
ندای قم / یادداشت / غلامرضا رضایی / تحلیلگر مسائل سیاسی ؛ در فضای سیاسی کشور، گاهی برخی رویدادها فراتر از متن یک توافق، تفاهمنامه یا مذاکره اهمیت پیدا میکنند. آنچه ارزش تحلیل دارد، صرفاً نتیجه یک فرآیند نیست؛ بلکه شیوه مواجهه نظام با آن فرآیند است. از همین منظر، پیام اخیر رهبر معظم انقلاب را به عنوان یک الگوی حکمرانی در نظام مقدس جمهوری اسلامی، باید مورد تامل قرار داد.
یکی از ویژگیهای برجسته این پیام، جمع میان دو اصل مهم بود؛ «اعتماد» و «هوشیاری». از یک سو، بر تلاش، تعهد و دلسوزی مسئولانی تأکید شد که با نیت خدمت به کشور وارد این مسیر شدند و از سوی دیگر، نسبت به سابقه بدعهدی، زیادهخواهی و رفتارهای غیرقابل اعتماد طرف مقابل هشدار داده شد. این نگاه نشان میدهد که نظام اسلامی میان نیت و عملکرد مسئولان داخلی با رفتار دشمنان خارجی تفاوتی روشن قائل است.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا، جایی باشد که تفاوت دیدگاه رهبری با مسیر طی شده، با صراحت و صداقت با مردم در میان گذاشته میشود. این موضوع حامل یک پیام عمیق برای جامعه است. در جمهوری اسلامی، اختلاف نظر به معنای بنبست نیست. سازوکارهای قانونی، نهادهای تصمیمگیر و مسئولیتپذیری مدیران، بخشی از فرآیند حکمرانی هستند و تصمیمات در چارچوب همین ساختارها اتخاذ میشود. این همان نقطهای است که مردمسالاری دینی خود را در عمل نشان میدهد؛ جایی که هم رأی مردم اعتبار دارد، هم مسئولیت مسئولان و هم نظارت و هدایت کلان نظام.
در سوی دیگر، پیام رهبری بار دیگر بر دو معیار ثابت و تغییرناپذیر تأکید کرد؛ حفظ حقوق ملت ایران و صیانت از جبهه مقاومت. این دو مؤلفه را میتوان خطوط اصلی سیاستورزی جمهوری اسلامی در عرصه بینالمللی دانست. ممکن است روشها تغییر کند، ممکن است ابزارها متفاوت باشد، اما اصولی که بر پایه عزت، استقلال و منافع ملی شکل گرفتهاند، قابل معامله نیستند.
نکته قابل تأمل دیگر، نگاه آیندهنگر این پیام است. پیام به گذشته محدود نمیشود، بلکه افق پیش رو را نیز روشن میکند. گویی به همه تصمیم گیران داخلی و خارجی یادآوری میشود که هرگونه گفتوگو، تفاهم یا مذاکره زمانی معنا خواهد داشت که در آن نشانی از تحمیل، زورگویی و نادیده گرفتن حقوق ملت ایران وجود نداشته باشد. تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که این کشور اهل تعامل است، اما هرگز اهل تسلیم نیست.
در این میان، مسئولیت افکار عمومی نیز اهمیت مضاعفی پیدا میکند. جامعهای که تحولات را صرفاً از دریچه هیجان و فضای رسانهای دنبال کند، ممکن است از درک لایههای عمیقتر مسائل بازبماند. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند تحلیل دقیق، شناخت منافع ملی و پرهیز از دوگانههای کاذب هستیم. نه خوشبینی مطلق راهگشاست و نه بدبینی مطلق؛ آنچه کشور را در مسیر درست نگه میدارد، واقعبینی همراه با حفظ اصول است.
اکنون آنچه اهمیت دارد، پایبندی دقیق به خطوط ترسیمشده، صیانت از حقوق ملت ایران و مراقبت از منافع راهبردی کشور در ادامه مسیر است. طبیعی است که افکار عمومی نیز با حساسیت و دقت، روند تحقق تعهدات و نتایج عملی این مسیر را دنبال خواهد کرد و انتظار میرود مسئولان محترم، همانگونه که با نیت خدمت و دلسوزی وارد این عرصه شدهاند، با شفافیت، مسئولیتپذیری و گزارشدهی مستمر به محضر رهبر فرزانه و تیزبین انقلاب و ملتِ آگاه و بیدار ایران، روند پیشرفت امور را تبیین کنند و اطمینان دهند که هیچ حقی از مردم ایران و جبهه مقاومت در پیچوخم مذاکرات و تفاهمات آینده نادیده گرفته نخواهد شد. بیتردید مذاکره زمانی ارزش و اعتبار مییابد که عزتمندانه، هوشمندانه و از موضع اقتدار انجام شود؛
مذاکرهای که در آن حقوق ملت حفظ گردد، اراده دشمن تحمیل نشود و منافع ملی قربانی خوشبینیهای زودگذر نگردد. آینده این مسیر نه با سطرهای کاغذی، بلکه با میزان تحقق حقوق ملت، حفظ اقتدار ملی، صیانت از جبهه مقاومت و ایستادگی بر اصول انقلاب اسلامی قضاوت و طی خواهد شد، انشاءالله.



