
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ کارشناس برنامهریزی محیط زیست؛ شهرستان کهک، با طبیعی چشم نواز و ظرفیتهای گردشگری فراوان در روستاهای خود، سالهاست که بهعنوان منطقهای ویژه گردشگری معرفی شده و به کانون تردد خودروها، اعم از گردشگران مشتاق و جمعیتی از خوشنشینان، بدل گشته است. این افزایش چشمگیر تردد، اگرچه نمایانگر رشد بالقوه گردشگری منطقه است، اما همزمان سایهای سنگین بر طبیعت منطقه افکنده است.
متأسفانه، بخشی ازاین ترددکنندگان، تعهد لازم را نسبت به حفظ این مواهب طبیعی و مدیریت صحیح پسماندهای تولیدی ازخود نشان نمیدهند. معضلی که زبالههای پراکنده در حاشیه جاده، شاهدی بر آن است و طرح بحثی جدی پیرامون مسئولیتپذیری محیطزیستی در قبال این گنجینههای طبیعی را ایجاب مینماید.
این روزها محور قم به شهرستان کهک به آینهای از بازتاب سطح درک و تعهد محیطزیستی جامعه بدل شده است. انبوه بطریهای پلاستیکی، ظروف یکبار مصرف و بستههای رهاشده در حاشیه این مسیر، نشانههایی از گسست فرهنگی میان درک صحیح از طبیعت، رفتار روزمره و پیامدهای بلندمدت آن و همچنین میان ادعاها و اقدامات عملی را به نمایش میگذارد.
هنگامی که درباره زبالههای جاده سخن به میان میآید، مسئله فراتر از نازیبایی بصری است. در اکوسیستم، هیچ پسماندی بیاثر تلقی نمیگردد. پلاستیکها، بهجای تجزیه، خرد شده و به ریزپلاستیک تبدیل میشوند و در نهایت راه خود را به آب، خاک و زنجیره غذایی انسان باز میکنند. این بدان معناست که آلودگی مشاهدهشده در این جاده، دیر یا زود به انسان باز خواهد گشت.
مسئله اصلی در این محور، صرفاً چرایی وجود زباله نیست، بلکه تداوم این ناهنجاری بصری است، چراکه علیرغم پاکسازیهای مقطعی، وضعیت سالبهسال بدتر میشود. رفتار محیطزیستی، یک کنش فناورانه نیست که با افزودن زیرساخت اصلاح گردد، بلکه معضلی فرهنگی است که ریشه در ادراک فرد از مسئولیت، پیامد، مالکیت و رابطه او با طبیعت دارد. جامعهای که سهم خود را در ایجاد آلودگی نادیده میگیرد، قاعدتاً سهمی نیز برای حفاظت قائل نخواهد شد.
این بحران، در واقع، مسئلهای شناختی محسوب میشود. بخشی از مردم، طبیعت را چیزی خارج از حوزه شخصی خود میدانند، فضایی عمومی که مسئولیت آن بر دوش دیگری نهاده میشود. در نگاه علمی، این ناهماهنگی، فاصله شناختی با طبیعت نامیده میشود که هرچه بیشتر شود، رفتارهای مخرب آسانتر و کمهزینهتر جلوه مینمایند. رها کردن زباله از پنجره خودرو، عملی چندثانیهای است اما آسیبهای آن سالها باقی میماند. این تفاوت میان زمان وقوع رفتار و زمان بروز پیامد، یکی از اصلیترین دلایل تداوم تخریب محیطزیست به شمار میرود.
منطقه کهک و دستجرد، که بهعنوان نقاط ویژه گردشگری استان قم معرفی شدهاند، میبایست مایه افتخار و نقطه قوت چهره استان باشند اما آلودگی درحاشیه مسیرهای دسترسی به آنها، به نقطهضعفی تبدیل شده که نیازمند رسیدگی جدی است. گردشگری طبیعت، بر پایه دو اصل چشمانداز سالم و تجربه مثبت بنا میشود، هنگامی که چشمانداز مخدوش گردد، تجربه نیز مخدوش خواهد شد و منطقهای که پتانسیل تبدیل شدن به موتور اقتصادی محلی را دارد، بهتدریج ارزش خود را از دست میدهد. اقتصاد سبز، بدون فرهنگ سبز، دوام نخواهد یافت.
حیاتوحش منطقه نیز قربانی خاموش این ناهنجاریها است. بخشی از مرگومیر حیاتوحش در حاشیه جادهها، به دلیل برخورد با خودروها و عمده آنها ناشی از آلودگی ناشی از پسماندها است. این مرگها، هرچند در آمارهای رسمی کمتر منعکس میشوند، اما اثرشان در اکوسیستم باقی میماند.
بحران رهاسازی زباله در محور قم–کهک، مسئلهای ناآرام اما با راهکارهایی روشن است. نخست آنکه، مدیریت پسماند جادهای باید ازحالت نمادین و تشریفاتی خارج شده و رویکردی علمی اتخاذ شود. ایجاد نقاط استاندارد جمعآوری پسماند، پایش مستمر مسیر و اعمال قانون بازدارنده علیه رهاسازی زباله از خودرو، از اصول ثابت مدیریت پسماند در تمامی کشورهای موفق جهان است. دوم، آموزش محیطزیستی باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرد.
تا زمانی که افراد، پیامد رفتار خود را درک نکنند، رفتارشان تغییر نخواهد کرد. سوم، جامعه محلی باید در این مسئله ذینفع و فعال گردد. حفاظت موثر، هنگامی محقق میشود که مردم منطقه احساس مالکیت و مسئولیت نمایند. نجات این گنجینه طبیعی از چنگال زبالهها، سرمایهگذاری بر آینده پایداری است که بازده آن، به مراتب فراتر از هزینههای امروز خواهد بود.



