مدیریت شهریویژه

قم گرفتار در دام توسعه نامتوازن

فاصله عمیق میان مناطق برخوردار و کم‌برخوردار ؛

ندای قم / یادداشت / سید جمال‌الدین حسینی/ پژوهشگر حکمرانی؛ شهر مقدس قم به عنوان «ام‌القرای جهان تشیع» و خاستگاه انقلاب اسلامی، شایسته الگویی از توسعه است که تجلی‌گاه عدالت و معنویت باشد. این شهر به واسطه موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز در چهارراه مواصلاتی کشور و جایگاه بی‌بدیل در شبکه نهادهای دینی و علمی، همواره کانونی برای جذب جمعیت بوده است. با این حال، بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که الگوی توسعه شهری قم، به جای آنکه بر مدار «عدالت توزیعی» و «مردم‌باوری» بچرخد، در دام توسعه نامتوازن کالبدی گرفتار شده و گسست فضایی عمیق میان مناطق برخوردار و کم‌برخوردار ایجاد کرده است.
▪️ پیشران‌های تغییر: از مهاجرت تا حاشیه‌نشینی مدرن
تحولات جمعیتی قم تنها یک پدیده دموگرافیک نیست، بلکه بازتابی از تحولات اجتماعی و سیاسی دهه‌های گذشته تا حال است. مهاجرت‌های ناشی از جنگ تحمیلی، حضور برادران ایمانی از افغانستان و عراق، و جذابیت‌های مرکزیت سیاسی-اداری، بافت اجتماعی شهر را دگرگون ساخته است. شکل‌گیری شهرک‌هایی نظیر یزدان‌شهر، صفاشهر، امام حسن (ع) و شهرک قائم”(عج), پاسخی کالبدی به این فشار جمعیتی بود که به تدریج به پیکره شهر متصل شدند. اما فقدان یک «الگوی حکمرانی یکپارچه» سبب شد تا این الحاق‌ها نه به صورت یک ادغام ارگانیک و عادلانه، بلکه به شکل وصله‌هایی ناهمگون بر سیمای شهر ظاهر شوند.
▪️ جغرافیای نابرابری: دوقطبی «شمالِ برخوردار» و «جنوبِ محروم»
رتبه‌بندی مناطق هشت‌گانه شهرداری قم، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: توزیع خدمات شهری تابع منطق «سرمایه و دسترسی» بوده است، نه «نیاز و کرامت انسانی».
محور انباشت امکانات: مناطق ۳، ۴ و بخشی از مناطق ۵ و ۷، به دلیل قرارگیری در کریدورهای اصلی (اتوبان تهران-قم) و ورودی‌های شهر، بیشترین سهم از خدمات و زیرساخت‌ها را برده اند. تمرکز امکانات در منطقه ۳ نشان می‌دهد که «اقتصادِ عبور» بر «زیستِ شهروندی» اولویت یافته است.
جغرافیای استضعاف: در مقابل، مناطقی که محل سکونت اقشار مستضعف است، در حاشیه توجه مدیریتی قرار گرفته‌اند:
مناطق ۲ و ۶: این مناطق که میزبان بخش بزرگی از مهاجرین و خرده‌فرهنگ‌های متنوع هستند، قربانی نگاه‌های کلیشه‌ای شده و به دلیل رشد خودرو (ارگانیک)، از حداقل‌های استاندارد شهرسازی محروم مانده‌اند.
منطقه ۱ (بافت تاریخی): هسته هویتی و اصیل شهر که باید نگین انگشتری قم باشد، زیر فشار تراکم و فرسودگی، دچار فقر خدماتی شده است.
منطقه ۸ (پردیسان): نماد بارز «مسکن‌سازی بدون شهرسازی هویتی»؛ جایی که کالبد ساخته شده اما روحِ شهر (خدمات و تعاملات اجتماعی) در آن دمیده نشده است.
▪️ریشه‌یابی: غفلت از آمایش و حکمرانی تکنوکراتیک
نابرابری موجود در قم، معلول نگاه‌های تک‌بعدی و تکنوکراتیک در نظام برنامه‌ریزی است.
▪️ تمرکزگرایی ملی: وقتی منابع کشور در چند کلان‌شهر متمرکز می‌شود و مناطق محروم فراموش می‌شوند (خلافِ بیانیه گام دوم و اصول آمایش سرزمین)، سیل مهاجرت برای بقا به سمت شهرهایی چون قم سرازیر می‌شود.
▪️ غفلت از حکمرانی مردم‌پایه: در فقدانِ نهادهای محلی قدرتمند و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری‌ها، مدیران شهری به جای پاسخگویی به نیازهای واقعی ساکنین بومی و مهاجر، اولویت را به پروژه‌های ویترینی و کالبدی داده‌اند.
در پایان اینکه ؛
لزوم بازگشت به «شهرِ مردم»
توجیه محرومیت مناطق حاشیه‌ای با برچسب‌هایی همچون «مهاجرپذیر بودن» یا «قدمت کم»، با منطق حکمرانی اسلامی و سیره امامین انقلاب در تضاد است. در اندیشه امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب، خدمت به پابرهنگان و رفع تبعیض، فلسفه وجودی حکومت است.
راهکار برون‌رفت از این وضعیت، گذار از «مدیریت کالبد-محور» به «حکمرانی مردم‌پایه» است. الگویی که در آن: توزیع منابع نه بر اساس ارزش زمین، بلکه بر اساس کرامت انسانی ساکنان تنظیم شود. تمایزات قومی و مهاجرتی نه به عنوان تهدید، بلکه به عنوان فرصتی برای شکل‌گیری «امت واحده شهری» دیده شود. و عدالت فضایی، پیش‌شرط تحقق تمدن نوین اسلامی در مقیاس شهری تلقی گردد.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/z1fy

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا