
ندای قم / یادداشت / زینب آخوندی ؛ میدان کهنه فقط یک فضای فرسوده در بافت قدیم قم نیست؛ این محدوده در پیوند با بازار کهنه، مسجد، منار تاریخی، بقایای مدرسه غیاثیه، سرای ملاحسین و گذرهای پیرامونی، بخشی از ساختار تاریخی شهر را در خود حفظ کرده است. اکنون که ساماندهی میدان بهصورت مرحلهای آغاز شده و احیای سرای ملاحسین نیز در دستور کار قرار دارد، مسئله اصلی دیگر اجرای چند پروژه مرمتی جدا از یکدیگر نیست؛ میدان کهنه به برنامهای واحد نیاز دارد که حفاظت از میراث، اقتصاد محلی، گردشگری، فضای عمومی، مشاغل و دسترسی را در یک چارچوب به هم پیوند بزند.
میدان کهنه را نمیتوان تنها یک میدان قدیمی در گوشهای از قم دانست. برای درک اهمیت این محدوده باید آن را در مقیاس بزرگتری دید؛ در قالب شبکهای که طی چند قرن، بازار، مسجد، مدرسه، سرا، گذر و فعالیت اقتصادی را در کنار یکدیگر قرار داده و بخشی از استخوانبندی شهر تاریخی قم را شکل داده است.
بازار کهنه یکی از مهمترین اجزای این ساختار است. بخشهای وسیعی از بازار تاریخی قم در دوره صفوی و پیرامون مسجد جامع شکل گرفت و در دوره قاجار توسعه یافت. بازار در گذشته ساختاری خطی و پیوسته داشت که از میدان کهنه تا پل علیخانی امتداد پیدا میکرد، اما احداث خیابانهای جدید در دوره معاصر این پیوستگی را برهم زد و بخشهایی از ساختار تاریخی بازار از میان رفت. در وضع موجود، بازار کهنه از محدوده خیابان عمار یاسر آغاز میشود و در نهایت به میدان کهنه در نزدیکی خیابان آیتالله طالقانی میرسد.
این بازار تنها یک مسیر تجاری قدیمی نیست. راسته سرپوشیده و پوششهای گنبدی، حجرهها و سراهای آن، در کنار استمرار برخی حرفههای سنتی، بخشی از حافظه اقتصادی قم را نیز حفظ کردهاند. بازار کهنه در سال ۱۳۷۶ با شماره ۱۹۳۷ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در آن هنوز میتوان ردپای حرفههایی چون رنگرزی سنتی، خراطی، نجاری، منبتکاری، فلزکاری، سراجی و دیگر صنایعدستی را مشاهده کرد.
در مجاورت همین بازار، مجموعهای از عناصر تاریخی قرار گرفته که اهمیت میدان کهنه را چند برابر میکند. سردر و منارههای مدرسه غیاثیه یا پامنار از بقایای یکی از مدارس تاریخی قم است؛ بنایی که منابع، پیشینه آن را به سدههای میانی اسلامی نسبت میدهند و آنچه امروز از آن باقی مانده، با آجرکاری و کاشیهای فیروزهای، همچنان یکی از شاخصترین نشانههای تاریخی این بخش از شهر است. این اثر نیز در فهرست آثار ملی قرار دارد.
سرای ملاحسین نیز در مجاورت راسته بازار و میدان کهنه قرار گرفته است. این بنای قاجاری با اجزایی همچون سردر و دالان ورودی، حیاط، حجرهها، ایوان و اصطبل، با شماره ۲۷۸۰۲ در فهرست آثار ملی ثبت شده است. قرارگیری این سرا در کنار بازار، میدان و عناصر مذهبی و تاریخی اطراف نشان میدهد که این محدوده در گذشته صرفاً محل عبور نبوده، بلکه مجموعهای درهمتنیده از تجارت، خدمات، مناسبات اجتماعی و زندگی شهری را شکل میداده است.
همین تراکم عناصر تاریخی، میدان کهنه را به یکی از معدود نقاط قم تبدیل کرده است که هنوز میتوان در فاصلهای کوتاه، لایههای مختلفی از تاریخ شهر را در آن خواند؛ از بازار و سرا گرفته تا مسجد، منار، مدرسه و گذرهای تاریخی.
مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ میان ارزش تاریخی این پهنه و کیفیتی که امروز شهروند، زائر یا گردشگر در آن تجربه میکند، فاصلهای جدی وجود دارد.
کافی است میدان کهنه را نه با دانش یک پژوهشگر تاریخ یا متخصص میراث فرهنگی، بلکه با چشم یک زائر یا مسافری ببینیم که برای نخستین بار وارد این قسمت از قم شده است. آیا کالبد و فضای عمومی میدان به او میگوید که در یکی از مهمترین گرههای تاریخی شهر ایستاده است؟
آشفتگی تابلوها و نماهای تجاری، تأسیسات شهری نامتناسب، برخی فعالیتها و مشاغل ناسازگار، بارگیری کالا، حضور وسایل نقلیه، تداخل حرکت پیاده و سواره و کیفیت نامناسب بخشی از فعالیتهای تجاری، خوانایی تاریخی محیط را کاهش داده است. نتیجه آن است که ارزش بناها در هیاهوی فعالیتهای روزمره گم میشود و مجموعهای که میتواند خود یک مقصد شهری باشد، بیشتر بهعنوان فضایی برای عبور یا فعالیت تجاری روزانه ادراک میشود.
از منظر تخصصی، مسئله موجود را میتوان بیش از آنکه «فرسودگی چند بنای تاریخی» دانست، مسئله کاهش خوانایی یک پهنه تاریخی تلقی کرد. ارزش میدان کهنه فقط در تکبناهای آن نیست؛ رابطه میان میدان، بازار، سرا، مسجد، منارهها، گذرها و فعالیت انسانی است که به این مجموعه معنا میدهد. اگر این روابط در برنامه ساماندهی بازسازی نشود، حتی مرمت موفق تکتک بناها نیز الزاماً به احیای هویت میدان منجر نخواهد شد.
میدان کهنه وارد مرحله تازهای شده است
نکته امیدوارکننده این است که طی سالهای اخیر، مجموعه اقداماتی برای تغییر شرایط آغاز شده است. بازار کهنه پیش از این در چند مرحله مرمت و کفسازی شده و شهرداری و میراث فرهنگی نیز برنامههایی برای تقویت محور تاریخی و گردشگری این محدوده مطرح کردهاند. در یکی از برنامههای اعلامشده، محور تاریخی از میدان میر تا میدان کهنه با حضور مسجد، بازار، کاروانسرای ملاحسین و مدرسه پامنار بهعنوان ظرفیتی برای شکلگیری مسیر گردشگری مورد توجه قرار گرفته است.
در تازهترین اقدام نیز مدیرعامل سازمان بهسازی، نوسازی و زیباسازی اطراف حرم حضرت معصومه(س) از اجرای مرحلهای طرح ساماندهی میدان کهنه خبر داده است. براساس برنامه اعلامشده، مداخلات دارای اثر مستقیم بر سیما و منظر در اولویت قرار میگیرند، عملیات کفسازی باید با کمترین اختلال در تردد کسبه و ساکنان انجام شود و تهیه «شناسنامه مشاغل» میدان نیز برای مراحل بعدی مورد توجه قرار گرفته است. همچنین تعیین تکلیف و آزادسازی ورودی سرای ملاحسین از اقدامات اجرایی مطرحشده برای این محدوده است.
سرای ملاحسین نیز اکنون وارد مرحله جدیتری از احیا شده است. در مردادماه امسال مدیرکل میراث فرهنگی قم بر بازگشت این بنا به چرخه حیات اقتصادی و اجتماعی تأکید کرد و شهردار قم نیز اعلام کرده است که مدیریت شهری در تلاش است این مجموعه تا پایان سال ۱۴۰۵ به «سرای صنایعدستی و سوغات قم» تبدیل شود.
مجموع این اقدامات نشان میدهد اصل ضرورت ساماندهی میدان کهنه دیگر مورد مناقشه نیست. اما پرسش مهمتر اکنون این است: آیا کفسازی میدان، احیای سرای ملاحسین، ساماندهی بازار، اصلاح مشاغل، مدیریت ترافیک و توسعه گردشگری قرار است قطعات یک طرح واحد باشند یا مجموعهای از پروژههای جداگانه؟ این تفاوت، سرنوشت میدان کهنه را تعیین خواهد کرد.
