ویژهیادداشت

کیفرخواست محیط ‌زیستی ایران علیه جنگ زیرساخت‌ها

جهان باید هزینه حفاظت از خلیج فارس را بپردازد؛

ندای قم / یادداشت / عباس جعفری / کارشناس برنامه‌ریزی محیط زیست ؛ حملات گسترده دشمن به زیرساخت‌های صنعتی به خصوص حوزه پتروشیمی در جنگ رمضان و در ادامه حمله اخیر رژیم صهیونیستی به پتروشیمی ماهشهربه صحنه‌ای برای تهدید مستقیم امنیت اکولوژیک ایران تبدیل شده است. دشمن نشان داده است هیچ تعهدی در قبال پروتکل‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی در حوزه حقوق بشر و محیط زیست را ندارد. حملات مکرر به زیرساخت‌های نفت، گاز و پتروشیمی کشور، تعرض به سامانه‌های حیاتی محیط زیستی است که حیات میلیون‌ها ایرانی به آنها وابسته است. تأسیسات پتروشیمی، مخازن مواد شیمیایی، خطوط انتقال فرآورده‌های نفتی و مجتمع‌های انرژی، از حساس‌ترین نقاط کشور از منظر ریسک‌های زیست‌محیطی به شمار می‌روند و هرگونه حمله به آنها می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد ایجاد کند.
از این منظر، آنچه رخ داده موضوعی است که باید در چارچوب مسئولیت‌های بین‌المللی نسبت به حفاظت از محیط زیست، سلامت عمومی و حقوق نسل‌های آینده مورد ارزیابی قرار گیرد. هنگامی که تأسیسات پتروشیمی و مراکز ذخیره و فرآوری مواد خطرناک در معرض حمله قرار می‌گیرند، نخستین قربانی، هوایی است که مردم تنفس می‌کنند. دومین قربانی، خاکی است که امنیت غذایی کشور بر آن استوار است و سومین قربانی، منابع آبی و اکوسیستم‌هایی هستند که احیا آنها گاه به دهه‌ها زمان نیاز دارد.
تمرکز حملات بر زیرساخت‌های انرژی و پتروشیمی، محیط زیست ایران را در معرض مخاطراتی قرار داده است که آثار آنها بسیار فراتر از محدوده عملیات نظامی ارزیابی می‌شود. هرگونه آسیب به مخازن ذخیره مواد نفتی، خطوط انتقال خوراک، واحدهای فرآیندی و سامانه‌های نگهداری مواد شیمیایی، احتمال انتشار حجم قابل توجهی از آلاینده‌های خطرناک در هوا، خاک و آب را افزایش می‌دهد. این آلاینده‌ها پس از ورود به محیط، مسیرهای پیچیده‌ای را در اکوسیستم طی می‌کنند و بخشی از آنها برای سال‌ها در چرخه‌های زیستی باقی می‌مانند.
جنوب ایران در زمره متراکم‌ترین پهنه‌های صنعتی کشور قرار دارد. استقرار پالایشگاه‌ها، مجتمع‌های پتروشیمی، بنادر انرژی و شبکه‌های انتقال نفت و گاز در مجاورت خلیج فارس، این منطقه را به یکی از حساس‌ترین کانون‌های محیط زیستی غرب آسیا تبدیل کرده است. هرگونه اختلال در این سامانه عظیم صنعتی، پیامدهایی فراتر از مرزهای جغرافیایی ایجاد می‌کند و دامنه اثرات آن می‌تواند کیفیت آب‌های ساحلی، زیستگاه‌های دریایی، ذخایر شیلاتی و سلامت جوامع اطراف را تحت تأثیر قرار دهد.
آلودگی‌های ناشی از صنایع پتروشیمی ماهیتی متفاوت از بسیاری از آلودگی‌های متعارف دارند. ترکیبات آروماتیک، هیدروکربن‌های چندحلقه‌ای، مواد گوگردی، فلزات سنگین و ذرات معلق حاصل از احتراق فرآورده‌های نفتی، از جمله آلاینده‌هایی هستند که قابلیت انتقال در مقیاس منطقه‌ای دارند. بخشی از این مواد پس از انتشار در جو، همراه با بارش به سطح زمین بازمی‌گردند و در خاک، منابع آب و زنجیره غذایی انباشت می‌شوند. پیامد چنین فرآیندی در بسیاری از موارد سال‌ها پس از پایان درگیری‌ها آشکار می‌شود.
خلیج فارس ظرفیت محدودی برای جذب شوک‌های زیست ‌محیطی دارد. ویژگی نیمه‌ب سته این پهنه آبی، نرخ پایین تبادل آب و فشار مستمر فعالیت‌های صنعتی، حساسیت آن را نسبت به هرگونه آلودگی جدید افزایش داده است. در چنین شرایطی، ورود آلاینده‌های نفتی و شیمیایی می‌تواند فرایندهای طبیعی اکوسیستم را مختل کرده و روند احیای طبیعی زیستگاه‌های دریایی را با دشواری مواجه سازد.
ادبیات نوین حقوق محیط زیست، تخریب گسترده و ماندگار اکوسیستم‌ها در جریان مخاصمات را در چارچوب مفهوم اکوساید مورد بررسی قرار می‌دهد. این مفهوم بر خساراتی تمرکز دارد که ظرفیت باززایی طبیعت را کاهش می‌دهند و آثار آنها برای نسل‌های آینده باقی می‌ماند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی می‌شود که خسارت‌های زیست‌محیطی، برخلاف بسیاری از خسارت‌های عمرانی، با پایان جنگ خاتمه نمی‌یابند و دوره اثرگذاری آنها در بسیاری موارد از عمر یک نسل فراتر می‌رود.
امروز ضرورت اصلی، مستندسازی دقیق و علمی پیامدهای محیط زیستی این حملات است. پایش مستمر کیفیت هوا، نمونه‌برداری از خاک، ارزیابی آلودگی منابع آب، تحلیل تصاویر ماهواره‌ای و برآورد خسارات اکولوژیک باید به بخشی از راهبرد ملی مدیریت بحران تبدیل شود. حفاظت از محیط زیست در دوران جنگ، دفاع از سرمایه طبیعی کشور و صیانت از حقوق نسل‌هایی است که در شکل‌گیری این بحران هیچ نقشی نداشته‌اند.
بحث عوارض محیط‌ زیستی تنگه هرمز در اصل بر این واقعیت استوار است که خلیج فارس سال‌هاست در حال پرداخت هزینه تجارت جهانی انرژی است. جنگ اخیر، ابعاد جدیدی از این هزینه را آشکار کرده و مخاطرات ناشی از آسیب به زیرساخت‌های نفتی و پتروشیمی را به فهرست تهدیدهای این اکوسیستم حساس افزوده است.
در شرایطی که بخش قابل توجهی از جامعه بین‌المللی در برابر تهدیدات متوجه محیط زیست خلیج فارس رویکردی منفعلانه در پیش گرفته و سازوکارهای موجود نیز کارآمدی لازم را برای پیشگیری از خسارت‌های زیست‌محیطی ناشی از درگیری‌های نظامی نشان نداده‌اند، مسئولیت صیانت از این پهنه راهبردی بیش از هر زمان دیگری بر دوش ایران قرار گرفته است.
ایران به واسطه طولانی‌ترین نوار ساحلی، گسترده‌ترین وابستگی‌های اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیک و عمیق‌ترین پیوند تاریخی با خلیج فارس، بیشترین سهم را از پیامدهای تخریب این اکوسیستم متحمل خواهد شد و به همین دلیل از مشروعیت و مسئولیت بیشتری برای اتخاذ تدابیر حفاظتی برخوردار است.
در چنین شرایطی، اعمال سازوکارهای حقوقی و مدیریتی برای تأمین هزینه‌های پایش، حفاظت، احیا و جبران خسارت‌های زیست‌محیطی، از جمله وضع عوارض و الزامات محیط‌زیستی مرتبط با تردد دریایی در تنگه هرمز، اقدامی قابل دفاع در چارچوب اصل مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی محسوب می‌شود.
هزینه حفاظت از خلیج فارس نمی‌تواند صرفاً بر دوش کشوری قرار گیرد که بیشترین آسیب را متحمل می‌شود. بازیگران منتفع از امنیت انرژی منطقه و دولت‌هایی که به هر شکل در شکل‌گیری یا تداوم شرایط بی‌ثبات‌کننده نقش داشته‌اند نیز باید سهم خود را در جبران خسارت‌ها و تأمین منابع مورد نیاز برای حفاظت از این سرمایه طبیعی بی‌بدیل بپذیرند. خلیج فارس یک گذرگاه صرف برای انتقال انرژی نیست.
یک اکوسیستم زنده، شکننده و میراث طبیعی مشترک منطقه است و صیانت از آن مستلزم آن است که هزینه تخریب و مخاطره‌آفرینی نیز از عاملان، بهره‌برداران و منتفعان این وضعیت مطالبه شود. خلیج فارس سال‌ها هزینه امنیت انرژی جهان را پرداخت کرده است اکنون زمان آن رسیده که جهان نیز هزینه حفاظت از خلیج فارس را بپردازد.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/2r4f

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا