
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ پژوهشگر حوزه حکمرانی ؛ کشورهنوز از میدان یک جنگ تمامعیار خارج نشده است، اما گویی عدهای اصرار دارند پیش از آنکه آتش دشمن بیرونی بهطور کامل خاموش شود، آتش اختلافات داخلی را شعلهور کنند. درست در روزهایی که مهمترین نیاز ایران، انسجام ملی و تمرکز بر مقابله با تهدیدهای خارجی است، برخی همچنان سرگرم ساختن جبههای در داخل کشور هستند. دشمن زمانی بیشترین بهره را میبرد که جامعه هدف، انرژی خود را از مقابله با تهدید بیرونی به نزاعهای داخلی منتقل کند. تغییر میدان تقابل از مرزهای کشور به فضای روانی و رسانهای جامعه، یکی از شناختهشدهترین مؤلفههای جنگ ترکیبی است، جنگی که در آن، تضعیف اعتماد عمومی و تشدید شکافهای اجتماعی، گاه از هر عملیات نظامی مؤثرتر عمل میکند.
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به بلوغ سیاسی نیاز دارد، بلوغی که میان نقد و تخریب، میان رقابت و تضعیف ارکان کشور و میان اختلافنظر و دوقطبیسازی تفاوت قائل شود. هیچ جریان سیاسی، هر اندازه خود را دلسوز انقلاب، نظام یا مردم بداند، نباید اجازه دهد رقابتهای جناحی بر ضرورت حفظ وحدت ملی سایه بیفکند.
در روزهایی که کشور در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد و هنوز داغ شهادت امام شهید انقلاب، فرماندهان، مسئولان و شهروندان این سرزمین تازه است و افکار عمومی، بیش از هر چیز، در پی خونخواهی عاملان این جنایتها و تقویت اقتدار ملی است، انتظار طبیعی آن است که همه ظرفیتهای سیاسی، رسانهای و اجتماعی کشور در خدمت انسجام ملی قرار گیرد. اما واقعیت آن است که گروهی پرصداتر از وزن واقعی خود، مسیر دیگری را برگزیدهاند، برخی از افراد و جریانهای سیاسی و رسانهای هر رویدادی را به فرصتی برای بازتولید دوقطبیهای سیاسی و بهرهبرداری برای منافع بلند مدت خود تبدیل کرده اند، گویی درقاموس آنان، هیچ زمانی برای تعلیق رقابتهای جناحی وجود ندارد. حتی هنگامی که کشور درگیر تهدیدهای امنیتی، جنگ شناختی و پیامدهای یک نبرد سنگین است.
آنان به جای آنکه جامعه را به همدلی فرا بخوانند، میکوشند با روایتسازی، برچسبزنی و القای ناکارآمدی ارکان کشور، این تصور را ایجاد کنند که میان دولت، نهادهای امنیتی، دستگاه دیپلماسی و حتی فرماندهان نیروهای مسلح شکافهای عمیق و تعیینکنندهای وجود دارد. یکی از نگرانکنندهترین روندها، تلاش برای سیاسیسازی افراد و نهادهایی است که سرمایه ملی همه مردم ایران محسوب میشوند. نسبت دادن گرایشهای جناحی یا تحلیل عملکرد نهادهای امنیتی و دفاعی از دریچه رقابتهای سیاسی، مستقیماً اعتماد عمومی را هدف قرار میدهد و سرمایهای را تضعیف میکند که در سختترین روزهای کشور، پشتوانه امنیت و ثبات ملی بوده است.
بدون تردید، نقد مسئولان، مطالبهگری و پرسشگری از ارکان یک جامعه پویاست، اما میان نقد مسئولانه و پروژه دائمی تخریب، فاصلهای جدی وجود دارد. هنگامی که برخی جریانها میکوشند حتی حضور و فعالیتهای دلسوزانه و خودجوش مردم را نیز به نفع روایت سیاسی خود مصادره کنند و هر حرکت مردمی و هر پیام وحدتآفرین را به بستری برای اختلاف و هر حادثهای را دستاویزی برای تسویهحسابهای سیاسی تبدیل کنند، دیگر نمیتوان از یک رقابت سیاسی معمول سخن گفت، بلکه باید درباره پیامدهای چنین رویکردی برای منافع ملی اندیشید.
امروز، اعتماد متقابل مردم و حاکمیت و انسجام ملی، مهمترین سرمایه کشور است، سرمایهای که باید با همه توان از آن صیانت کرد. این سرمایه آسان به دست نیامده و اگر آسیب ببیند، بازسازی آن بسیار دشوار خواهد بود. رسالت مدعیان و دلسوزان انقلاب، روشنگری، تقویت امید، افزایش همبستگی و کمک به حل مسائل کشور است، نه آنکه هر رخدادی را به فرصتی برای تشدید اختلافات تبدیل کنند. تاریخ انقلاب، عملکرد همه ما را ثبت خواهد کرد، اینکه در روزگار آزمون، به استحکام جبهه ملی یاری رساندیم یا ناخواسته به تعمیق شکافهایی کمک کردیم که دشمن همواره آرزوی آن را داشته است.



