
ندای قم / یادداشت / آیت پیمان ؛«انّا للّه و انّا الیه راجعون» هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما.
امروز، نه تنها پیکرِ یک رهبر شهید، که پیکرِ یک «تاریخ حماسی» بر شانههای این امّتِ داغدار تشییع میشود.
ما امروز با کسی وداع میکنیم که سالها، ترجمانِ «هیهات منّا الذّلّة» در عصرِ آهن و فولاد بود.
ای مولای ما
ای آنکه عمری را در حصارِ تقوا و جهاد، دیده بانِ خیمهی حق بودی
چشمانِ ما در فقدانِ تو، دریای خون است، امّا قلبهایمان همچون کوه، استوار بر میراثی است که تو برایمان بر جای گذاشتی.
تو در میان ما، نه یک حاکم، که یک «پدر» بودی؛ پدری که نگاهش بصیرت میآفرید و کلامش، جانهای خفته را به قیامِ للّه بیدار میکرد.
امروز پیکرِ پاکِ تو را بدرقه میکنم و در جوار مولای محبوبت به خاک میسپاریم، اما نامِ بلندت در رگهای مردم این سرزمین جاری است.
تو رفتی، اما آن «ارادهای» که از چشمهی جوشانِ ایمانِ تو سیراب شده بود، اکنون در کالبدِ یک ملّتِ بیدار میتپد.
امروز قفسِ تنِ تو شکسته است، اما «پرندهی بصیرتت» بر فرازِ آرمانهای این انقلاب تا ابد به پرواز درآمده است.
ای ولی فقیه شهیدِ در راهِ ولایت
به حقِ همان راهی که پیمودی، گواه باش که ما نه تنها از میدان نخواهیم گریخت، بلکه سوگند یاد میکنیم که «پرچم» را از دستهای تو بگیریم و تا آخرین قطرهی خون، تا طلوعِ خورشیدِ ولایتِ عظمای حجّت خداوند، بر قلّههایِ رفیعِ عزّت و مقاومت برافراشته نگاه داریم.
رفتی و داغِ فراقت بر دلها نشست، امّا بدان که این امّتِ صبور، در مکتبِ تو آموخته است که شهادت، انتهایِ راه نیست، بلکه آغازِ یک بعثتِ دوباره است.
ما به جایِ گریه، عهد میبندیم؛ عهدی به استواریِ ایمانِ تو و به صلابتِ خطِ سرخی که از «بدر» آغاز شد و در کربلا به اوج رسید و تو، چه عاشقانه، ادامهدهندهی آن بودی.
ای عزیزِ سفرکرده
در جوارِ رحمتِ الهی و در ضیافتِ اولیاء، برای این ملّت دعا کن که کشتیِ انقلاب، همچنان به ناخدایِ توکّل و بادبانِ مقاومت، به سوی ساحلِ موعود در حرکت است.
راهت پر رهرو، یادت جاودان و عهدمان با آرمانهایت، ناگسستنی باد.


