط اجتماعی و امید به آینده.
در روستای تاریخی جمکران، بازآفرینی باید از دل همین هویت برخیزد؛ از کوچههایی که خاطره نسلها را در خود حفظ کردهاند، از بقاع و امامزادگانی که بخشی از تاریخ مذهبی قم هستند و از مردمی که هنوز مهمترین سرمایه این محله به شمار میروند.
اگراین هویت نادیده گرفته شود، ممکن است ساختمانهای جدید ساخته شوند؛ اما «روح محله» از میان برود.
امروز، زمان تغییر نگاه است
جمکران امروز بیش از هر زمان دیگری، به یک چرخش پارادایمی نیاز دارد؛ چرخشی از «مدیریت پروژه» به «حکمرانی زیارت».
در مدیریت پروژه، هر دستگاه مأموریت خود را انجام میدهد؛ اما در حکمرانی، همه نهادها بر سر یک هدف مشترک همافزا میشوند.
هدف نیز روشن است:
زیارتی باشکوه، محلهای برخوردار، مردمی باکرامت و شهری که هویت تاریخی خود را حفظ کرده باشد.
…این همان افقی است که میتواند جمکران را نهفقط به یکی از مهمترین مقاصد زیارتی جهان اسلام، بلکه به الگویی از حکمرانی زائرپایه، عدالت فضایی و بازآفرینی هویتمحور تبدیل کند.
اما این چشمانداز، تنها با بیان آرزوها محقق نمیشود.
پرسش اساسی این است که چه نهادی باید این منظومه پیچیده را راهبری کند؟ چگونه میتوان میان مسجد، محله، زائر، ساکنان، شهرداری، استانداری، راه و شهرسازی، میراث فرهنگی، اوقاف و دیگر نهادهای مسئول، هماهنگی و همافزایی ایجاد کرد تا توسعهای متوازن و پایدار شکل گیرد؟
پاسخ به این پرسش، موضوع بخش سوم این یادداشت است؛ بخشی که از تحلیل مسئله عبور کرده و به ارائه یک الگوی حکمرانی یکپارچه زیارت و نقشه راه اجرایی برای آینده جمکران میپردازد.
ادامه دارد…



