
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ پژوهشگر حوزه حکمرانی؛ آسیب های خشکسالی در ایران را دیگر نباید مقطعی یا وابسته صرف به کاهش بارندگیهای سالانه دانست و در کنار عواملی دیگری که منجر به برهمخوردن تعادل اقلیم، افزایش شتابان دما و مداخله نادرست انسان در طبیعت میشود به صورت ساختاری و بلندمدت مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات علمی نشان میدهد که نرخ افزایش دمای زمین در دهههای اخیر به حدود دو برابر میانگین جهانی رسیده و این روند، ساختار سامانههای اقلیمی را بهویژه در مناطق خشک و نیمهخشک دچار دگرگونی کرده است؛ مناطقی که ایران بخش عمدهای از آن را دربرمیگیرد.
در تحلیلهای جدید اقلیمی، نکتهای کلیدی برجسته شده که در نگاه عمومی کمتر به آن توجه میشود و آن نقش «دمای سطح زمین» در تشدید خشکسالی است. برخلاف تصور رایج که خشکسالی را تنها به کاهش میزان بارش نسبت میدهند، افزایش دمای سطح زمین میتواند حتی در شرایط بارندگی نرمال نیز موجب افزایش تبخیر، کاهش رطوبت خاک، تضعیف پوشش گیاهی و افت عملکرد اکوسیستمها شود. به این ترتیب، گرمایش سطح زمین به عاملی مستقل و اثرگذار در تعمیق خشکسالی تبدیل شده است.
این واقعیت برای استان قم اهمیتی دوچندان دارد. قم بهعنوان استانی با اقلیمی گرم و خشک، میانگین بارش پایین و وابستگی بالا به منابع آب زیرزمینی، بهشدت نسبت به افزایش دمای سطح زمین آسیبپذیر است. داغتر شدن سطح زمین در اراضی کشاورزی و پیرامون شهر، فشار مضاعفی بر منابع محدود آب وارد کرده و توان طبیعی سرزمین برای بازیابی را کاهش میدهد. در چنین شرایطی، حتی بهبودهای مقطعی بارشها نیز لزوماً به معنای خروج از چرخه خشکسالی نخواهد بود.
درکنارعوامل اقلیمی، نقش فعالیتهای انسانی در تشدید این وضعیت انکارناپذیر است. تغییر کاربری اراضی، گسترش نامتوازن شهرها، بهرهبرداری بیش از ظرفیت از منابع آب زیرزمینی و الگوی ناپایدار مصرف، باعث شدهاند خشکسالی از یک پدیده موقتی، به ویژگی ساختاری اقلیم و مدیریت سرزمین تبدیل شود. این همان نقطهای است که ضعف حکمرانی آب و خاک، اثر تغییر اقلیم را چند برابر میکند.
از این منظر، خشکسالی امروز ایران و استان قم، صرفاً مسئله کمبارشی نیست و حاصل همزمان افزایش دما، داغتر شدن سطح زمین و فشار انسانی بر منابع طبیعی است. اگر سیاستگذاریها همچنان بر شاخص بارش متمرکز بماند و سایر مؤلفهها نادیده گرفته شود، چرخه خشکسالی تداوم خواهد یافت؛ چرخهای که هر سال هزینههای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی سنگینتری به استانهای مرکزی کشور همچون قم تحمیل میکند.
ایران از نظر جغرافیای مخاطرات طبیعی، در موقعیتی حساس قرار دارد. بر اساس دادههای ارائهشده در منابع معتبر، کشور ما در میان شش کشور نخست جهان از نظر فراوانی وقوع بلایای طبیعی قرار گرفته و بیش از ۸۳ درصد بحرانهای طبیعی ایران به زلزله، سیل و خشکسالی مربوط است. سهم بالای خشکسالی در این میان، نشان میدهد که این پدیده به یکی از اصلیترین تهدیدهای زیستمحیطی و توسعهای کشور تبدیل شده است و یک بحران گذرا در سالهای کم بارش نیست، لذا مدیریت منابع آب سرزمینی نیازمند بازتنظیم فوری بر مبنای واقعیتهای اقلیمی است.
بر اساس تحلیلی که ارائه شد دراستان قم نیز باید تمرکز سیاستگذاری بر پایش مستمر دمای سطح زمین، انطباق الگوی کشت و توسعه صنعت با ظرفیت اکولوژیک استان، محدودسازی تغییر کاربری اراضی و هدایت توسعه شهری بر پایه توان منابع آب موجود قرار گیرد. استمرار بهرهبرداری فراتر از ظرفیت طبیعی، فشار بر آبهای زیرزمینی را تشدید کرده و بازگشتپذیری اکوسیستمهای محلی را کاهش میدهد. تصمیمگیری مؤثر در این مقطع، مستلزم پیوند دادههای اقلیمی با فرآیند برنامهریزی استان و تبدیل آنها به مبنای تخصیص منابع، صدور مجوزها و اولویتهای توسعهای قم است.



