یادداشت

معلمِ دل‌ها باشید

ندای قم / یادداشت / سیدجواد حسینی/ پژوهشگر مسائل اجتماعی؛ آقای مصطفی جعفرزاده، در یادداشتی با عنوان «از دستگرد تا قم؛ روایت رفت‌وآمد مردم در روزگار قدیم» که در کانال بنیاد قم‌پژوهی منتشر شده، خاطره‌ای از دوران دانش‌آموزی خود در روستای دستگرد روایت کرده است؛ خاطره‌ای ساده، اما سرشار از نکات انسانی و آموزنده.
زمستان سال ۱۳۴۷، زمانی که آقای جعفرزاده دانش‌آموز کلاس ششم ابتدایی بود، مرحوم پدرش به علت بیماری در بیمارستان نکویی قم بستری شده بود. بارش سنگین برف و یخبندان، راه دستگرد به قم را حدود دو هفته بسته بود و او در تمام این مدت، با وجود دلتنگی، نتوانسته بود پدر بیمارش را ببیند.
با باز شدن راه‌ها، معلم مدرسه، آقای مدنی، که قصد رفتن به قم داشت، از شاگردش پرسید: «نمی‌خواهی پدرت را ببینی؟» وقتی پاسخ مثبت او را شنید، گفت:«فردا صبح بیا پای اتوبوس، ببرمت قم ملاقاتش.»
روز بعد، آقای جعفرزاده همراه معلمش راهی قم شد. آقای مدنی حتی شاگردش را برای ناهار به کبابی برد و سپس همراه او به بیمارستان نکویی رفت تا پدر بیمارش را ملاقات کند.
وقتی به بیمارستان رسیدند، به دلیل سن کم و قد کوتاه دانش‌آموز، نگهبانان مانع ورود او شدند. آقای مدنی اصرار کرد، پیگیری کرد و آن‌قدر تلاش کرد تا سرانجام اجازه ورود صادر شد و شاگردش توانست پس از حدود دو هفته، پدرش را ببیند.
وقتی این خاطره را می‌خواندم، با خودم فکر کردم: چرا یک انسان پس از بیش از پنجاه سال، هنوز نام معلم دوران ابتدایی خود را به یاد دارد؟
شاید معنای «معلمِ دل‌ها» همین باشد؛ معلمی که در کنار آموزش، دانش‌آموز و نیازهای انسانی او را می‌بیند. معلمی که شاید بسیاری از درس‌هایش پس از سال‌ها از یاد برود، اما رفتار و محبتش در دل و ذهن دانش‌آموز ماندگار بماند.
این خاطره، مرا به فکر رفتارهای ساده‌ای انداخت که شاید در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسند، اما می‌توانند برای یک دانش‌آموز ماندگار شوند.
یکی از والدین برایم تعریف می‌کرد که در مدرسه از دانش‌آموزان خواسته‌اند هرکدام برای نوشتن روی تخته، ماژیک در سه رنگ تهیه کنند. در یک کلاس ۳۰ نفره، یعنی تهیه حدود ۹۰ ماژیک؛ در حالی که ممکن است بسیاری از آنها اصلاً استفاده نشوند یا پس از مدتی خشک شوند.
ممکن است مدرسه به هر دلیل امکان تهیه این وسایل را نداشته باشد. اما اگر معلمی توان و امکانش را دارد، چه خوب است به جای اینکه هر خانواده سه ماژیک تهیه کند، چند ماژیک مورد نیاز کلاس را خودش تهیه کند تا همه دانش‌آموزان از آن استفاده کنند.
مقصود، البته، تحمیل هزینه به معلم یا انتظار از او برای جبران کمبود امکانات مدرسه نیست؛ سخن بر سر این است که گاهی یک توجه کوچک از سوی معلم، می‌تواند اثری بزرگ و ماندگار بر دل و ذهن دانش‌آموز بگذارد.
شاید هزینه چند ماژیک در برابر اثری که یک رفتار دلسوزانه می‌تواند بر ذهن و دل دانش‌آموز بگذارد، ناچیز باشد.
دانش‌آموز ممکن است بسیاری از مطالب کتاب‌های درسی را پس از سال‌ها فراموش کند، اما رفتار انسانی، محبت و بزرگواری معلم را هرگز از یاد نخواهد برد. این رفتارها می‌توانند سال‌ها در ذهن و زندگی او ماندگار بمانند و به یکی از ارزشمندترین درس‌های زندگی‌اش تبدیل شوند.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/g1vl

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا