
ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد / دکتری علوم سیاسی؛تجربه تاریخی مذاکرات بینالمللی، بهویژه در دهه اخیر، ثابت کرده است که متن یک توافق بدون «ضمانت اجرای سختافزاری» و «مکانیسم ماشه معکوس»، تنها یک کاغذ پاره است. پیشنویس مذکور، علیرغم ظاهر فریبنده در ارقام (مانند ۳۰۰ میلیارد دلار)، حاوی حفرههای خطرناکی است که میتواند امنیت و اقتصاد ایران را به بنبست بکشاند. این مفهوم به صراحت کامل از سوی قائد شهیدمان اینگونه تبیین شد :
ما به طرف مقابل اعتماد نداریم؛ طرف مقابل ما یک طرفِ بدعهد است، یک طرفِ دروغگو است، یک طرفِ زیرِ قولِ خود زن است، یک طرفِ از پشت خنجرزن است… تجربههای ما هم همین را نشان میدهد. خب، با یک چنین طرفی انسان باید چهکار کند؟… بنده معتقدم و به مسئولین هم گفتم که در جزئیات باید دقّت بشود؛ هرچه در این قرارداد بیاید، نقد است، امّا آنچه طرف مقابل وعده میدهد، نسیه است.»
به نظر من آنچه از ماهیت متن تفاهم نامه یا توافقنامه منتشره بر می اید گویای این است که هنوز رهنمود های امام شهیدمان در غربت کامل قرار دارد
۱. تکرار خطای «نقد در برابر نسیه»
بزرگترین نقد به این پیشنویس، عدم توازن در «زمانبندی اجرا» است. ایران بر اساس بند ۱ متعهد به توقف فوری جنگ در همه جبههها میشود (امتیاز نقد و راهبردی)، اما در مقابل، رفع کامل تحریمها به «۶۰ روز مذاکره نهایی» موکول شده است (امتیاز نسیه). در این بازه ۶۰ روزه، طرف مقابل که اهرمهای فشار میدانی ایران را متوقف کرده، میتواند با زیادهخواهی جدید، مذاکرات را به بنبست بکشاند در حالی که ایران پیشدستانه قدرت مانور خود را در منطقه کاهش داده است.
۲. فریبِ «تعلیق» به جای «لغو»
در متن از واژه «تعلیق» (Suspension) استفاده شده است. تعلیق یک وضعیت موقت و لرزان و بسیار شکننده است تقریبا هیچ ارزش قابل اتمایی ندارد چراکه ساختار تحریمها در این حالت دستنخورده باقی میماند و تنها با یک امضای رئیسجمهور آمریکا، تمام تحریمها در کمتر از چند ساعت بازمیگردند.
هیچ دستاورد مهمی حتی در حوزه اقتصادی برای ایران ندارد ، زیرا هیچ فعال اقتصادی در بازاری که هر لحظه ممکن است با «زیر میز زدن آمریکا» فرو بپاشد، سرمایهگذاری نمیکند.
3- شورای امنیت؛ ابزاری برای محاصره حقوقی
تکیه بر قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل به عنوان تضمین، یک خوشبینی مفرط است. تجربه خروج آمریکا از برجام (که خود دارای قطعنامه ۲۲۳۱ بود) نشان داد که آمریکا نه تنها به قطعنامهها پایبند نیست، بلکه از ساختار شورای امنیت برای فشار بر ایران استفاده میکند. گره زدن سرنوشت کشور به قطعنامهای که آمریکا در آن حق وتو دارد، به معنای دادنِ کلید اقتصاد ایران به دشمن است.
۴.- ۳۰۰ میلیارد دلار بازسازی؛ اهرم نفوذ یا جبران خسارت؟
ارائه طرح بازسازی توسط آمریکا و متحدانش، میتواند بزرگترین تهدید برای «استقلال اقتصادی» باشد. ورود پیمانکاران و شرکتهای غربی به زیرساختهای حیاتی ایران تحت عنوان بازسازی، علاوه بر ایجاد وابستگی شدید فنی، راه را برای نفوذ اطلاعاتی و اقتصادی باز میکند. ضمن اینکه هیچ تضمین حقوقی برای پرداخت این مبلغ وجود ندارد و صرفاً یک «وعده روی کاغذ» است.
۵. ریسک «حمله در حین مذاکره» و فقدان مکانیسم تنبیه
پیشنویس هیچ سازوکاری برای «تنبیه طرف مقابل» در صورت نقض عهد یا حملات نظامی همزمان با مذاکرات پیشبینی نکرده است. وقتی آمریکا سابقه حمله در زمان گفتگو را دارد، عدم گنجاندن «بند جریمه» یا «حق بازگشت فوری به فعالیتهای هستهای بدون تشریفات»، به معنای خلع سلاح کردن ایران در برابر بدعهدی احتمالی است.
6-آزادسازی قطرهچکانی
آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار در برابر توقف تمام جبههها، یک مبادله نابرابر است. این مبلغ در مقایسه با خسارات وارده به اقتصاد ایران ناچیز است و صرفاً به عنوان یک «مُسکن موقت» عمل میکند تا ایران را در مسیر امتیازدهیهای بزرگتر در مذاکرات نهایی ۶۰ روزه قرار دهد.
7- از دست دادن امتیاز بزرگ باز کردن تنگه هرمز
این امتیاز قوی ترین برگ برنده ایران است.
عقل استراتژیک اقتضا می دهد مهمترین امتیاز را در لحظه شروع ندهیم باز گشایی تنگه هرمز باید آخرین اقدام ما و در صورت تحقق عملی خواسته های ایران باشد
8-این پیشنویس بیش از آنکه یک «توافق سیاسی ،اقتصادی ،نظامی و امنیتی باشد، یک «طرح مهار راهبردی ایران » است. حواسمان به شدت جمع باشد آمریکا با این متن، به دنبال آن است که ابتدا «قدرت میدانی» ایران را بگیرد، سپس «ساختار هستهای» را محدود کند و در نهایت اقتصاد ایران را در وضعیت تعلیق و وابستگی نگه دارد. بدون وجود تضمینهای عینی (مانند تایید در کنگره آمریکا یا گرفتن وثیقههای مالی بینالمللی)، این متن میتواند تکرار یک خسارت تاریخی محض دیگر باشد که در آن ایران امتیازات نقد و راهبردی میدهد و در مقابل، وعدههای کاغذی و بازگشتپذیر دریافت میکندیادمان باشد که با شروع این توافق و خیانت چند باره امریکا راه برگشت «دیپلماسی به وقت سید مجید موسوی» و اقناع مجدد ملت کار آسانی نخواهد بود .



