ویژهیادداشت

قم چگونه زیست پذیرترمی شود؟

«ندای قم»علل ضرورت تداوم توسعه فضای سبز قم را بررسی کرد؛

ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ کارشناس برنامه‌ریزی محیط زیست؛ نسیم خنکی که هنگام عبور از کنار باغ اناری در محدوده بلوار قائم منطقه چهار قم به صورتم خورد، مرا برای چند دقیقه به سال‌هایی برد که قم هنوز در میان انبوه باغ‌های انار نفس می‌کشید. باغ‌هایی که مصداقی از مفهوم سیما و منظر شهری با تعریف امروزی آن نبودند، اما جزئی از طبیعت و اقلیم این شهر بودند. همین اتفاق، بهانه نگارش یادداشت جدیدی درباره فضای سبز قم، ضرورت توسعه آن و چالش‌های پیش‌روی زیست‌پذیری و آینده اقلیمی شهر شد.
نسل ما هنوز تصویر آن روزهای قم را به یاد دارد، روزهایی که پراکندگی باغ‌های قم از حاشیه شهر تا حوالی حرم مطهر نیز امتداد داشت. آن روزها شاید واژه‌ای به نام «جزیره گرمایی شهری» در ادبیات عمومی جایی نداشت، اما شهر به‌طور طبیعی از سازوکاری برخوردار بود که امروز برای بازسازی بخشی از آن، ناچار به برنامه‌ریزی و هزینه‌کرد هستیم. باغ، خاک، درخت، سایه و جریان هوا، اجزای یک نظام طبیعی بودند که در تعدیل خرداقلیم قم نقش داشتند؛ سرمایه‌ای خاموش که ارزش آن را زمانی بهتر فهمیدیم که بخش قابل‌توجهی از آن را از دست دادیم.
سال‌هاست باغ‌های قم، یکی پس از دیگری، جای خود را به ساختمان، آسفالت و سطوح سخت داده‌اند و توسعه کالبدی شهر در بسیاری از نقاط، سریع‌تر از ظرفیت طبیعی آن پیش رفته است. نتیجه را امروز می‌توان در افزایش سطوح گرم و نفوذناپذیر، کاهش پوشش گیاهی و تشدید فشار حرارتی بر شهر مشاهده کرد. افزایش سرانه فضای سبز قم در سال‌های اخیر، اقدامی ارزشمند و شایسته تقدیر است. اقدامی که باید آن را بخشی از ضرورت سازگاری شهری با اقلیم قم دانست. با این حال، این دستاورد گاهی با نقدهایی مواجه می‌شود که بخشی از آنها، بیش از آنکه حاصل ارزیابی جامع و کارشناسی باشد، از نگاه تک‌ بعدی به مسئله ناشی می‌شود، گویی می‌توان فضای سبز را جدا از اقلیم، ساختار شهری، آسایش حرارتی، کیفیت زندگی و آینده محیط ‌زیستی قم بررسی کرد.
آب، بهانه خوبی برای حذف درخت نیست
اینکه قم با محدودیت منابع آبی مواجه است، واقعیت است؛ اما نتیجه گرفتن از این واقعیت که توسعه فضای سبز در قم اساساً تصمیمی نادرست است، یک خطای محاسباتی جدی است. همان‌طور که نقد گونه‌های گیاهی نیز اگر بدون توجه به اقلیم، نیاز آبی، محل کاشت، کارکرد اکولوژیک، سایه‌اندازی و شیوه نگهداری مطرح شود، نمی‌تواند مبنای مناسبی برای قضاوت درباره سیاست فضای سبز شهر باشد. قم زمانی مصداقی از باغ‌شهری با پهنه‌های گسترده باغی و حق‌آبه‌های قانونی بود. حق‌آبه‌هایی که بخشی از پشتوانه طبیعی و اقتصادی باغ‌های قم را تشکیل می‌دادند.
امروز مسئله واقعی قم، آب یا درخت نیست؛ مسئله این است که در شهری با اقلیم گرم و خشک و منابع محدود، چگونه می‌توان با کمترین مصرف آب، بیشترین خدمت اکولوژیک را از فضای سبز گرفت.
شهر گرم و خشکی مانند قم، بیش از بسیاری از شهرهای دیگر به درخت نیاز دارد؛ زیرا وقتی باغ‌ها حذف می‌شوند، زمین‌های نفوذپذیر به سطوح سخت تبدیل می‌شوند و ساختمان و آسفالت جای پوشش طبیعی را می‌گیرد، شهر فقط بخشی از زیبایی خود را از دست نمی‌دهد، بلکه تراز حرارتی آن نیز تغییر می‌کند. سطوح سخت گرمای خورشید را جذب و ذخیره می‌کنند، سایه کاهش پیدا می‌کند، تبخیر و تعرق گیاهی کم می‌شود و در نتیجه، دمای محیط افزایش می‌یابد. این همان چیزی است که امروز در ادبیات علمی از آن با عنوان «جزیره گرمایی شهری» یاد می‌شود.
درخت؛ زیرساختی که دیده نمی‌شود
بنابراین اگر امروز برای توسعه فضای سبز قم هزینه می‌شود، در واقع فقط برای زیبایی شهر هزینه نشده و بخشی از هزینه سازگاری شهر با گرما پرداخت می‌شود. این نکته را باید جدی‌تر از گذشته دید؛ زیرا گرمای بیشتر یعنی افزایش تقاضای سرمایش، افزایش مصرف انرژی، تشدید فشار بر زیرساخت‌های شهری و در نهایت افزایش هزینه‌ای که شهروند و مدیریت شهری باید برای قابل‌تحمل نگه داشتن محیط بپردازند. به همین دلیل، حذف فضای سبز و سپس تلاش برای جبران آن، از نظر اقتصادی نیز تصمیمی پرهزینه است.
مسئله امروز قم فقط افزایش سرانه فضای سبز نیست. باید به افزایش پوشش تاج درختان، سایه‌اندازی در معابر، پیوستگی فضاهای سبز و توزیع عادلانه آن در محلات نیز فکر شود. ممکن است در آمار، سرانه فضای سبز افزایش یافته باشد، اما شهروندی که در یک ظهر گرم تابستانی در خیابان حرکت می‌کند، با عدد سرانه زندگی نمی‌کند، او با آسفالت داغ، دیوار گرم و خیابانی بدون سایه مواجه است.
درخت در شهر گرم و خشک، یک عنصر تزئینی نیست، بخشی از زیرساخت اقلیمی شهر است. ما نمی‌توانیم از یک سو برای افزایش فضای سبز و کاهش آثار گرمای شهری تلاش کنیم و از سوی دیگر، الگوی توسعه شهری را به شکلی پیش ببریم که اساساً امکان شکل‌گیری همین فضای سبز و سایه را از بین ببرد. جدا از حذف باغ‌های درون‌شهری، مشکل این سال‌های قم، نوع ساختن شهر است.
شهر فقط با ساختمان ساخته نمی‌شود
در بخش‌هایی از شهر، ساخت‌وساز چنان پیش رفته که گاهی پیاده‌رو دیگر به معنای واقعی کلمه موضوعیت خود را از دست داده است. در بعضی نقاط، ساختمان تا مرزهایی پیش آمده که نه‌تنها امکان کاشت درخت در حاشیه معبر وجود ندارد، بلکه حق ابتدایی عابر برای یک مسیر امن و مناسب را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. وقتی پیاده‌رو به فضای باقی‌مانده میان ساختمان و خیابان تبدیل شود، دیگر نباید انتظار داشت که شهر بتواند شبکه‌ای از مسیرهای سایه‌دار، سبز و انسان‌محور ایجاد کند.
هر مترمربع سطحی که بی‌ضابطه ساخته می‌شود، بخشی از ظرفیت طبیعی شهر را برای نفوذ آب، ایجاد پوشش گیاهی، تعدیل حرارت و ایجاد فضای عمومی از بین می‌برد. هر درختی که به دلیل نبود فضای مناسب در حاشیه معبر امکان کاشت پیدا نمی‌کند، یک واحد ظرفیت سایه‌اندازی و کاهش تنش حرارتی را از شهر حذف می‌کند. از این منظر، تخلف ساختمانی را نمی‌توان صرفاً یک موضوع درآمدی یا یک پرونده در کمیسیون مربوطه دانست. تخلف، وقتی به تغییر نامتعارف در تراکم، سطح اشغال، عقب‌نشینی و ساختار معبر منجر می‌شود، می‌تواند هزینه‌هایی بسیار فراتر از رقم جریمه به شهر تحمیل کند.
ممکن است تخلف ساختمانی امروز برای شهر درآمد ایجاد کند، اما هزینه واقعی آن ممکن است سال‌ها بعد در قالب افزایش فشار بر شبکه آب و فاضلاب، کاهش ظرفیت معابر، افزایش سفرهای درون‌شهری، کاهش کیفیت پیاده‌روی، تشدید گرمای محله، کاهش فضای عمومی و افت زیست‌پذیری خود را نشان دهد؛ به زبان ساده‌تر، درآمد امروز تخلف ممکن است بدهی فردای شهر باشد.
درآمدی که از آینده شهر خرج می‌کند
این همان نقطه‌ای است که باید در اقتصاد شهری قم با صراحت بیشتری درباره آن صحبت کرد. اگر اداره شهر به درآمدهایی وابسته شود که بخشی از آنها از تغییر ضوابط و پذیرش تخلف به دست می‌آید، در بلندمدت ممکن است شهر برای تأمین هزینه‌های امروز، از سرمایه طبیعی و کالبدی فردای خود خرج کند.
وقتی تراکم افزایش پیدا می‌کند، شبکه حمل‌ونقل، آب، فاضلاب، انرژی، فضای عمومی و محیط‌زیست نیز باید متناسب با آن ظرفیت پیدا کنند. شهروندی که در محله‌ای بدون پیاده‌رو مناسب، بدون سایه، بدون فضای عمومی کافی و در میان ساخت‌وساز فشرده زندگی می‌کند، کیفیت متفاوتی از زندگی را تجربه می‌کند. این موضوع بر احساس تعلق به شهر، آرامش، تعامل اجتماعی، امنیت ادراک‌شده و حتی تصویر ذهنی شهروند از محل زندگی خود اثر می‌گذارد.
به همین دلیل، فضای سبز را نباید در مقابل ساختمان و توسعه شهری قرار داد. اتفاقاً مسئله این است که ساختمان، خیابان، پیاده‌رو، درخت و فضای عمومی باید در یک منطق واحد شهری دیده شوند. قم به فضای سبز بیشتر نیاز دارد، اما هم‌زمان به انضباط بیشتر در ساخت‌وساز نیز نیازمند است. قم به درخت بیشتر نیاز دارد، اما پیش از آن باید فضای لازم برای استقرار درست درخت را در طراحی معابر و محلات به رسمیت بشناسد. قم به سرمایه‌گذاری بیشتر در فضای سبز نیاز دارد، اما هم‌زمان باید هزینه واقعی تخریب باغ‌ها، کاهش سطوح نفوذپذیر و افزایش تراکم نامتعارف را نیز در محاسبات اقتصادی شهر وارد کند؛ هرچند برای جبران بخشی از این خسارت‌ها، شاید دیگر بسیار دیر شده باشد. مهم‌تر از همه، قم به یک مدل درآمدی پایدار برای اداره شهر نیاز دارد؛ مدلی که در آن حفظ کیفیت شهر، خود به یک ارزش اقتصادی تبدیل شود و کیفیت شهر برای تأمین درآمد کوتاه‌مدت هزینه نشود.
باغی که هنوز برای قم حرف دارد
شاید آن باغ انار محدوده بلوار قائم، بهانه خوبی برای بازخوانی همین مسئله باشد. باغی که از قم گذشته یادی را برای ما باقی گذاشته که امروز ارزش آن را بهتر می‌فهمیم. اینکه در یک شهر گرم و خشک، درخت و باغ فقط بخشی از منظره نیستند، بلکه بخشی از تعادل اقلیمی شهر هستند.
اگر قرار است قم در سال‌های آینده شهری زیست‌پذیرتر شود، باید هم‌زمان دو کار انجام شود: فضای سبز توسعه یابد و از تخریب ظرفیت‌های شهری نیز جلوگیری شود. باید به افزایش سرانه فضای سبز افتخار کرد، اما نباید در همین نقطه متوقف شد. نباید از ترس کمبود آب، یکی از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با گرمای شهری را کنار گذاشت و در پایان، باید برای اقتصاد شهری چاره‌ای اندیشید تا درآمدش را از آینده شهر قرض نگیرد.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/gjbx

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا