نقش مدیریت شهری درارتقا تابآوری جامعه

ندای قم / یادداشت / سید جمال الدین حسینی کهنوج / پژوهشگر حکمرانی ؛ حلقه فشار اقتصادی هرروز تنگ تر میشود تا نارضایتیهای داخلی شعلهور شود. همزمان که قیمتها در داخل و بهای نفت و اقلام اساسی در جهان رو به افزایش است، برخی رسانهها و سیاستمداران خارجی از جمله ترامپ، با ذوقزدگی از «گزارشهای فروپاشی ایران» سخن میگویند؛ گویی شکست درمیدانهای سختتر را میخواهند با سلاح گرانی و شایعه کمبود جبران کنند.
در چنین فضایی، پروژهای آشنا دوباره فعال میشود: وارد کردن جامعه در یک چرخه فرساینده «جنگ، گرانی، اعتراض و التهاب». سناریویی که در اتاقهای فکر دور از این سرزمین طراحی میشود، اما محل اجرای واقعی آن جایی دیگر است: شهرهای ما.
جنگ ترکیبی ممکن است از میدان آغاز شود، اما سرنوشت آن درخیابان و محله رقم میخورد؛ در صف نان، در واگنهای شلوغ مترو، در سوپرِ محله، در اضطراب نشسته بر چهره مردم و در موج شایعاتی که هرروز در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود. اگر شهر آماده نباشد، هر شوک بیرونی ـ از جهش قیمتها تا تنشهای امنیتی و رسانهای ـ میتواند همچون زلزله ای آرام اما عمیق، لایههای زندگی شهری را دچار تلاطم کند.
در جنگ ترکیبی، شهر حاشیه ماجرا نیست؛ میدان اصلی است. گرانی، کمبود، شایعه و روایتها و کلیپ های ملتهب، مستقیماً خیابان و محله را هدف میگیرند تا جامعه به نقطه جوش برسد. هدف روشن است: تبدیل فشار اقتصادی و دشواری معیشت به التهاب و بی ثباتی اجتماعی. درچنین شرایطی یک پرسش جدی پیش روی مدیریت شهری قرار دارد: که آیا میخواهند تماشاگر بحران باشند یا بازیگر فعال در حفظ آرامش شهر؟
تجربه سالهای دفاع و بحران نشان داده است که در لحظات حساس، این ساختمانهای اداری یا ستادهای دوراز متن زندگی مردم نیستند که نخستین واکنش را نشان میدهند؛ بلکه این «محله» است که با مسجد، گروههای مردمی، خیریهها، تعاونیهای کوچک و شبکههای اجتماعی محلی وارد میدان میشود. شهر از دل محلهها زنده میماند و تاب میآورد.
اگرمحله تقویت نشود، شهر دربرابر هر موج گرانی، شایعه یا جنگ روانی دوباره دچار لغزش خواهد شد. تابآوری بدون تکیه بر ظرفیتهای محلی، بیش از آنکه واقعیت باشد، شعاری زیبا روی کاغذ است.
از همین رو مدیریت شهری دیگر نمیتواند تنها به اداره روزمره شهر بسنده کند. مدیریت ترافیک، نظافت شهری یا پروژههای عمرانی ضروریاند، اما در شرایطی که شهر درمعرض جنگ ترکیبی قرار دارد، کافی نیستند. شهرداری و شورا نیازمند یک «برنامه تابآوری شهری» هستند؛ برنامهای عملی، محلهمحور و مبتنی بر دادههای واقعی شهر.
نخستین گام در چنین برنامهای، شناسایی دقیق محلات آسیبپذیر از نظر معیشتی و اجتماعی است. پس از آن باید سازوکارهای محلهمحور برای حمایت اجتماعی و معیشتی شکل گیرد؛ سازوکارهایی که در آن مسجد و گروههای داوطلب، پایگاه های بسیج محلات، خیریهها، هیئات و فعالان اجتماعی در کنار مدیریت شهری قرار گیرند تا کمکرسانی و مواسات، هدفمند و سازمانیافته انجام شود.
در کنار این اقدامات، توجه به اقتصاد محلی نیزاهمیت ویژهای دارد. بازارچههای محلی، تعاونیها و مشاغل خرد تنها ابزار معیشت نیستند؛ آنها ستونهای تابآوری اقتصادی شهرند. تقویت این شبکهها میتواند بخشی از فشار گرانی را در سطح محله کاهش دهد و وابستگی شهروندان به شبکههای سوداگرانه بازار را کمتر کند.
از سوی دیگر، جنگ ترکیبی بدون جنگ روایتها قابل تصور نیست. شایعات، اخبار جعلی و روایتهای تحریفشده میتوانند فضای روانی شهر را به سرعت ملتهب کنند. به همین دلیل شهر به یک شبکه معتبر و سریع اطلاعرسانی محلی نیاز دارد؛ شبکهای متشکل از رسانههای شهری، کانالهای رسمی محلات، تریبونهای مساجد و مراکز فرهنگی محله که بتواند اطلاعات دقیق و بهموقع را در اختیار مردم قرار دهد.
چرخهای که طراحان جنگ ترکیبی دنبال میکنند روشن است: فشار بیرونی، جنگ روانی، التهاب اقتصادی و در نهایت بیثباتی اجتماعی. اما این چرخه میتواند در نقطهای حیاتی شکسته شود؛ در کوچه و محله.
در چنین شرایطی الگوی حکمرانی شهری نیز نیازمند بازتعریف است. «مسجد، شهرداری، شورا و مردم» چهار ضلع یک مربعاند که بدون هر کدام، تصویر حکمرانی در بحران کامل نمیشود. مسجد و شبکههای مردمی پایگاه اعتماد و سرمایه اجتماعی محلهاند؛ شهرداری هماهنگکننده و پشتیبان برنامههای محلهمحور است؛ شورا نماینده مطالبات شهروندان و ناظر بر عدالت فضایی است؛ و مردم کنشگران اصلی میداناند.
هرچه این پیوند میان مردم و مدیریت شهری عمیقتر شود، شهر از یک مصرفکننده منفعل تصمیمهای ملی به بازیگری فعال در حفظ آرامش و ثبات اجتماعی تبدیل خواهد شد.
در برابر فشارها و التهابها، شهر و شهروندان تنها گزینه «تحمل منفعلانه» را پیش رو ندارند. مشارکت در تصمیمهای محلی، مواسات سازمانیافته، حمایت از اقتصاد محله و مطالبهگری مسئولانه از مدیریت شهری میتواند مسیر متفاوتی پیش پای جامعه بگذارد.
آینده بسیاری از بحرانها نه فقط در عرصههای دوردست، بلکه در همین محلههای شهر رقم میخورد. اینکه شهر به میدان التهاب تبدیل شود یا به صحنه همبستگی و عقلانیت اجتماعی، تا حد زیادی به تصمیم و عملکرد ما در سطح محله، مسجد، شهرداری و شورا بستگی دارد.
انتخاب پیش روی ما روشن است: شهری نگران و منفعل، یا شهری آگاه، همدل و آماده.



