ویژهیادداشت

دفاع فعال و تغییر قواعد بازدارندگی

ندای قم/ یادداشت / سید رضا دهناد/ کارشناس ارشد امور نظامی و دفاع؛ حملات موشکی شب گذشته ایران به مواضع رژیم صهیونیستی را می‌توان نشانه‌ای از ورود منازعه میان ایران، امریکا و رژیم صهیونی به مرحله‌ای تازه دانست؛ مرحله‌ای که در آن دیگر نمی‌توان صرفاً از الگوهای پیشینِ خویشتنداری، واکنش‌های محدود و مدیریت تنش سخن گفت. اهمیت این رویداد تنها در بُعد نظامی آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در معنایی است که در سطح راهبردی و سیاسی تولید می‌کند: تغییری محسوس در منطق بازدارندگی و در شیوه مواجهه با تهدید.
در سال‌های گذشته این تصور وجود داشت که ایران و جبهه مقاومت عمدتاً در موقعیت واکنشی قرار دارند؛ به این معنا که اجازه می‌دهند فشارها، حملات یا تهدیدها ابتدا رخ دهد و سپس در چارچوبی محدود پاسخ داده شود. چنین الگویی، اگرچه در برخی مقاطع به مدیریت بحران کمک کرده است، اما در عمل می‌توانست به شکل‌گیری روندی فرسایشی بینجامد؛ روندی که در آن طرف مقابل با ضربات پراکنده و حساب‌شده، به‌تدریج هزینه‌های امنیتی، سیاسی و روانی را افزایش می‌دهد.
در این میان، تحولات اخیر در لبنان نیز به عنوان یکی از عوامل زمینه‌ساز این تغییر قابل توجه است. نقض مکرر آتش‌بس در مناطق مرزی لبنان و ادامه حملات اسرائیل به برخی مواضع در این کشور، از نگاه محور مقاومت نشانه‌ای از تلاش برای تغییر قواعد میدانی و آزمودن سطح تحمل طرف مقابل تلقی شده است. در چنین فضایی، پاسخ موشکی ایران نه فقط یک واکنش نظامی، بلکه پیامی درباره محدودیت‌های قابل‌پذیرش در معادلات امنیتی منطقه محسوب می‌شود.
از این منظر، مفهوم «دفاع فعال» اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. دفاع فعال به این معناست که ایران منتظر وقوع تهدید نمی‌ماند، بلکه تلاش می‌کند پیش از تثبیت سناریوی مطلوب طرف مقابل، ابتکار عمل را در سطحی محدود یا گسترده در دست گیرد. این رویکرد الزاماً به معنای حرکت به سوی جنگ نیست؛ بلکه تلاشی است برای تغییر محاسبات طرف مقابل و جلوگیری از شکل‌گیری تصورِ بی‌هزینه بودن فشارها. در واقع، دفاع فعال بیش از آنکه بر شدت ضربه تکیه کند، بر تغییر ادراک دشمن از هزینه‌ها و مخاطرات تمرکز دارد.
در تحلیل این تحولات، باید به پیوند میان سه سطح مهم توجه کرد: سطح نظامی، سطح منطقه‌ای و سطح اجتماعی. تجربه ایران نشان داده است که قدرت یک کشور تنها به توان سخت‌افزاری محدود نمی‌شود. توان نظامی ابزار اعمال اراده است، عمق منطقه‌ای امکان توزیع فشارها و ایجاد هم‌افزایی را فراهم می‌کند و انسجام داخلی نیز پشتوانه‌ای است که هر راهبرد بلندمدتی بدون آن شکننده خواهد بود. هرگاه یکی از این مؤلفه‌ها تضعیف شود، سازوکار بازدارندگی نیز با اختلال مواجه می‌شود.
از این رو آنچه در شرایط کنونی دیده می‌شود، صرفاً یک جابه‌جایی تاکتیکی نیست، بلکه تلاشی برای بازتعریف نسبت میان «صبر»، «هزینه» و «اقدام» است. سیاست صبر راهبردی زمانی مؤثر است که طرف مقابل آن را با ضعف یا انفعال اشتباه نگیرد. اما زمانی که نشانه‌هایی از آمادگی برای پاسخ فعال و تغییر در رفتار دیده شود، معادله بازدارندگی نیز تغییر می‌کند. هدف در چنین شرایطی لزوماً گسترش درگیری نیست، بلکه جلوگیری از عادی‌سازی تهدید و تحمیل وضعیت نامطلوب است.
از سوی دیگر، درگیری‌های امروز منطقه مرزهای سنتی میان جنگ نظامی، جنگ روانی، فشار رسانه‌ای و رقابت سیاسی را تا حد زیادی کم‌رنگ کرده است. هر رخداد امنیتی به‌سرعت در چند سطح معنا پیدا می‌کند: در میدان، در افکار عمومی و در محاسبات دیپلماتیک. بنابراین هر اقدام علاوه بر پیام عملیاتی، حامل پیام سیاسی نیز هست؛ پیامی درباره ظرفیت پاسخ، میزان تاب‌آوری و خطوط قرمز.
در نهایت، شاید مهم‌ترین پیام حملات موشکی اخیر این باشد که امنیت منطقه‌ای دیگر نمی‌تواند بر پایه یک‌جانبه‌گرایی یا آزمودن مداوم آستانه تحمل ایران و نیروهای همسو با آن تعریف شود. نقض آتش‌بس در لبنان و استمرار تنش‌ها نشان داده است که قواعد پیشین در حال تغییر است. در چنین شرایطی، «دفاع فعال» بیش از آنکه یک شعار باشد، نشانه‌ای از ورود به مرحله‌ای تازه در بازدارندگی منطقه‌ای است؛ مرحله‌ای که در آن محاسبات امنیتی بازیگران مختلف ناگزیر از بازنگری خواهد بود.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/8ikj

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا