پاسخِ مِهرآمیز به مِهر

ندای قم / یادداشت / سیدجواد حسینی/ فعال فرهنگی و اجتماعی ؛ نامۀ آقای علیرضا بخشی، دانشآموز دهسالۀ تهرانی و پاسخ محبتآمیز رهبر معظم انقلاب را در رسانهها دیدم؛ مکاتبهای کوتاه، اما سرشار از معنا و عاطفه که فراتر از یک نامه و پاسخ، روایتگر پیوند دلهای مردمان یک سرزمین است.
در یک سوی این مکاتبه، دستان کوچک دانشآموزی ده ساله قرار دارد که با زبانی ساده و دلی سرشار از محبت، نامهای نوشته و بخشی از داشتۀ خود را برای کمک تقدیم کرده است و در سوی دیگر، رهبری که با وجود جایگاه و مسئولیت بزرگ خود، این نامۀ کودکانه را پاسخ داده، به محبت او ارج نهاده، برایش نامه نوشته و هدیهای متقابل تقدیم کرده است .
اینجا مهر، پاسخ مهرآمیز میگیرد؛ محبت صادقانۀ یک کودک با توجه و مهربانی بزرگتر پاسخ داده میشود. شاید زیبایی اصلی این ماجرا، نه در خود نامه و نه حتی در هدیههای ردوبدلشده، بلکه در همین توجه و پاسخگویی متواضعانه نهفته باشد؛ آنجا که فاصلههای ظاهری میان سن، جایگاه، موقعیت و عناوین رنگ میبازد و محبت، دلها را به یکدیگر پیوند میدهد.
این اتفاق ساده اما پرمعنا، یادآور حقیقتی بزرگ است: ارتباط دلها و پیوند عاطفی میان مردم، سرمایه اصلی این کشور است. سرمایهای که نه با ثروت و امکانات، بلکه با محبت، اعتماد، همدلی و احساس تعلق متقابل شکل میگیرد؛ پیوندی که از دل یک کودک دبستانی آغاز میشود و تا عالیترین سطوح جامعه امتداد مییابد.
چه زیباست سرزمینی که در آن، صدای دل یک کودک شنیده میشود و محبت کوچک او با مهری بزرگ پاسخ میگیرد! چنین لحظههایی نشان میدهد که ایران، خانۀ دلهایی است که با وجود تفاوت سن و جایگاه، در مهرورزی و تعلق به یکدیگر مشترکاند.
این همان روح بزرگواری و مهرورزی است که سعدی چه زیبا به تصویر کشیده است! آن جا که میگوید:
«همیشه در کرمش بودهایم و در نِعَمَش از آستانِ مُربّی کجا روند اطفال؟»



