سیاسیویژه

ماشه بر شقیقه دیپلماسی

زنگ خطری برای تمامی نظام‌های حقوقی بین‌المللی ؛

ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ پژوهشگر حوزه حکمرانی؛ وقتی سه کشور اروپایی ایران را با فعال‌سازی مکانیسم ماشه تهدید می‌کنند، دیگر سخن از حقوق و تعهدات متقابل در برجام نیست، سخن از برتری‌جویی قدرت برهنه بر قاعده‌مندی و سیاست وقت‌کشی بر مسئولیت‌پذیری است. آنچه سال‌ها با عنوان توافقی برای اعتمادسازی شکل گرفت، امروز در آستانه تبدیل شدن به ابزاری برای فشار سیاسی است. ابزاری که اگر به کار گرفته شود، پیش از مجازات طرف مقابل، شقیقه‌ دیپلماسی چندجانبه را نشانه می‌گیرد.
اروپا در پرونده هسته‌ای ایران در میانه ادعا و عمل معلق مانده است. از یک سو بر ضرورت حفظ برجام و چندجانبه‌گرایی پای می‌فشارد و از سوی دیگر، از پایبندی به بدیهی‌ترین تعهدات اقتصادی و مالی خود برای خنثی‌سازی تحریم‌های فراسرزمینی آمریکا و تسهیل مبادلات مشروع ایران شانه خالی می‌کند.
مکانیسم ماشه ذیل ترتیبات درون‌توافقی معنا دارد یعنی تنها تا زمانی اعتبار دارد که توافق به مثابه یک کلیت، با تعادل حقوق و تکالیفش، پابرجا و معتبر باشد. هنگامی که یکی از اصلی‌ترین طرف‌ها با خروج یک‌جانبه، بنیان این توازن را ویران می‌کند و سایرین نیز انجام تعهدات خود را به تعویق و تعلیق می‌سپارند، ارجاع گزینشی به سخت‌گیرانه‌ترین ابزار توافق، عدالت معکوسی است که حقوق بین‌الملل را از محتوا تهی می‌سازد.
اگر مکانیسم ماشه به ابزاری برای تسویه‌حساب‌های سیاسی تقلیل یابد، کدام دولت عاقلی، پس از پایبندی کامل به تعهدات و دریافت پاداش بی‌حاصلی، بار دیگر به میز مذاکره و توافقی پرهزینه بازخواهد گشت و مطمئناً به تشدید بی‌ثباتی امنیتی و اقتصادی در منطقه‌ای که ثباتش با بازارهای جهانی انرژی، امنیت کشتیرانی و زنجیره تأمین گره خورده منجر خواهد شد. وقتی قدرت‌های مدعی نظم، قواعد را به میل خود تفسیر و اجرا کنند، برای دیگران نیز پیروی از این قواعد اختیاری و گزینشی خواهد شد.
اگر اروپا دغدغه‌ای واقعی برای امنیت جمعی دارد، باید به مسیری اخلاقی و کارآمد بازگردد. پذیرش اشتباهات گذشته، ترمیم اعتماد از دست رفته و حرکت در جهت بازآفرینی توازن تعهدات شرط لازم برای هر حرکت جدید است‌ و سه کشور اروپایی باید تضمین‌های عملی، قابل سنجش و غیرقابل تعلیق برای بهره‌مند شدن ایران از منافع مشروع این توافق ارائه دهند و از امنیتی‌سازی مطلق این پرونده پرهیز کنند. پرونده‌ای که با ابزار حقوقی و اقتصادی شکل گرفته باید با همان ابزار نیز مدیریت شود.
دیپلماسی، هنر متعادل‌سازی خواسته‌ها و هراس‌هاست و هیچ هنری با قرار دادن ماشه بر شقیقه بهتر نمی‌شود. اروپایی که می‌خواهد در جهان چندقطبی امروز نقش‌آفرین بماند، ناگزیر است میان اقتدار مبتنی بر قاعده و قدرت بی‌قاعده یکی را برگزیند. انتخاب دوم شاید در کوتاه‌مدت پرسروصدا باشد، اما در بلندمدت برای همه بازیگران جهانی، پرهزینه‌تر خواهد بود.
اگر مسیر تعامل عادلانه با انجام اصلاحات لازم و ارائه تضمین‌های معتبر باز بماند، می‌تواند به فرصتی دوباره برای برون‌رفت از بن‌بست تبدیل شود. بی‌تردید، فعال‌سازی مکانیسم ماشه نقطه‌ای سیاهی در کارنامه مشروعیت دیپلماسی غرب و زنگ خطری برای تمامی نظام‌های حقوقی بین‌المللی خواهد بود.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/xdvi

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا