
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر در ششمین نشست «عقلانیت دینی؛ از اندیشه تا حکمرانی»، با تأکید بر نقش «عقلانیت روایی» در حکمرانی، بر ضرورت بازسازی روایت اقتدار، هویت ملی و تجربه تاریخی ملت ایران تأکید کرد و گفت: عقلانیت در عرصه حکمرانی نیازمند تشخیص درستِ موقعیت، تعهد به واقعیت، انسجام درونی و نقدپذیری است و جامعه باید در کنار شناخت ضعفها و مشکلات، توانمندیها و دستاوردهای خود را نیز در قالب روایتی منسجم بازشناسی کند.
به گزارش ندای قم ،سیصد و یازدهمین نشست از سلسله کرسیهای آزاداندیشی، که ششمین نشست از شانزدهمین دوره این سلسله کرسیها محسوب میشود، با موضوع «عقلانیت دینی؛ از اندیشه تا حکمرانی» و با سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا در دانشگاه طلوع مهر قم به صورت حضوری و مجازی برگزار شد. این نشست به همت مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم و اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه طلوع مهر برگزار شد.
پیام رهبر انقلاب؛ بازسازی روایت انقلاب، مقاومت و هویت ملی
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محسن مهاجرنیا، رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر در بخش نخست سخنان خود با اشاره به پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، محور مهم این پیام را «روایتسازی از انقلاب، مقاومت و اقتدار ملت ایران» دانست و اظهار کرد: یکی از نکات برجسته پیام، توجه به «ایامالله» و بازخوانی مقاطع مهم تاریخی برای تقویت امید، انگیزه و روحیه حضور مردم در صحنه است.
وی با اشاره به آیه شریفه «وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ» گفت: یادآوری ایامالله در منطق قرآن، صرفاً بازگویی تاریخ نیست، بلکه بازخوانی نقاط عطفی است که در آن جامعه از یک وضعیت به وضعیت دیگر منتقل شده و تجربههای مهمی از مقاومت، تحول و پیروزی شکل گرفته است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: پیام رهبر انقلاب نیز با مقایسه شرایط گذشته و امروز، تلاش میکند تصویری منسجم از مسیر طیشده ارائه دهد؛ از شرایط وابستگی و استبداد پیش از انقلاب و حوادثی همچون کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و تحولات و جنگهای اخیر.
استاد مهاجرنیا با تأکید بر اینکه «روایتسازی» یکی از عناصر مهم عقلانیت در عرصه اجتماعی و سیاسی است، اظهار کرد: اگر در ذهن مردم تنها کمبودها، ناترازیها و ضعفها بازگو شود، ممکن است احساس ناامیدی و بیاعتمادی شکل بگیرد؛ در حالی که باید در کنار بیان مشکلات، ظرفیتها، پیشرفتها، ایستادگیها و نقاط قوت جامعه نیز دیده و روایت شود.
وی تصریح کرد: روایت اقتدار به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست، بلکه به معنای آن است که یک ملت بتواند تواناییها، تجربیات تاریخی و ظرفیتهای خود را نیز بشناسد و بر اساس آن برای آینده تصمیم بگیرد.
تأکید بر بازسازی هویت و اسطورههای ملی
حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا در ادامه به استفاده از نمادها و تعابیر تاریخی و ادبی در پیام رهبر انقلاب اشاره کرد و «ققنوس»، «خورشید» و «ستاره» را از جمله نمادهای برجسته مورد استفاده دانست.
وی با اشاره به اسطوره ققنوس گفت: ققنوس در فرهنگهای مختلف نمادی از باززایی و تولد دوباره پس از سوختن و نابودی است و استفاده از این نماد میتواند ناظر به تصویری از احیای قدرت و هویت یک ملت پس از عبور از بحرانها باشد.
استاد مهاجرنیا همچنین با اشاره به تعبیر «خورشید» و «نور» در ادبیات پیام رهبر انقلاب، آن را هماهنگ با مضمون قرآنی «خروج از ظلمات به نور» دانست و گفت: کنار هم قرار دادن نمادهای دینی، تاریخی و ملی، میتواند در شکلدادن به یک روایت منسجم از هویت جامعه مؤثر باشد.
وی افزود: یکی از نکات مهم در این زمینه، تفکیک «هویت ایران» از عملکرد پادشاهان و حکومتهای تاریخی است. به گفته وی، ملت ایران دارای هویت تاریخی و فرهنگی مستقلی است که نباید تمام آن در عملکرد حکومتهای گذشته خلاصه شود.
از دفاع مقدس تا جنگهای اخیر؛ تأکید بر تجربه تاریخی مقاومت
دکتر مهاجرنیا در ادامه سخنان خود، دفاع مقدس را یکی از مهمترین مقاطع شکلگیری و تقویت هویت جمعی دانست و گفت: تجربه جنگ تحمیلی هشتساله نشان داد که جامعه ایران در شرایط بحرانی میتواند ظرفیتهای گستردهای برای همبستگی و مقاومت ایجاد کند.
وی با اشاره به حوادث و جنگهای اخیر نیز بر ضرورت بازخوانی تجربههای تاریخی و استفاده از آنها برای تقویت انسجام اجتماعی تأکید کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه، همچنین برخی مفاهیم و نمادهای تاریخی همچون «تنگه هرمز»، «خندق» و «ذوالفقار» را نمونههایی از ظرفیتهای نمادین برای روایت قدرت و مقاومت دانست و گفت: جوامع برای حفظ انسجام خود تنها به گزارشهای آماری و فنی نیاز ندارند، بلکه به روایتهایی نیاز دارند که تجربه تاریخی، هویت و ظرفیتهای جمعی آنان را نیز معنا کند.
عقلانیت؛ از تشخیص موقعیت تا تصمیمگیری تاریخی
در بخش دوم سخنان خود، حجتالاسلام والمسلمین مهاجرنیا بحث اصلی نشست را پی گرفت و «عقلانیت فکری و اندیشه» را یکی از نیازهای اساسی جامعه در عرصههای مختلف زندگی فردی، اجتماعی، مدیریتی و حکمرانی دانست.
وی نخستین مؤلفه این عقلانیت را «تشخیص موقعیت تاریخی و شناخت رسالت امروز» عنوان کرد و گفت: انسان و جامعه باید بدانند در چه موقعیتی قرار دارند، چه مسئولیتی بر عهده آنهاست و برای تحقق اهداف خود از چه روشها و ابزارهایی باید استفاده کنند.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر برای تبیین این موضوع به ماجرای شورای ششنفره پس از خلیفه دوم و موضع امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد و آن را نمونهای از تصمیمگیری در یک «دوراهه تاریخی» دانست؛ موقعیتی که در آن فرد باید میان مصلحت و پایبندی به اصول، پایبندی به ارزشها را انتخاب کند.
وی با اشاره به این ماجرا اظهار کرد: یکی از ویژگیهای عقلانیت آن است که انسان در بزنگاههای تاریخی بداند چه چیزی برای او اصل است و تصمیم خود را بر اساس تشخیص روشن از ارزشها اتخاذ کند.
تعهد به واقعیت و اصلاح مستمر
استاد مهاجرنیا، دومین مؤلفه عقلانیت را «توجه به شواهد تاریخی و واقعیتهای موجود» دانست و تصریح کرد: جامعه برای حرکت رو به جلو باید دائماً در حال ارزیابی، راستیآزمایی، کارشناسی، اصلاح و بازسازی تصمیمهای خود باشد.
وی افزود: عقلانیت به معنای اصرار بر تصمیمهای گذشته نیست؛ بلکه مستلزم آن است که تصمیمها در برابر واقعیتها سنجیده شوند و در صورت نیاز، اصلاح شوند.