خطر «مرمت بدون بازآفرینی»
تجربه بافتهای تاریخی نشان داده است که کفسازی، مرمت نما، نورپردازی و نصب مبلمان شهری، هرچند ضروریاند، بهتنهایی یک فضای تاریخی را زنده نمیکنند. حتی یک پروژه مرمتی بسیار دقیق نیز اگر پس از پایان کار نتواند مردم، فعالیت اقتصادی متناسب، گردشگر و زندگی روزمره را به فضا بازگرداند، در بهترین حالت یک کالبد زیبا اما کمتحرک ایجاد خواهد کرد.
بازآفرینی زمانی اتفاق میافتد که حفاظت کالبدی با بازفعالسازی اقتصادی و اجتماعی همراه شود.
میدان کهنه از این جهت اتفاقاً ظرفیت قابلتوجهی دارد. برخلاف برخی بناهای تاریخی که فعالیت اصلی خود را کاملاً از دست دادهاند، این محدوده هنوز زنده است؛ بازار دارد، کسبه در آن حضور دارند و فعالیت اقتصادی جریان دارد. بنابراین مسئله نباید حذف این زندگی و تبدیل میدان به یک «موزه روباز» باشد.
از طرفی هدف باید ارتقای تدریجی کیفیت فعالیتها باشد. برخی حرفههای سنتی که هنوز در بازار کهنه باقی ماندهاند خود یک سرمایهاند و باید حفظ و تقویت شوند. در کنار آنها میتوان فعالیتهایی مرتبط با صنایعدستی قم، سوغات، خوراک بومی، خدمات گردشگری، کافهها و فضاهای فرهنگی کوچک را توسعه داد. در چنین مدلی، میراث تاریخی به عاملی برای ایجاد درآمد تبدیل میشود و همین اقتصاد میتواند پشتوانه حفاظت بلندمدت از بافت باشد.
تصمیم برای تبدیل سرای ملاحسین به مرکز صنایعدستی و سوغات نیز دقیقاً در صورتی بیشترین اثر را خواهد داشت که یک پروژه منفرد باقی نماند و به اقتصاد میدان و بازار پیرامون متصل شود.
مدیریت واحد؛ حلقه مفقوده میدان کهنه
این هدف بدون تقسیم کار روشن دستگاهها قابل تحقق نیست. شهرداری قم در حوزه سیما و منظر، تابلوهای تجاری، کفسازی، مبلمان، نورپردازی، مدیریت پسماند، تردد، پارکینگ، بارانداز و کیفیت فضای عمومی مسئولیت مستقیم دارد. در کنار آن، سازمان بهسازی میتواند انسجام طراحی و کیفیت مداخلات شهری را دنبال کند.
میراث فرهنگی باید نقش حافظ اصالت تاریخی مجموعه را داشته باشد. بازآفرینی میدان نباید به «سنتیسازی صوری» تبدیل شود؛ یعنی بناهای جدید یا نماهای موجود صرفاً با آجر، طاق و عناصر ظاهراً سنتی پوشانده شوند و حاصل کار تصویری مصنوعی از گذشته باشد. مداخلات باید بر شناخت لایههای تاریخی، معماری واقعی بناها و ارزشهای ثبتشده مجموعه استوار باشد.
شرکتهای خدماترسان نیز باید به میدان وارد شوند. سیمها، کابلها، تأسیسات و تجهیزات شهری اگر بدون طراحی در یک محدوده تاریخی باقی بمانند، بخش مهمی از هزینهای را که برای بهسازی نما و کف انجام شده بیاثر خواهند کرد.
اتاق اصناف و اتحادیهها نیز نمیتوانند در این پروژه غایب باشند. تغییر ترکیب فعالیتهای اقتصادی با دستور اداری ناگهانی امکانپذیر نیست. باید برای مشاغل موجود شناسنامه تهیه شود، فعالیتهای سازگار مشخص شوند و برای تغییر تدریجی کاربریهای نامتناسب، مشوق و راهحل اقتصادی تعریف شود؛ موضوعی که اکنون تهیه شناسنامه مشاغل آن نیز در برنامه ساماندهی مطرح شده است.
میدان کهنه و مسئله ماندگاری زائر
موضوع فقط حفاظت از میراث نیست؛ میدان کهنه برای قم یک ظرفیت اقتصادی و گردشگری نیز به شمار میرود. استاندار قم در فروردین ۱۴۰۵ با اشاره به وضعیت گردشگری استان اعلام کرد میانگین حضور بسیاری از زائران در قم تنها حدود چهار تا پنج ساعت است و افزایش این زمان نیازمند توسعه جاذبهها و زیرساختهای گردشگری است.
اگر مسئله افزایش ماندگاری زائر یکی از اهداف توسعه گردشگری قم است، میدان کهنه میتواند یکی از پاسخهای در دسترس باشد؛ زیرا برای ساخت این جاذبه لازم نیست همه چیز را از صفر ایجاد کرد. بخش عمده سرمایه تاریخی آن از قبل وجود دارد.
میتوان یک محور پیاده تاریخی تعریف کرد که بازدیدکننده در آن نه با یک بنای منفرد، بلکه با مجموعهای از تجربهها روبهرو شود؛ از مسجد جامع و گذرهای قدیمی عبور کند، بازار کهنه را ببیند، با مدرسه پامنار و میدان آشنا شود، وارد سرای ملاحسین شود، صنایعدستی و سوغات قم خریداری کند و در فضایی باکیفیت امکان مکث داشته باشد.
در ادبیات گردشگری شهری، ارزش چنین مسیری دقیقاً در همین «تجربه پیوسته» است. گردشگر برای دیدن یک دیوار تاریخی وارد بافت نمیشود؛ او باید بتواند راه برود، ببیند، روایت مکان را بفهمد، خرید کند، استراحت کند و با زندگی محلی ارتباط بگیرد.
ایجاد چنین مسیری میتواند بهطور همزمان سه نتیجه داشته باشد: افزایش زمان حضور گردشگر، ایجاد درآمد برای اقتصاد محلی و تقویت انگیزه اقتصادی برای حفاظت از بناها و مشاغل تاریخی.
مسئله میدان کهنه فقط « مرمت» نیست
میدان کهنه امروز در نقطه متفاوتی نسبت به سالهای گذشته قرار دارد. بازار در دورههایی مرمت و کفسازی شده، ساماندهی خود میدان وارد دستور کار اجرایی شده، شناسایی مشاغل مطرح است و برای سرای ملاحسین نیز کاربری صنایعدستی و سوغات در نظر گرفته شده است.
بنابراین مطالبه امروز نمیتواند فقط این باشد که «میدان کهنه مرمت شود». مطالبه مهمتر، تبدیل همه این اقدامات به یک پروژه واحد شهری است؛ پروژهای که محدوده مشخص، مدیر یا ساختار هماهنگکننده، برنامه زمانبندی، تقسیم وظایف دستگاهها، ضابطه فعالیت اقتصادی، برنامه دسترسی و پارکینگ، طرح سیما و منظر، راهبرد گردشگری و شاخصهای قابل سنجش برای ارزیابی نتیجه داشته باشد.
وقت عبور از پروژههای جزیرهای
به بیان دیگر، موفقیت میدان کهنه را نباید تنها با تعداد مترمربع سنگفرششده، تعداد نماهای مرمتشده یا میزان اعتبار عمرانی هزینهشده سنجید.
شاخص واقعی موفقیت چیز دیگری است: آیا پس از پایان پروژه، میدان برای شهروند قابلاستفادهتر شده است؟ آیا گردشگر میتواند تاریخ آن را بخواند؟ آیا کسبه از حضور گردشگر منتفع میشوند؟ آیا مشاغل متناسب با هویت مکان افزایش یافتهاند؟ آیا میدان به محل مکث و حضور مردم تبدیل شده است؟ و مهمتر از همه، آیا این بخش از شهر دوباره به شبکه زندگی روزمره قم متصل شده است؟
مرمت سرای ملاحسین و ساماندهی میدان کهنه میتواند آغاز یک تغییر جدی باشد، اما نباید پایان پروژه تلقی شود.
آزمون واقعی دستگاههای مسئول زمانی آغاز میشود که سنگفرشها تمام شده و داربستهای مرمت جمع شده باشند؛ آن زمان باید دید آیا فقط ظاهر میدان تغییر کرده است یا «زندگی متناسب با شأن تاریخی میدان کهنه» نیز به قلب قدیمی قم بازگشته است.



