
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ کارشناس برنامهریزی محیطزیست؛ تالابها رقیب یکدیگر نیستند، قربانیان یک حوضه آبی بههمریختهاند.در روزهای اخیر، موضوع احیای تالاب بندعلیخان ورامین و تخصیص ۲۹ درصد از آب رودخانه شور به این تالاب، با ورود دستگاه قضایی و آغاز عملیات اجرایی، به یکی از مباحث مهم محیطزیستی مرکز کشور تبدیل شده است. اصل احیای تالابها و جلوگیری از شکلگیری کانونهای گردوغبار، بدون تردید اقدامی ضروری است، اما پرسش اساسی اینجاست که تخصیص ۲۹ درصد از جریان رودخانه شور به تالاب بندعلیخان، بر اساس کدام مستندات هیدرولوژیک، مطالعات حقابه زیستمحیطی و سوابق تاریخی حوزه آبریز توسط وزارت نیرو تعیین شده است؟
در روایت منتشرشده از سوی مسئولان ورامین آمده است که تغییر مسیر رودخانه شور دیرین در جریان اجرای آزادراه قم–گرمسار، موجب شده بخش قابل توجهی از آب به سمت حوضه مره قم برود و تالاب بندعلیخان از حقابه خود محروم شود. بر همین اساس عملیات احداث مسیری جهت انتقال ۲۹ درصد آب رودخانه شور به بندعلیخان آغاز شده است، اما تعدادی از کارشناسان محیطزیست و منابع طبیعی قم، با استناد به بررسی تصاویر هوایی چندساله مسیرهای تاریخی آبراههها، مدعی هستند که اساساً رودخانه شور، منبع طبیعی و تاریخی تأمینکننده حقابه بندعلیخان نبوده است و احیای یک تالاب نباید با انتقال آب از رودخانهای انجام شود که حیات تالاب دیگری مانند مره به آن وابسته است.
تالاب مره با وسعتی حدود ۱۱ هزار هکتار، وابستگی مستقیمی به جریان رودخانه شور دارد و دبی این رودخانه در محدوده ۱.۵ تا ۳ مترمکعب بر ثانیه گزارش شده است، بنابراین هرگونه کاهش در جریان آن میتواند حیات اکولوژیک مره را با تهدید جدی مواجه کند. از سوی دیگر، در بالادست رودخانه شور، توسعه مصارف کشاورزی، احداث سدها و افزایش برداشتهای آب، رژیم طبیعی رواناب و میزان جریان ورودی به رودخانه را تحت تأثیر قرار داده است.
روندی که میتواند در سالهای آینده، آورد قابل دسترس رودخانه شور را بیش از پیش کاهش دهد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که ۲۹ درصد مورد ادعا دقیقاً از چه حجم و جریان آبی قرار است تأمین شود؟ این پرسش زمانی جدیتر میشود که بخش قابل توجهی از جریان فعلی رودخانه شور نیز در حال حاضر متأثر از پسابهای فاضلابی است. حقابهای که بر مبنای درصد تعیین میشود، زمانی از نظر هیدرولوژیک و اکولوژیک معنا دارد که منبع تأمین آن، حجم جریان و رژیم آبی رودخانه، قابل اتکا و پایدار باشد.
بنابراین پیش از آنکه اختلاف تهران و قم به یک منازعه استانی تبدیل شود، لازم است وزارت نیرو و سازمان حفاظت محیطزیست یک بار برای همیشه، مستندات این تصمیم را منتشر کنند، نقشه حوزه آبریز تاریخی بندعلیخان کجاست؟ رودخانه طبیعی تأمینکننده آن کدام بوده است؟ مستند انتساب حقابه به رودخانه شور چیست؟ عدد ۲۹ درصد بر مبنای چه مطالعه هیدرولوژیک و چه نیاز اکولوژیکی تعیین شده است؟ و در شرایط خشکسالی و کاهش آورد رودخانه، سهم واقعی مره و بندعلیخان چگونه تضمین خواهد شد؟
احیای بندعلیخان، بر مبنای مطالعات معتبر و حقابه واقعی آن، مطالبهای کاملاً قابل دفاع است، اما نباید فراموش کرد که تالاب مره قم نیز یک پهنه آبی حاشیهای و غیرقابل جایگزین است. این تالاب یکی از زیستبومهای مهم منطقه و در مسیر کریدور مهاجرتی پرندگان قرار دارد و سالهاست میزبان دهها هزار پرنده مهاجر می باشد. بنابراین، هر تصمیمی که جریان رودخانه شور را تحت تأثیر قرار میدهد، مستقیماً با حفظ یک زیستبوم زنده و یک کانون مهم تنوع زیستی ارتباط پیدا میکند.
اصل مسئله میان بندعلیخان و مره را باید در جای دیگری جستوجو کرد، مسئله، صیانت از حقابههای زیستمحیطی در مقیاس کل حوضه آبریز و جلوگیری از انتقال بحران از یک تالاب به تالاب دیگر است. پیش از هرگونه جابهجایی یا تخصیص سهم آب، لازم است مسیرهای طبیعی و تاریخی جریان، نیازهای اکولوژیک هر دو تالاب، آثار سدها و برداشتهای بالادست و روند آتی آورد رودخانه شور، در قالب یک ترازنامه جامع، مستند و شفاف آب حوضه، ارزیابی شود.



