
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری / روزنامه نگار و پژوهشگر حوزه حکمرانی ؛ هفته دولت اگر قرار باشد صرفاً به هفتهای برای شمارش پروژههای افتتاحشده، انتشار گزارشهای عملکرد و تکرار فهرستی از دستاوردها تبدیل شود، چیزی بیش از یک مناسبت تقویمی نخواهد بود. کارنامه دولتها را نه میتوان با چند عدد و نمودار، تمجید و نفد کرد و نه با چند انتقاد و گلایه از اعتبار انداخت، قضاوت درباره یک دولت، نیازمند دیدن همه واقعیتهای میدان واقعی حکمرانی است، همان جایی که تصمیمگیری با محدودیت منابع، فشار خارجی، بحرانهای انباشته، جنگ، انتظارات مردم و دهها مسئله دیگر بههم گره خورده است.
دولت چهاردهم در شرایطی وارد میدان حکمرانی کشور شد که از همان نخستین روزهای فعالیتش، شرایط آرام و عادی نبود و در ادامه، دشواریهای آن نهتنها کاهش نیافت، بلکه به مراتب پیچیدهتر شد. از ترور و ناامنیهای منطقهای و عملیاتهای نظامی گرفته تا حملات مستقیم به درون کشور، این دولت را با یکی از کمسابقهترین شرایط امنیتی و سیاسی دهههای اخیر مواجه کرد. شرایطی که در آن، شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد نظامی، مسئولان امنیتی و چهرههای عالیرتبه کشور به شهادت رسیدند و در اوج این حوادث، شهادت امام امت، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (رضواناللهتعالیعلیه)، ضربهای بیسابقه به عالیترین سطح ساختار تصمیمگیری و فرماندهی وارد کرد. در چنین وضعیتی، دولت ناگزیر بود همزمان با مدیریت امور جاری، با پیامدهای مستقیم یک بحران عمیق امنیتی و جنگی، بازآرایی ساختارهای فرماندهی و تصمیمگیری، آسیبهای واردشده به زیرساختها، فشارهای اقتصادی، اختلال در صادرات نفت و واردات کالاهای اساسی و مجموعهای از شوکهای پیدرپی داخلی و خارجی مواجه شود، مجموعهای از شرایط غیرعادی که اداره کشور و اتخاذ تصمیمهای راهبردی را بهمراتب دشوارتر از شرایط متعارف حکمرانی میکرد.
دولت تاکنون نقاط قوت قابل توجهی از خود نشان داده است
در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت بدون در نظر گرفتن بستر واقعی و کمسابقهای که کشور در آن اداره شده است، نمیتواند تصویری دقیق و منصفانه از عملکرد آن ارائه دهد. هرگونه قضاوت درباره دولت چهاردهم باید متناسب با سطح و گستره بحرانهایی صورت گیرد که همزمان بر کشور تحمیل شده و دامنه تصمیمگیری و مدیریت دولت را بهشدت تحت تأثیر قرار داده است، چراکه اداره کشور در شرایط عادی، با حکمرانی در میانه جنگ، ناامنی، شهادت مسئولان و فرماندهان ارشد، آسیبهای زیرساختی و فشارهای اقتصادی، ماهیتی کاملاً متفاوت دارد.
اما این گزاره به هیچ وجه به معنای مصونیت دولت از نقد نیست. اتفاقاً دولت چهاردهم را باید همزمان از دو زاویه دید، از یک سو باید پذیرفت که در شرایطی دشوارتوانسته است از ایجاد بنبست دراداره کشور جلوگیری کند و حتی در شرایط جنگی، استمرار زندگی عادی مردم و خدمات عمومی را حفظ کند، از سوی دیگر، همین شرایط دشوار انتظار از دولت را برای چابکی بیشتر، تصمیمهای دقیقتر و حکمرانی هوشمندانهتر افزایش میدهد.
دولت باید راهبرد جامع وایده حکمرانی مشخص داشته باشد
این شاید مهمترین نکته در ارزیابی عملکرد دولت باشد، شرایط سخت، توضیحدهنده برخی ضعفهاست، اما توجیهکننده همه ضعفها نیست. دولت در این مدت نقاط قوت قابل توجهی از خود نشان داده است. تلاش برای حفظ هماهنگی کلان با مجموعه نظام، پرهیز از قرار دادن دولت در برابر ساختار حاکمیت، صراحت رئیسجمهور دربیان برخی مشکلات کشور، تلاش برای ایجاد همگرایی در ترکیب کابینه و مدیریت کشور در دورههای جنگی، از جمله نقاطی است که نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت. بهویژه حفظ استمرار خدمات عمومی در شرایط جنگ، خود یک شاخص مهم از ظرفیت اجرایی دولت محسوب میشود. با این همه، دولت برای عبور از مرحله اداره امور و رسیدن به مرحله حل مسئله، نیازمند یک جهش جدی است.
شاید مهمترین نقد وارد بر دولت چهاردهم همین باشد که هنوز ایده روشن و منسجم حکمرانی خود را به اندازه کافی آشکار نکرده است. دولت نباید صرفاً در برابر مسائل مختلف واکنش نشان دهد، باید مشخص کند که میخواهد کشور را با چه منطق و اولویتهایی اداره کند. اداره کشور با مجموعهای از تصمیمهای روزمره، حتی اگر هر یک از آنها بهتنهایی درست باشند، جای یک راهبرد جامع را نمیگیرد. ایده حکمرانی همان نخ تسبیحی است که باید تصمیمهای پراکنده را به یک مسیر مشخص تبدیل کند.
رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی همواره دراولویت دولت باشد
در شرایط کنونی، کشور بیش از هر چیز به دولت چابک، میدانی و مسئلهمحور نیاز دارد، دولتی که در شرایط جنگ و تحریم، همچنان با منطق بوروکراسی عادی حرکت نکند. وقتی کشور با بحرانهای همزمان مواجه است، دستگاه اجرایی باید سریعتر تصمیم بگیرد، هماهنگتر عمل کند، بیشتر در میدان حاضر باشد و برای شکستن موانع، ابتکار عمل بیشتری به خرج دهد. از سوی دیگر، دولت باید مراقب یک خطای مهم در تعیین اولویتهای خود باشد، اینکه برخی مطالبات اجتماعی و سیاسی آنقدر برجسته شوند که مسائل اقتصادی و معیشتی در حاشیه قرار گیرند. برای مردم، آرامش بازار، قدرت خرید، ثبات قیمتها، اشتغال و آینده اقتصادی خانواده، موضوعاتی نیستند که بتوان آنها را به فردا موکول کرد. حتی آنجا که جامعه از اصلاحات اجتماعی استقبال میکند، انتظار اصلی بخش بزرگی از مردم این است که دولت بتواند روزنهای واقعی برای بهبود اقتصاد و زندگی روزمره ایجاد کند.
مسئله بسیار مهم دیگر زمانشناسی تصمیمات است. گاهی یک تصمیم در ذات خود درست است، اما زمان اجرای آن نادرست است. اقتصاد کشور در شرایط تورمی و جنگی، ظرفیت تحمل شوکهای متعدد را ندارد. اصلاحات اقتصادی باید انجام شود، اما اصلاحات بدون پیوست اجتماعی، اقتصادی و زمانی میتواند به جای درمان، خود به عامل تشدید فشار تبدیل شود. حتی در موضوعاتی مانند اصلاح مصرف انرژی و بنزین، راهحل فقط افزایش قیمت نیست؛ دولت باید باجدیت سراغ حل مسائل همچون قاچاق سوخت، ضعف های حملونقل عمومی، تولید خودروهای کممصرف و اصلاح الگوی مصرف برود.
موفقیت دولت به تعبیر امام شهید موفقیت نظام است
هفته دولت فرصتی برای قراردادی بین دولت و ملت است که در آن نه دولت صرفاً از خود تعریف کند و نه منتقدان صرفاً بر طبل ناکارآمدی بکوبند. جامعه امروز بیش از شعار، به نتیجه نیاز دارد. موفقیت دولت، موفقیت یک کابینه یا یک جریان سیاسی نیست، بلکه به تعبیر امام شهید انقلاب، موفقیت نظام است. اگر دولت در مهار بیثباتی بازار، کاهش فشارهای معیشتی، تقویت تولید، بازسازی زیرساختهای آسیبدیده و ارتقای کارآمدی دستگاههای اجرایی توفیق یابد، در نهایت، ثمره این موفقیت در زندگی مردم و بهبود کیفیت حکمرانی کشور خود را نشان خواهد داد و موجب دلگرمی امت و ناامیدی دشمنان نظام خواهد شد.
به همین دلیل، حمایت از دولت و مطالبه از دولت دو مفهوم متضاد نیستند. میتوان از دولت در برابر فشارهای بیرونی حمایت کرد و همزمان درباره عملکرد اقتصادی آن سؤال پرسید. میتوان از تلاش دولت برای حفظ انسجام ملی دفاع کرد و در عین حال از کندی برخی از دستگاه اجرایی انتقاد کرد. میتوان دشواریهای اداره کشور را فهمید، اما از دولت خواست برای حل مشکلات، راههای تازه و جسورانهتری پیدا کند. این همان مرز باریک میان نقد و تخریب است.
کاستیهای دولت را صادقانه بگوییم و راهحل ارائه دهیم
آنچه مسلم است کشور امروز بیش از هر چیز به همدلی در داخل و کارآمدی در دولت نیاز دارد. اختلافات سیاسی اگر قرار باشد به تضعیف ظرفیت اداره کشور منجر شود، هزینه آن را نه یک جناح، بلکه همه مردم خواهند پرداخت. از سوی دیگر، حمایت بیقیدوشرط نیز نه کمکی به دولت میکند و نه مشکلی از کشور حل خواهد کرد. حمایت واقعی آن است که دولت را در مسیر درست تقویت کنیم، کاستیهایش را صادقانه بگوییم و راهحل ارائه دهیم.
دولت چهاردهم در مجموع، با توجه به شرایطی که کشور از زمان آغاز به کار آن تجربه کرده، کارنامهای قابل دفاع اما قابل مطالبه دارد. قابل دفاع است، چون در یکی از پیچیدهترین دورههای معاصر، اجازه نداده اداره کشور به بنبست برسد و قابل مطالبه است، چون جامعه از دولت انتظار دارد از مرحله مدیریت بحران عبور کرده و به مرحله حل ریشهای مسائل برسد.


