
ندای قم / یادداشت / محسن مهاجرنیا / استاد حوزه و دانشگاه ؛ هویت ایرانی از موضوعات مهم و مورد نیاز جامعه امروز است که در طول تاریخ، بهویژه در نسبت با هویت اسلامی، با برداشتها و رویکردهای متفاوتی مواجه بوده است. در دوره رضاشاه، تلاشهایی برای بازسازی هویت تاریخی ایران با محوریت شاهنشاهی و باستانگرایی صورت گرفت که در مواردی به تقابل میان هویت ایرانی و هویت اسلامی انجامید. این دوگانهسازی در دورههای بعد نیز ادامه یافت و گاه موجب شد که ایرانیت و اسلامیت در برابر یکدیگر قرار گیرند.
بررسی تاریخ ایران نشان میدهد که هویت ایرانی و هویت اسلامی را نمیتوان لزوماً در تقابل با یکدیگر تعریف کرد؛ بلکه این دو در طول تاریخ، تعاملات گستردهای داشتهاند و ایرانیان در گسترش علوم، فلسفه، ادبیات، هنر و تمدن اسلامی نقش مهمی ایفا کردهاند.
عقلانیت فراگفتمانی معیاری برای ارزیابی و بازخوانی میراث تاریخی و فرهنگی ایران است و اگر میراث ایرانی با معیارهای عقلانی و انسانی بررسی شود، میتواند به ظرفیتی برای پیشرفت کشور تبدیل شود. این میراث، فراتر از حکومتها و سلسلههای پادشاهی، در زبان، ادبیات، هنر، معماری، آدابورسوم و ارزشهای فرهنگی مردم ایران استمرار یافته است.
سقوط حکومتها لزوماً به معنای نابودی هویت ملتها نیست، در دورههای مختلف تاریخی، از حمله اسکندر مقدونی و مغولان تا تحولات سیاسی و جنگهای دورههای بعد، حکومتهایی از میان رفتند و خسارتهای گستردهای به کشور وارد شد؛ اما بسیاری از عناصر هویت ایرانی، از جمله زبان فارسی، سنتهای فرهنگی، هنر و حافظه تاریخی، همچنان باقی ماندند.
زبان فارسی، فلسفه، فقه، حدیث، ادبیات و هنر ایرانی در طول تاریخ، سهم مهمی در بالندگی تمدن اسلامی داشتهاند. این تجربه تاریخی نشان میدهد که هویت ایرانی در تعامل با اسلام توانسته است ظرفیتهای تازهای پیدا کند و بر گسترش دانش و فرهنگ اثر بگذارد.
ارتباط عقلانیت فراگفتمانی با هویت ایرانی، پنج بُعد دارد نخستین بُعد، ارتباط معرفتی است؛ به این معنا که باید میان دستاوردهای فرهنگی و تمدنی ملت ایران و عملکرد حکومتها و پادشاهان تمایز قائل شد و ناکامیهای سیاسی را به پای هویت یک ملت ننوشت.
مهردومین بُعد ارتباط آسیبشناختی است که هویت ایرانی نباید به ابزاری جناحی یا در خدمت گفتمانهای سیاسی خاص تبدیل شود. به گفته وی، هنر، ادبیات و دیگر جلوههای فرهنگی ایران را نباید صرفاً با یک سلسله تاریخی یا نظام سیاسی پیوند داد.
سومین بُعد، ارتباط کارکردی است ،عقلانیت فراگفتمانی به دنبال قاعدهمند کردن هویت است تا عناصر هویتی جامعه قابل فهم، انتقال و استمرار باشند و با تغییر حکومتها دچار خدشه نشوند.
ارتباط ارزششناختی چهارمین بُعد است . هویت ایرانی باید بر پایه ارزشهایی همچون عدالت، انسانیت، انصاف، صداقت و مروت شناخته شود، نه اینکه صرفاً با مسائل سیاسی و شاهنشاهی تعریف شود. به اعتقاد وی، بسیاری از جلوههای فرهنگی و تمدنی ایران، از جمله معماری سنتی و بازارهای تاریخی، بازتابی از نظم، اعتماد، امانتداری و انصاف هستند.
پنجمین بُعد ارتباط غایتشناختی است. عقلانیت میتواند به عناصر هویتی جهت دهد و آنها را در مسیر اهداف انسانی و اجتماعی قرار دهد. برای نمونه، شجاعت ایرانی در این چارچوب نباید به خشونت، ماجراجویی یا رفتارهای بیمحابا تقلیل یابد، بلکه باید در قالب مردانگی، مسئولیتپذیری و دفاع از ارزشها معنا شود.
زبان فارسی، شعر و ادب، معماری و سنتهای فرهنگی را از عناصر مهم ظرفیتهای هویت ایرانی در جامعه امروز هستند این عناصر در طول تاریخ، با وجود تحولات سیاسی و فرهنگی، توانستهاند به حیات خود ادامه دهند و در تعامل با فرهنگ اسلامی، جلوههای تازهای پیدا کنند. زبان فارسی ضمن بهرهگیری از زبان عربی و تعامل با فرهنگ اسلامی، توانست جایگاه خود را بهعنوان زبان علم، دانش و ادب حفظ کند و در شکوفایی تمدن اسلامی نیز نقش داشته باشد. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که فرهنگ و هویت یک ملت میتواند در مواجهه با تحولات بزرگ، نهتنها استمرار یابد، بلکه بر فرهنگهای دیگر نیز تأثیر بگذارد.
پرهیز از تقابلسازی میان ایرانیت و اسلامیت ضروری است چرا که هویت ایرانی، با همه جلوههای تاریخی، زبانی، هنری و فرهنگی خود، بخشی از واقعیت جامعه امروز است و بسیاری از عناصر آن با ارزشهای دینی و انسانی تعارضی ندارند. در متون دینی نیز به جایگاه ایرانیان و نقش آنان در خدمت به دین توجه شده است. از این منظر، بازشناسی ظرفیتهای هویت ایرانی میتواند در کنار هویت اسلامی، به تقویت سرمایه فرهنگی و اجتماعی جامعه کمک کند.
احیای هویت ایرانی در کنار هویت دینی را از ضرورتهای حکمرانی اسلامی و تقویت همبستگی ملی است. توجه به هویت ایرانی و قومی در کنار ارزشهای دینی و اسلامی میتواند زمینه همگرایی بیشتر در جامعه را فراهم کند و به تقویت وحدت و انسجام ملی یاری رساند. باید ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و انسانی ایران با بهرهگیری از عقلانیت دینی، بهدرستی بازشناسی و در مسیر پیشرفت کشور و تقویت همبستگی اجتماعی به کار گرفته شوند.



