ویژهیادداشت

نقطه زنی دیپلماتیک‌

چرا مذاکرات درپاکستان متفاوت از دورهای قبل خواهد بود؟

ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد / دکتری علوم سیاسی گرایش مسایل ایران؛ بیانیه امروز شورای امنیت ملی کشور نشان می‌دهد که معادله قدرت در قبال ایران دچار تغییراتی جدی شده است. درشرایطی که سال‌ها سیاست فشار، تحریم و تهدید علیه ایران دنبال می‌شد، عقب‌نشینی حقیرانه ترامپ در پذیرش محورهای مورد نظر ایران در مذاکرات پاکستان فضایی جدید را برای نقطه زنی دیپلماسی ایجاد کرده است؛ فضایی که در آن مذاکره نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قدرت و با اتکا به دستاوردهای میدانی دنبال می‌شود.
۱- ریشه تاریخی بی‌اعتمادی به آمریکا
بی‌اعتمادی ایران به ایالات متحده یک مسئله مقطعی یا صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق در تاریخ روابط دو کشور دارد. از کودتای ۲۸ مرداد گرفته تا حمایت از رژیم بعث عراق درجنگ تحمیلی، تحریم‌های گسترده اقتصادی و خروج یک‌جانبه از توافقات بین‌المللی، مجموعه‌ای از تجربه‌های تاریخی در ذهن سیاست‌گذاران و افکار عمومی ایران شکل داده است که بر اساس آن، آمریکا به عنوان بازیگری غیرقابل اعتماد شناخته می‌شود.
به همین دلیل، هرگونه مذاکره با آمریکا ناگزیرباید در فضایی ازبی‌اعتمادی ساختاری تعریف شود. درچنین شرایطی، تضمین منافع ملی تنها از طریق حفظ اهرم‌های قدرت و پرهیز از توافقات ضعیف امکان‌پذیر است.
۲- تغییرموازنه قدرت و دست برتر ایران
به فضل الهی و به برکت خون قائد شهیدمان مقاومت ۴۰ روزه ملت ایران ، باعث شد که ایران در موقعیتی بسیار برتر نسبت به گذشته قرار گیرد. افزایش توان دفاعی، تثبیت عمق راهبردی منطقه‌ای و شکل‌گیری انسجام در محور مقاومت از جمله عواملی هستند که دست ایران را در معادلات سیاسی و امنیتی تقویت کرده‌اند.
در این چارچوب، یکی از مهم‌ترین اهرم‌های راهبردی ایران، تسلط بر تنگه هرمز است. این گذرگاه حیاتی که بخش مهمی از انرژی جهان از آن عبور می‌کند، نه تنها یک موقعیت جغرافیایی بلکه یک ابزارژئوپلیتیکی مهم برای ایران محسوب می‌شود. هزینه‌های سنگینی برای تثبیت این موقعیت پرداخت شده و زیرساخت‌های دفاعی و امنیتی گسترده‌ای حول آن شکل گرفته است. به همین دلیل، حفظ و تثبیت این دستاورد باید یکی از محورهای اصلی هرگونه مذاکره و توافق احتمالی قرار گیرد .
۳- شکست راهبردهای آمریکا علیه ایران
راهبردهای کلان آمریکا در قبال ایران طی سال‌های گذشته اهداف مشخصی را دنبال می‌کرد: تغییر ساختار سیاسی ایران، دزدیدن نفت و منابع ایران و تضعیف توان اقتصادی از طریق مصادره یا کنترل منابع انرژی، و ایجاد بی‌ثباتی داخلی با هدف تجزیه ایران ، که به فضل الهی امریکا و رژیم صهیونی نه تنها شکست سنگین خوردند بلکه به تعبیر امام شهیدمان سیلی های سختی از ملت ایران و جبهه مقاومت خوردند
هیچ کدام از اهداف درعمل تحقق نیافته‌اند. نه پروژه تغییر حکومت به نتیجه رسیده، نه امکان دسترسی آمریکا به منابع انرژی ایران فراهم شده و نه سناریوهای بی‌ثبات‌سازی داخلی توانسته‌اند انسجام ملی ایران را از بین ببرند.
۴- نقش میدان در تقویت دیپلماسی
یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ ۴۰ روزه است که **دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت میدانی، کارایی لازم را ندارد.
دستاوردهای نظامی و امنیتی در میدان، به دیپلماسی امکان می‌دهد که در مذاکرات با اثقدرت عمل کند و خطوط قرمز را با قدرت بیشتری حفظ شود . از این منظر، حفظ دستاوردهای میدان به عنوان وظیفه اصلی دیپلماسی تعریف می‌شود. تیم مذاکره‌کننده باید با تکیه بر تحلیل‌های دقیق کارشناسی و با حضور و مشورت نهادهای نظامی و امنیتی، وارد گفت‌وگوها شود تا از هرگونه توافقی که منجر به تضعیف این دستاوردها شود جلوگیری گردد.

۵- انسجام ملی و نقش مردم
یکی از عوامل مهم در تقویت موقعیت ایران در مذاکرات، انسجام و همبستگی داخلی است. که به فضل الهی در عالیترین سطح خود ایجاد شده است تجربه نشان داده است که هرگاه مردم در صحنه حضورداشته اند ، فشارهای خارجی بی اثر شده است . از این رو، تداوم حضور و حمایت افکار عمومی از سیاست‌های کلان کشور در زمان مذاکرات، نقش مهمی در تحقق اهداف ایران دارد.
در عین حال، افکار عمومی ایران نسبت به توافقات بین‌المللی حساسیت بالایی دارد. تجربه‌های گذشته باعث شده است که جامعه نسبت به توافقات ضعیف یا یک‌طرفه بدبین باشد. بنابراین هرگونه توافق احتمالی باید به گونه‌ای طراحی شود که نه تنها منافع ملی را حفظ کند بلکه از نظر افکار عمومی نیز قابل پذیرش باشد.
۶- محورهای اصلی حفظ دستاوردها
برای صیانت از دستاوردهای به‌دست‌آمده، چند محور اساسی باید در دستور کار دیپلماسی ایران قرار گیرد:
نخست، استمرار تسلط قاطع ایران بر تنگه هرمز به عنوان یک اهرم راهبردی در معادلات منطقه‌ای و جهانی.
دوم‌، جلوگیری از دست‌اندازی به منابع انرژی و سرمایه‌های ملی ایران.
سوم ، مقابله با پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی و تجزیه‌طلبی.
چهارم، حفظ و تقویت انسجام محور مقاومت به عنوان یکی از عناصر بازدارندگی منطقه‌ای.
۷- گام بعدی ایران درمذاکرات
در شرایط جدید، ایران می‌تواند برای نخستین بار در تاریخ معاصر خود وارد مذاکراتی شود که در آن از دست کاملا برتر برخوردار است. این برتری اسان به دست نیامده بلکه حاصل خون بهترین فرزندان این امت است هدف از این مذاکرات نه صرفاً کاهش تنش، بلکه دستیابی به توافقی قوی و متوازن است که محورهای پیشنهادی ایران تماما محقق شود .
دیپلماسی باید به عنوان امتداد قدرت میدان عمل کند. همان‌گونه که در عرصه نظامی نقطه‌زنی دقیق اهمیت دارد، در عرصه سیاسی نیز باید از نوعی «نقطه‌زنی دیپلماتیک» برای تثبیت دستاوردها استفاده شود.
هم‌زمان با مذاکرات، بازسازی و تقویت توان دفاعی کشور نیز باید با سرعت ادامه یابد .

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/gnrp

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا