فُرغون و مسئولیت

ندای قم /یادداشت / سیدجواد حسینی/ پژوهشگر مسائل اجتماعی؛ چندین سال پیش، در روستای دستگرد از توابع شهرستان کهک استان قم ، سهمیه آرد خانوادهها هر چند وقت یکبار با کامیونی به روستا میرسید. مردم، متناسب با تعداد اعضای خانواده، آرد خود را تحویل میگرفتند و مثل گذشته، نان مورد نیازشان را در خانه میپختند.
محل توزیع آرد درمیانه آبادی بود و هرخانواده باید گونیهای آرد خود را تا خانه میبرد. ما در خانه یک فرغون داشتیم و من یا برادرانم، با کمک پدر، آرد خانواده خودمان را به خانه میرساندیم.
اما برای پدرم، کاربه آرد خانواده خودمان ختم نمیشد. همیشه سفارش میکرد آرد کسانی را هم که توان بردن ندارند، برایشان ببریم؛ پیرزنها، سالخوردگان و کسانی که کسی را برای کمک نداشتند. گاهی من یا یکی از برادرانم فرغون را در کوچهپسکوچههای روستا میبردیم و گاهی پدر هم همراهمان میشد. گونیهای آرد را تا داخل خانه میگذاشتیم و پدر تا وقتی مطمئن نمیشد آرد کسی باقی نمانده، به خانه برنمیگشت.
این فقط آرد نبود. آن روزها نفت مصرفی خانوادهها نیزدر ظرفهای بیستلیتری از مرکز توزیع نفت، که در کنار آبادی قرار داشت، تهیه میشد. پدر باز هم سفارش میکرد اگر کسی توان بردن نفت خود را ندارد، ما برایش ببریم. پدرم برای کمک کردن منتظر درخواست دیگران نمیماند. اگر میدید کسی توان انجام کاری را ندارد و ما میتوانیم کاری از پیش ببریم، همین کافی بود که دست به کار شویم.
آن روزها شاید معنای واقعی این رفتارها را بهدرستی نمیفهمیدیم. برای ما، تنها یک فرغون بود و چند گونی آرد یا چند ظرف نفت و، البته، توصیههای پدرمان. اما امروز، پس از سالها، وقتی به آن روزها فکر میکنم، میبینم پدرم با همان رفتارهای ساده، درس مسئولیتپذیری میداد؛ نه با حرف، بلکه با عمل.
در نگاه پدرم، انسان با هر داشتهای نسبت به دیگران مسئول است؛ حتی اگر آن داشته فقط یک فرغون باشد. بنابراین برای کمک به دیگری، لازم نیست چیز زیادی داشته باشیم؛ حتی یک فرغون هم میتواند مسئولیت ایجاد کند.



