
ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد / معاون سابق دانشگاه شهید محلاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛همانگونه که دریادداشت پیشین اشاره شد، مقاومت ملت بزرگ ایران در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی، صرفاً یک ایستادگی مقطعی در برابر یک تهدید نظامی نبود؛ بلکه حادثهای تعیینکننده در مسیر آینده ایران و حتی امت اسلامی به شمار میآید. این مقاومت، دستاوردهای عمیق و گستردهای برای آینده کشور به همراه خواهد داشت. در این نوشتار، به برخی از پیامدهای داخلی آن بهصورت اجمالی اشاره میشود.
۱. پیامدهای سیاسی در داخل ایران
غلبه گفتمان عزت بر گفتمان ذلت
از دوران مشروطیت تاکنون، در عرصه اداره کشور همواره دو جریان فکری اصلی در برابر یکدیگر قرار داشتهاند. یک جریان بر این باور است که پیشرفت و تعالی ایران تنها با تکیه بر هویت ملی، ایمان دینی، ظرفیتهای درونی و میراث تمدنی ایرانی ـ اسلامی امکانپذیر است. این جریان در دورههای مختلف با نامها و عناوین گوناگون شناخته شده، اما روح مشترک آن «اعتماد به توان ملت و استقلال در برابر سلطه» بوده است.
در مقابل، جریان دیگری قرار دارد که راه توسعه کشور را در تبعیت از غرب، سازش با قدرتهای سلطهگر و حتی در تقلید کامل از الگوهای غربی جستوجو میکند؛ جریانی که همواره عزت ملی را در پای رضایت قدرتهای خارجی قربانی کرده است.
در ماجرای جنگ اخیر صهیونیستی ـ آمریکایی، ملت بزرگ ایران با هدایت و رهنمودهای حکیمانه قائد شهید خود، بار دیگر حقیقتی بزرگ را به اثبات رساند: هیمنهای که سالها از آمریکا بهعنوان یک ابرقدرت شکستناپذیر تصویر شده بود، چیزی جز یک قدرتنمایی پوشالی نبود. ایستادگی ملت ایران این تصویر دروغین را فرو ریخت.
این رخداد تاریخی، در واقع مهر تأییدی بر حقانیت گفتمان مقاومت و عزت بود و در نقطه مقابل، مهر بطلانی بر اندیشه سازش، وابستگی و غربباوری.
طبیعی است که چنین تجربهای، مسیر آینده کشور را در حوزه راهبردها، سیاستها و تصمیمات کلان روشنتر میکند. اداره نظام اسلامی نیازمند مدیرانی است که نهتنها در شعار، بلکه درعمق باور وعمل به اندیشه مقاومت ایمان داشته باشند؛ اندیشهای که ریشه در مکتب عاشورا، راه سالار شهیدان و حقیقت اسلام ناب محمدی دارد.
در مقابل، کسانی که همچنان راه پیشرفت را در وابستگی، عقبنشینی و چشم دوختن به اراده بیگانگان میدانند، نباید در جایگاههای تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور قرار گیرند. مقصود از کنار گذاشتن این افراد، سلب حقوق شهروندی یا طرد اجتماعی آنان نیست؛ بلکه سخن بر سر آن است که سرنوشت یک ملت بزرگ نباید در دستان کسانی قرارگیرد که به قدرت و ظرفیت این ملت ایمان ندارند.
امامین انقلاب در اندیشه سیاسی خود بارها و بهروشنی مختصات این دو جریان را تبیین کردهاند؛ جریانی که عزت، استقلال و مقاومت را محور پیشرفت میداند و جریانی که راه نجات را در سازش و وابستگی جستوجو میکند.
تجربههای تاریخی ملت ایران نیز بارها نشان داده است که عزت و پیشرفت تنها در سایه مقاومت و اتکا به توان درونی ملت به دست میآید.
ادامه دارد….



