
ندای قم / یادداشت / سید جواد حسینی / فعال فرهنگی و اجتماعی ؛هرساله در ماه بهمن، یاد جمله و مثلی قدیمی میافتم که در روستای دستگرد رایج بود. مردم روستا میگفتند: «اَهمنُ بهمن، آردِت به صد مَن، هیمَت به خرمن.»
یعنی در این ماه که سرما تقریباً به اوج میرسد و هنوز مدتی تا بهار باقی مانده، اگر صد مَن آرد داشتی و مقداری هیمه (هیزم) برای گرم شدن و نان پختن فراهم بود، خیال انسان آسوده میشد و میتوانست زمستان را پشت سر بگذارد.
این جمله ساده، تمام فلسفه زندگی مردم آن زمان را نشان میداد. در واقع، وقتی به اواخر بهمن و اوایل اسفند میرسیدی و آرد و هیزم داشتی، زمستانت میگذشت. این یعنی مردم دنبال رفاه زیاد نبودند و انتخابهایشان محدود بود، اما همین چیزهای کم آنقدر ارزش داشت که احساس امنیت و آرامش میداد.
آن روزها «داشتن» معنی سادهای داشت. کسی به چیزهای زیاد فکر نمیکرد. قناعت نه شعار بود و نه یک رفتار نمایشی؛ واقعیت زندگی بود. همین سادگی به ضربالمثل تبدیل شد و در حافظه جمعی مردم ماندگار ماند. شاید همین قناعت و خواستههای اندک بود که ذهنها را آسودهتر میکرد.
امروز با همه امکانات و تفاوتها، کمتر به آن روزها فکر میکنیم. هرچه داریم، باز نگاهمان به بیشتر از آن است. گویی معیار رضایت مدام جابهجا میشود؛ نه از سر زیادهخواهی، بلکه از فراموشی روزهایی که مایحتاج ساده زندگی، مثل آرد و هیزم، پشتوانه و دلگرمی برای گذر از زمستان بودند.
یادآوری این داستان برای بازگشت به گذشته نیست، بلکه برای این است که قدر زندگی را بدانیم و ناشُکر نباشیم. روزگاری مردم با کمترینها زندگی میکردند و دوام آوردند. امروز هم با وجود همه مشکلات، ما سرمایههای بزرگی داریم، مثل تجربه و امکاناتی که شاید برایمان عادی شدهاند.
اگر امروز خواستههایمان بیشتر شده، خوب است گاهی نیازهای دیروز را به یاد بیاوریم. این یادآوری نه آرزوها را کوچک میکند و نه امید را کمرنگ میکند، بلکه باعث میشود نگاه ما واقعیتر باشد و یادمان بیاورد که قبلاً هم از زمستان گذر کردهایم، با خیلی کمتر از آنچه امروز داریم.
وقتی بهمن میرسد، خوب است این جمله قدیمی را دوباره به یاد بیاوریم؛ نه برای حسرت، بلکه برای قدردانی و امید به فردایی که با عقل، صبر و شُکر ساخته میشود:
«اَهمنُ بهمن، آردت به صد مَن، هیمَت به خرمن.»