استاد مهاجرنیا تأکید کرد: شناخت نقاط ضعف و مشکلات ضروری است، اما این شناخت نباید به عاملی برای ایجاد یأس و توقف حرکت جامعه تبدیل شود؛ بلکه باید به اصلاح مسیر و ایجاد توانایی برای حرکت رو به جلو منجر شود.
انسجام درونی؛ شرط عقلانیت در حکمرانی
وی سومین مؤلفه عقلانیت را «توجه به انسجام درونی» عنوان کرد و گفت: تصمیمها، قوانین، ارزشها و رفتارهای یک جامعه باید تا حد امکان مکمل یکدیگر باشند و یکدیگر را خنثی نکنند.
استاد مهاجرنیا با اشاره به حوزههای اخلاق، فرهنگ و اقتصاد اظهار کرد: نمیتوان از یک سو مردم را به اخلاق، تولید و مسئولیتپذیری دعوت کرد و از سوی دیگر مجموعهای از رفتارها و تصمیمها را در پیش گرفت که عملاً ضد اخلاق، ضد تولید و ضد مسئولیتپذیری باشد.
وی افزود: عقلانیت اقتضا میکند میان اهداف اعلامشده و سیاستها و رفتارهای عملی، هماهنگی وجود داشته باشد و تصمیمهای متعارض که یکدیگر را خنثی میکنند، کاهش یابند.
نقدپذیری و گفتوگو؛ چهارمین مؤلفه عقلانیت
استاد مهاجرنیا در ادامه، «نقدپذیری» را چهارمین مؤلفه عقلانیت فکری دانست و اظهار کرد: جامعهای که میخواهد عقلانی تصمیم بگیرد، باید امکان پرسشگری، نقد و گفتوگو را فراهم کند.
وی با اشاره به جمعیت و تنوع دیدگاههای موجود در کشور گفت: کشورداری و شهروندی به معنای پذیرش وجود دیدگاههای مختلف و امکان گفتوگو میان آنهاست. نقد، اگر با هدف اصلاح و حل مسئله انجام شود، میتواند مکمل نظامِ تصمیمگیری باشد.
این استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: نقد سازنده نباید به معنای مخالفت با اصل نظام یا نفی همه دستاوردها تلقی شود و در مقابل، حمایت از یک جریان یا فرد نیز نباید موجب شود نقد نسبت به عملکرد آن جریان کنار گذاشته شود.
وی افزود: نقدپذیری واقعی اقتضا میکند انسان هم نقد دوستان و هم نقد مخالفان را بشنود و معیار قضاوت را از وابستگیهای جناحی و شخصی جدا کند.
گفتوگو و انسجام اجتماعی در برابر شایعه و جنگ روایتها
استاد مهاجرنیا در پایان با تأکید بر اهمیت گفتوگوی اجتماعی اظهار کرد: اگر مردم نتوانند با یکدیگر گفتوگو کند، فضای شایعه، تبلیغات و روایتهای یکسویه تقویت خواهد شد.
وی با اشاره به اهمیت «جنگ روایتها» گفت: قدرت یک کشور تنها به تجهیزات و امکانات مادی محدود نمیشود؛ توانایی روایت کردن واقعیتها و ارائه تصویری منسجم از ظرفیتهای جامعه نیز بخشی از قدرت اجتماعی است.
وی در جمعبندی سخنان خود، عقلانیت دینی را نیازمند مجموعهای از مؤلفههای بههمپیوسته دانست و گفت: تشخیص درست موقعیت، تعهد به واقعیت، انسجام درونی و نقدپذیری، از عناصر مهم عقلانیت در عرصه اندیشه و حکمرانی هستند.
استاد مهاجرنیا تأکید کرد: جامعه برای ساختن آینده، ضمن شناخت ضعفها و مشکلات، باید ظرفیتهای خود را نیز ببیند، تجربههای تاریخی را بازخوانی کند، امکان گفتوگو و نقد را حفظ کند و میان اهداف، ارزشها و تصمیمهای خود انسجام ایجاد کند.



