ویژهیادداشت

ذوالفقار دریا

ارتش و سپاه در دریا یک قدرت مکمل هستند؛

ندای قم / یادداشت / کارشناس ارشد امور نظامی و دفاعی؛ توان دریایی ایران بر ساختاری دوگانه استوار است؛ ساختاری که طی دهه‌های گذشته با تدابیر و دور اندیشی حکیمانه قائد شهیدمان شکل گرفته و امروز به یکی از مولفه های متمایز قدرت دریایی کشور تبدیل شده است. در این الگو، دو نیروی مجزا اما مکمل در صحنه حضور دارند: نیروی دریایی دلاور ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروی دریایی بیدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر یک از این نیروها مأموریت‌ها، الگوهای عملیاتی و حوزه‌های تمرکز متفاوتی دارند، اما در مجموع شبکه‌ای از توانایی‌های دریایی را شکل می‌دهند که از آب‌های آزاد تا سواحل خلیج فارس امتداد یافته است.
نیروی دریایی ارتش با تکیه بر ناوهای رزمی، ناوهای پشتیبانی، زیردریایی‌ها و سامانه‌های مختلف دریایی، مأموریت حفظ امنیت خطوط کشتیرانی و حضور در آب‌های دوردست را بر عهده دارد. طی سال‌های اخیر، ناوگروه‌های ارتش بارها در اقیانوس هند، دریای سرخ و حتی آب‌های دورتر حضور یافته‌اند؛ حضوری که هدف آن نه تنها حفاظت از منافع دریایی ایران، بلکه نمایش توانایی کشور در عملیات دریایی طولانی‌مدت و فرامنطقه‌ای است. در واقع نیروی دریایی ارتش نماینده بُعد کلاسیک قدرت دریایی ایران است؛ نیرویی که مأموریت آن حفاظت از منافع ملی در پهنه گسترده دریاهاست.
در سوی دیگر نیروی دریایی سپاه پاسداران قرار دارد؛ نیرویی که فلسفه عملیاتی آن بر مبنای جنگ نامتقارن در محیط‌های دریایی شکل گرفته است. خلیج فارس و تنگه هرمز، با آبراه‌های باریک، جزایر متعدد و نزدیکی سواحل، محیطی کاملاً متفاوت از دریاهای آزاد ایجاد می‌کنند. در چنین محیطی، برتری صرف در ناوهای بزرگ یا تجهیزات سنگین لزوماً تعیین‌کننده نیست. آنچه اهمیت می‌یابد، چابکی ، سرعت، پراکندگی، غافلگیری و توانایی ضربه زدن در زمان و مکان غیرمنتظره است.
راهبرد دریایی سپاه دقیقاً بر همین منطق استوار شده است. استفاده گسترده از قایق‌های تندرو، شناورهای موشک‌انداز، سامانه‌های موشکی ساحل به دریا، مین‌های دریایی و سامانه‌های بدون سرنشین بخشی از این رویکرد به شمار می‌رود. این ابزارها امکان اجرای عملیات سریع و پراکنده را فراهم می‌کنند و می‌توانند محیط عملیاتی را برای ناوهای بزرگ پیچیده سازند. در چنین الگویی، تمرکز بر ایجاد فشار مداوم و افزایش هزینه‌های عملیاتی برای نیروی مقابل است.
در عمل، ترکیب این دو رویکرد—حضور کلاسیک در آب‌های آزاد و راهبرد نامتقارن در خلیج فارس—به ایران نوعی انعطاف عملیاتی در حوزه دریایی بخشیده است. نیروی دریایی ارتش می‌تواند در گستره اقیانوس‌ها نقش حفاظت از منافع ملی و خطوط کشتیرانی را ایفا کند، در حالی که نیروی دریایی سپاه با تمرکز بر محیط پیچیده خلیج فارس و تنگه هرمز، راهبردی مبتنی بر بازدارندگی و کنترل محیط نزدیک را دنبال می‌کند.
به همین دلیل،قدرت دریایی ایران را نمی‌توان تنها با معیارهای سنتی اندازه ‌گیری کرد. این قدرت در واقع حاصل ترکیب دو فلسفه متفاوت از نبرد دریایی است: یکی مبتنی بر حضور کلاسیک در دریاهای آزاد و دیگری متکی بر جنگ نامتقارن در یکی از حساس‌ترین آبراه‌های جهان. چنین ترکیبی باعث شده است که ابر قدرت مادی دنیا از حیث تجهیزا ت انگونه زمین گیر شود که هدفش از تغییر حکومت در ایران به چگونگی فرار از مهلکه تبدیل شود .

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/sv2g

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا