
ندای قم / یادداشت / سید محمدرضا بهشتی پور / مدیر روابط عمومی اداره کل حفاظت محیط زیست استان قم؛ قم، شهری است که نامش با فقاهت، معنویت و هویت شیعی گره خورده است؛ آشیانه آلرسول(ع) که به برکت حوزههای علمیه، قرنهاست جریان تولید و نشر اندیشه دینی در جهان تشیع را راهبری کرده و این خطه مقدس را به شهری فراتر از یک جغرافیا بدل ساخته است. از این رو، بسیار شایسته است که قم در بسیاری از حوزههای مرتبط با دین، اخلاق و فرهنگ، خود را در جایگاه یک شهر الگو ببیند؛ از جمله در عرصه حفظ و حراست از طبیعت و محیط زیست.
پرسش اساسی این است که آیا شهری با چنین جایگاه دینی و تمدنی، میتواند نسبت به «حق برخورداری شهروندان از محیط زیست پاک و سالم» بیتفاوت باشد؟ آیا هویت دینی صرفاً در نمادها و مناسک خلاصه میشود، یا باید در نحوه شهرسازی، توسعه شهری و خدمات عمومی نیز بر پایه ضوابط و مؤلفههای زیستمحیطی تجلی یابد؟ از این منظر، چالشهای محیط زیستی قم صرفاً یک مسئله مدیریتی نیست، بلکه میتواند آزمونی برای سنجش میزان تحقق گفتمان دینی و اخلاقی در عرصه زیست شهری باشد.
قم همواره بهعنوان خاستگاه انقلاب و ام القرای جهان اسلام و یکی از کانونهای مهم تمدن نوین اسلامی مورد توجه بوده است؛ تمدنی که باید بر پایه کرامت، عدالت و عقلانیت بنا شود و قطعاً یکی از مهمترین عرصههای ظهور این مفاهیم، محیط زیست است. اما متأسفانه در سیمای امروز شهر، گاهی نشانههایی از کمرنگ بودن این ضرورت دیده میشود؛ از رها کردن و سوزاندن پسماندها گرفته تا ضعف در جمعآوری و تصفیه فاضلاب، کمبود فضای سبز، حملونقل عمومی ناکافی و آلاینده، شهرسازی خودرومحور و افزایش تراکم ساختوساز بدون توجه کافی به کیفیت زیست شهری.
پیامد این نابهنجاری های زیست محیطی، افزایش مصرف منابع و سوختهای فسیلی، هدر رفتن منابع آبی، تشدید آلودگی آب، خاک و هوا و تحمیل هزینههای پنهان بر سلامت عمومی، آرامش روانی و کیفیت زندگی شهروندان است. اینجاست که یک تناقض شکل میگیرد: شهری که میخواهد نماد عدالت و کرامت انسانی باشد، نمیتواند نسبت به کیفیت هوایی که مردمش تنفس میکنند، کیفیت آبی که مینوسند و محیطی که در آن زندگی میکنند بیتفاوت بماند.
بدون تردید، «جهانشهر تمدنی اهلبیت(ع)» بدون برخورداری از محیط زیستی پاک و سالم، یک تعریف ناقص و ناتمام خواهد بود و اگر تمدن اسلامی قرار است الگویی زیستپذیر برای انسان معاصر ارائه کند، باید از بدیهیترین حقوق انسان، یعنی حق زندگی سالم و شایسته آغاز کند. در این زمینه، آموزههای دینی و ظرفیتهای فقه شیعه، از مفاهیمی همچون حقالناس، قاعده لاضرر و وجوب حفظ نفس گرفته تا مسئولیت حاکمان در قبال مصالح عمومی، میتواند مبنایی برای بازخوانی نسبت انسان، شهر و طبیعت فراهم کند.
در کنار آن، مفهوم حقوق شهروندی نیز بر حق بهرهمندی از محیط زیست سالم و عاری از آلودگی و نیز حق آگاهی از وضعیت و پیامدهای آلایندههای محیط زیست تأکید دارد. این حق در شهری با چنین جایگاه دینی و معنوی، اهمیتی دوچندان پیدا میکند؛ زیرا الگو بودن، تنها به تولید اندیشه محدود نیست و باید در کیفیت زندگی مردم نیز نمود پیدا کند.
بافت شهری هر شهر، بازتابی از فلسفه زیستی آن است. اگر توسعه شهری بدون توجه کافی به ظرفیتهای محیط زیستی انجام شود و اگر سلامت و کیفیت زندگی شهروندان در تصمیمگیریهای شهری به حاشیه برود، پیام روشن است: ملاحظات اقتصادی و کالبدی بر حق زیست سالم تقدم یافتهاند.
برای عبور از بسیاری از چالشهای کالبدی و زیستمحیطی قم، لازم است مسأله محیط زیست در اولویت سیاستگذاریهای شهری قرار گیرد و بایدها و نبایدهای زیست محیطی در حوزههایی همچون شهرسازی، معماری، حملونقل، مدیریت پسماند، مصرف منابع و رفتار شهروندی به عرصه عمل وارد شود. قطعاً قم میتواند به جای آنکه صرفاً درباره نسبت دین و محیط زیست سخن بگوید، خود به نمونهای از تحقق این پیوند تبدیل شود.
در نهایت، جهانشهر تمدنی زمانی میتواند در عرصه حفاظت از محیط زیست الگویی برای دیگران باشد که خود بتواند الگویی از زیست سالم، عادلانه و مسئولانه ارائه دهد و شهر مقدس قم نیز بهعنوان آشیانه آلرسول(ع)، وظیفهای مضاعف در برابر طبیعت، محیط زیست و سلامت شهروندان خود دارد؛ چرا که جهانشهر تمدنی اهلبیت(ع)، بدون محیط زیست پاک و سالم، شعاری ناتمام است.



