یادداشت

عملیات روانی یا توافق قریب الوقوع

نگاهی به ادعای جدید رئیس‌جمهور متوهم آمریکا؛

ندای قم/ یادداشت / سید رضا دهناد/ کارشناس ارشد امور نظامی و دفاع؛ گزارش شبکه سی‌ان‌ان بیانگر این است که ترامپ در ۹۰ روز گذشته ۳۷ بار از «نزدیکی توافق با ایران» سخن گفته است !
تکراری که بیش از آنکه نشانه پیشرفت واقعی در مسیر دیپلماسی باشد، تلاشی برای ساختن یک روایت دروغ در افکار عمومی باشد. در سیاست، گاهی فاصله میان واقعیت و روایت آن‌قدر زیاد می‌شود که تنها ابزار پر کردن این شکاف، تکرار مداوم یک ادعاست.
وقتی یک رئیس‌جمهور بارها از توافقی قریب‌الوقوع سخن می‌گوید اما در عمل نشانه‌های عینی و قابل اتکایی از تحقق آن دیده نمی‌شود، طبیعی است این پرسش مطرح شود که هدف از این تکرار چیست. پاسخ را باید در فاصله میان «واقعیت میدانی» و «روایت رسانه‌ای» جست‌وجو کرد. آنچه مسلم است ، سیاست فشار حداکثری امریکا و رژیم صهیونی که قرار بودبه تبع آن ایران را نابود شود در سایه آگاهی ،وغیرت یک ملت جان فدا با شکست مواجه شد
نه تحریم‌های گسترده توانستند ساختار اقتصادی و سیاسی ایران را فروبپاشند و نه تهدیدهای مکرر و حملات نظامی توانستند موازنه بازدارندگی را آن‌گونه که ترامپ و نتانیاهو انتظار داشتتند تغییر دهند. در چنین فضایی، ادعای «توافق نزدیک است» بیش از آنکه بازتاب یک روند واقعی باشد، تلاش برای فرار از باتلاق ‌و بن‌بستی است که ترامپ بر مبنای محاسبات غلط برای خو ایجاد کرده‌اند.
از سوی دیگر، نباید از نقش اقتصاد در این معادله غافل شد. بازارهای مالی و انرژی در جهان امروز به‌شدت به سیگنال‌های سیاسی حساس‌اند. هر بار که زمزمه‌ای از توافق یا کاهش تنش در خاورمیانه مطرح می‌شود، بازار نفت، ارز و طلا واکنش نشان می‌دهد. به همین دلیل تکرار چنین گزاره‌ای می‌تواند به ابزاری برای مدیریت انتظارات بازار نیز تبدیل شود؛ ابزاری که هم بر فضای اقتصادی منطقه اثر می‌گذارد و هم در داخل آمریکا می‌تواند از فشار های ناشی از اعتراضات اجتماعی مردم امریکا را در نوسانات قیمت انرژی بکاهد.
علاوه بر آن ، هم‌زمانی میان نوسانات سیاسی و منافع اقتصادی حلقه نزدیک به ترامپ نیز محل تأمل است. ترامپ پیش از ورود به سیاست، چهره‌ای شناخته‌شده در تجارت بود و شبکه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی در اطراف او و خانواده‌اش شکل گرفته است. در چنین شرایطی، هر موج خبری که بازارها را دچار نوسان کند، می‌تواند فرصت‌های اقتصادی قابل توجهی برای ترامپ و بستگان نزدیکش را فراهم کند. به همین دلیل در اقتصاد سیاسی معاصر همواره این پرسش مطرح بوده که تا چه اندازه تصمیمات سیاسی و فضای رسانه‌ای پیرامون آن با منافع اقتصادی برخی بازیگران قدرت پیوند می‌خورد.
با این حال، تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که فشارهای خارجی الزاماً به نتایجی که طراحان آن انتظار داشتند منجر نشده است. جامعه ایران با وجود هزینه‌های سنگین اقتصادی، نوعی تاب‌آوری و استمرار اجتماعی کم نظیر از خود نشان داده که در بسیاری از محاسبات اولیه دشمن امریکایی و صهیونی نبود. همین پایداری اجتماعی و حفظ ظرفیت‌های داخلی است که موجب شده روایت «عقب‌نشینی قریب‌الوقوع» بارها تکرار شود، اما در میدان واقعیت تحقق پیدا نکند.
آنچه امروز شاهد آن هستیم بیش از آنکه یک روند قطعی دیپلماتیک باشد، نوعی تلاش برای ساختن تصویری که در آن آمریکا از موضع قدرت در حال مذاکره است. شاید ادعاهای دروغین ترامپ برای جامعه امریکا موقتا جنبه حرف درمانی داشته باشد اما تهدید ها و بلوف های قمار بازانه ترامپ برای ملت بصیر و شجاع ایران ارزشی ندارد .

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/rgvt

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا