
ندای قم /یادداشت / سیدجواد حسینی / پژوهشگر مسائل اجتماعی ؛آقای مصطفی جعفرزاده در یادداشت «قفخونههای راه قم ـ دستگرد؛ از چایِ آقعلی تا دوغِ عَمحسین» که در کانال بنیاد قمپژوهی منتشر شده، از قفخونه دستگرد و فضای دلنشین پیرامون آن، از جمله استخر آب کشاورزی، آب خنک قنات لوسلا، جوی روان و درختان کهنسال، یاد کرده است.
این تصویر، سِلخ، یا همان استخر آبِ پایین قفخونه دستگرد، را نشان میدهد؛ عکسی که چند سال پیش گرفتهام. در آن زمان، آب قنات لوسلا از زیر همین درختان عبور میکرد و در این سلخ برای استفاده در کشاورزی جمع میشد.
این تصویر، گوشهای از همان فضای قدیمی دستگرد را نشان میدهد؛ جایی که آب خنک قنات، سایهسار درختان، آب زلال سلخ و گفتوگوهای صمیمانه مردم بر تختهای جلوی قفخونه، در کنار یکدیگر، بخشی از زندگی و خاطرات مردم دستگرد و مسافران این مسیر را شکل داده بودند.
گفتنی است در گویش محلی و اصطلاحات کشاورزان دستگرد، به استخر «سِلخ» و به جوی آب «جوق» یا «جوب» گفته میشد. در گذشته سِلخها خاکی بودند و به دریچۀ خروجی آن «غوله» میگفتند که با چوبهایی با قطرهای مختلف، میزان آب آن تنظیم میشد.
به سرریز آب سِلخ «هَرزآب» و به جوی کنار آن «جوق هرزآب» گفته میشد.
همچنین اصطلاحاتی مانند:
«سِلخآب»، یعنی آب خروجی از سِلخ.
«سلخ آب- هَرز آب»، یعنی آب مشترک سلخ و هرز آب.
و «رآسآب»، یعنی آبی که مستقیم از قنات میآمد و از آب سلخ به آن اضافه نمیشد، نیز در میان کشاورزان دستگرد رایج بود.



