
ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد / کارشناس مسائل اقتصادی ؛ در بحث افزایش قیمتها، یک اشتباه رایج این است که سه مفهوم «گرانی»، «گرانفروشی» و «گرانیسازی» را یکی میبینیم، در حالیکه منشأ و درمان هرکدام متفاوت است.
گرانی، معمولاً نتیجه فشارهای کلان اقتصادی است؛ از جمله افزایش هزینه تولید، تغییر نرخ ارز، رشد قیمت مواد اولیه یا کاهش گسترده عرضه. در این وضعیت، خردهفروشان نقشی در شکلگیری گرانی ندارند؛ آنها خودشان قربانیاند، چون با افزایش قیمتها، قدرت خرید مردم کاهش مییابد و در نتیجه حجم فروش و حاشیه سود کسبه خرد هم کم میشود.
در مقابل، گرانفروشی یک تخلف در سطح خرد است؛ زمانی که فروشنده، کالایی را بالاتر از قیمت متعارف بازار عرضه میکند. این نوع تخلف را میتوان با بازرسیهای صنفی، نظارت مردمی و برخورد تعزیراتی، تا حد زیادی کنترل کرد. اما تمرکز اصلی بر گرانفروشی، بدون توجه به ریشههای کلان تورم، بیشتر شبیه درمان ظواهر بیماری است تا خود بیماری.
آنچه امروز مردم را در دور باطل افزایشهای مکررقیمت گرفتار کرده، بیش ازهمه پدیده «گرانیسازی» است؛ یعنی افزایش قیمتها نه صرفاً بهدلیل متغیرهای کلان، بلکه بهدلیل رفتار آگاهانه بازیگران بزرگ و انحصارگر در بازار. جایی که ساختارهای معیوب اقتصادی، فساد برخی مدیران دارای «امضای طلایی» و تبانی صنایع بزرگ، در کنار فشارهای خارجی، مکمل هم میشوند و هزینه نهایی را بر دوش مردم میگذارند.
در صنایع بزرگ و پایه، گرانیسازی بهصورت کاهش سازمانیافته عرضه، محدود نگهداشتن تولید و سوءاستفاده از قدرت انحصاری برای بالا نگهداشتن قیمتها بروز میکند. نتیجه آن، موجهای جدید تورمی و تخریب انتظارات مردم است.
بازار سیمان ، نمونه روشنی از این وضع است. تعداد محدود تولیدکنندگان، نیاز گسترده بخش ساختمان و امکان بالای هماهنگی میان تولیدکنندگان، زمینه تبانی را فراهم کرده است. افزایشهای بیسابقه قیمت سیمان در دو سال اخیر، نشانهای جدی از همین تبانیهاست؛
تبانیهایی که متأسفانه گاهی زیر عنوانهای بزک شده و فریبندهای چون «عرضه از طریق بورس» رخ میدهد. در حالیکه در مورد سیمان، دولت میتواند با اصلاح سازوکار عرضه و حتی در صورت لزوم، خارجکردن آن از بستر فعلی بورس، بهسادگی جلوی بخش مهمی از گرانیسازی را بگیرد.
بازارخودرو نیز با انحصار تولید، نبود رقابت واقعی و فاصله تعمدی بین عرضه و تقاضا، به یکی از کانونهای شکلگیری انتظارات تورمی در جامعه تبدیل شده است. مهار این وضعیت، بدون **واردات مدیریتشده و کاهش معنادار تعرفههای واردات و نیز خروج تولید از انحصار شرکتهای شبهدولتی و ورود بخش خصوصی واقعی ، ممکن نیست.
تجربه بسیاری از کشورها نشان میدهد که بازارهای بزرگ و راهبردی، زیر نظارت دقیق نهادهای تنظیمگر و قوانین ضدانحصار قرار دارند تا از افزایش مصنوعی قیمتها و انتقال هزینه تبانی و رانت به کل جامعه جلوگیری شود.
در شرایط جنگ اقتصادی امروز، تمرکز صرف بر برخورد با گرانفروشی در سطح خردهفروشان، نمیتواند تورم را مهار کند. **میدان اصلی نزاع، ساختار بازارها و رفتار بازیگران بزرگ است، نه مغازهدار خیابان.
هشدارهای نظری دستگاه محترم قضایی ـ که گاه در زیرنویس شبکه خبر دیده میشود ـ باید به اقدام عملی و نقطهزن در میدان تبانی و انحصار تبدیل شود. انتقال تمرکز از «کاسب جزء» به «گرانسازان بزرگ»، ضرورتی فوری است. میتوان از همین امروز، با رصد کامل زنجیره تولید و عرضه سیمان، گام اول را برداشت.
سؤال اینجاست:
برای آنکه بهطور جدی با گرانیسازی مقابله شود، چند موج دیگر از افزایشهای تبانیشده قیمت باید بر سر مردم آوار شود؟


