
ندای قم / عباس جعفری / مسئول گروه مدیریت و حکمرانی بسیج اساتید قم؛ در مواجهه با پیچیدگیهای جنگ شناختی جامعه، ضرورت فراتر رفتن از دایرههای امن تبیین، بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در حالی که برخی از مدعیان این عرصه، اقناع را در فعالیتهای درونگروهی و میان افراد همفکر جستجو میکنند، باید اولویت را به حضور در میان جریانهایی داد که بر اثر حجم بالای هجمههای رسانهای و انتشار اخبار کذب، دچار انحراف یا انفعال شدهاند. این رویکرد، هرچند پرچالش است، اما اثربخشی واقعی و عمق تأثیرگذاری در همین مواجهههای دشوار و گفتگو با مخاطبان نیازمند بصیرت، نهفته است.
ضعف مشهود در فعالیتهای ارتباطی و تبیینی اخیر، منجر به تقلیل مأموریت اقناع عمومی به گفتمان در حلقههای همسو و از پیشهمراه شده است. این رویکرد، علیرغم سهولت، کمهزینه بودن و فقدان ریسک های احتمالی، در عمل قادر به رفع شکافهای شناختی جامعه نبوده و کارایی خود را از دست داده است.
جامعه امروز، زیر فشار حجم عظیمی از دادههای نادرست، روایتهای متعارض و جنگ روانی پیچیده قرار دارد. در این شرایط، تلاش ارتباطی، زمانی معنا پیدا می کند که به جای رفتوآمد در حلقههای امن و آشنا، وارد فضاهایی شود که نیاز واقعی به گفتگو در آنها شکل گرفته است. فضاهایی که بخشی از جامعه در آنها احساس بلاتکلیفی، بیاعتمادی یا سردرگمی می کند.
مسئله این است که گاهی برخی از فعالان ارتباطی و رسانهای، به جای مواجهه با چالشهای سخت گفتگو با مخاطبان منتقد یا بیتفاوت، ترجیح میدهند در محیطهایی سخن بگویند که مخاطبانشان نه تنها همسو، بلکه گاه آگاهتر و مصممتر از خود آنان هستند. حضور در چنین جمعهایی شاید ظاهراً کارنامهای ایجاد کند، اما تأثیری در کاهش شکافهای شناختی و ترمیم فضای افکار عمومی ندارد.
در مقابل، همیشه بودهاند افرادی که بدون گردآوری امتیاز شخصی و بدون تکیه بر امنیت جمعهای همعقیده، انتخاب کردهاند در میدانهای پرچالشتری حضور پیدا کنند. میدانهایی که گفتگو در آنها نیازمند صبر، دانش، تحلیل، مهارت ارتباطی و گاهی پذیرش هزینههای جدی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است که فعالان رسانهای و ارتباطی از راحتی حلقههای بسته فاصله بگیرند مخاطب را نه موافق یا مخالف، که نیازمند گفتگو ببینند. روایتسازی را بر مبنای تحلیل دقیق و شناخت علمی از افکار عمومی سامان دهند و به جای فعالیت نمایشی، به تأثیر اجتماعی واقعی بیندیشند.
اقناع، مهارتی است که درگفتوگوهای ساده به دست نمیآید و در میدانهای دشوار شکل میگیرد. اگر قرار است فعالیت تبیینی سنگری در برابر بحران شناختی جامعه باشد، باید از تکرار در اتاقهای امن عبور کند و به سمت گفتگوی هوشمندانه با گروههایی حرکت کند که بیشتر از همه نیازمند شنیدن و فهمیدن هستند. ارزش واقعی این فعالیت، در تکرار حرفهای آشنا برای مخاطبان از پیش آشنا نیست، بلکه در توانایی جسورانه برای پل زدن میان فضاهای متفاوت اجتماعی و گفتگو با آنها است.



