یادداشت

دفاع ملّی و بعثت مردم

ندای قم / یادداشت / علی بنایی/ نماینده اسبق قم ؛ پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ یکی از مهم‌ترین تحولات تاریخ معاصر بود؛ رخدادی که در اوج سلطه دو بلوک قدرت جهانی و در منطقه‌ای حساس رخ داد و با سقوط نظام سلطنتی ۲۵۰۰ ساله، جنبشی با هویت اسلامی و شیعی را پدید آورد که در محاسبات نظریه‌پردازان سیاسی نمی‌گنجید.
اکنون پس از ۴۷ سال، نهضت امام خمینی(ره) همچنان الهام‌بخش بیداری در جهان است و جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر پایمردی ملت، در برابر فشارها و دشمنی‌ها استوار مانده است.
در طول این سال‌ها، نظام جمهوری اسلامی با حوادث و فراز و فرودهای بسیاری مواجه بوده است؛ از جنگ تحمیلی هشت‌ساله تا کودتاها، ترورها و بحران‌های گوناگون. با این حال، سال ۱۴۰۴ را می‌توان از دشوارترین سال‌های این مسیر دانست؛ سالی که در آن، در ۲۳ خردادماه، جنگ دوازده‌روزه با حمله اسرائیل و ایالات متحده آغاز شد و شماری از فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و جمعی از مردم بی‌گناه این سرزمین به شهادت رسیدند.
در ادامه این حوادث، وقایع شبه‌کودتای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه رخ داد؛ رخدادهایی که با فراخوان عناصر وابسته، گروه‌هایی را به خیابان‌ها کشاند و حوادث تلخی را رقم زد. در نهایت نیز جنگ تحمیلی سوم در دهم ماه رمضان آغاز شد؛ جنگی که با شهادت قائد بزرگ ملت ایران، حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای(ره)، و حمله به دبستان «شجره طیبه» در میناب و شهادت ده‌ها کودک معصوم، ابعاد تازه و دردناکی یافت.
هدف این حجم از دشمنی در طول ۴۷سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر کسی پوشیده نیست؛ هرچند ترامپ فاسد آن را علنی بیان کرد:
نخست، تسلط بر نفت و منابع ارزشمند ایران و بلعیدن این منابع؛
و دوم، تضعیف و تجزیه ایران به نفع رژیم صهیونیستی.
در پرتو این تحولات آشکار شد که موضوعاتی نظیر پرونده هسته‌ای، حقوق بشر، آزادی ایرانیان در بند!!! و حتی مقابله با جریان‌های مقاومت منطقه‌ای(حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن و حشدالشعبی عراق) فقط بهانه‌ای برای اعمال فشار و دشمنی با ایران اسلامی بوده است.
در میان این رخدادها، مهم‌ترین حادثه شهادت فرماندهی معظم کل قوا، امام شهید، به همراه جمعی از فرماندهان ارشد سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران بود. تصور ترامپ پلید و نتانیاهو نفرت‌انگیز این بود که با حذف رأس نظام، ایران فرو می‌پاشد و تسلیم می‌شود؛ اما نتیجه دقیقاً برعکس شد.
ساختارهای طراحی‌شده در نظام دفاعی کشور موجب شد پاسخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران سریع و مؤثر باشد و در کنار آن، تحولات و شگفتانه‌های مهمی در عرصه اجتماعی و سیاسی پدید آید.
نخستین شگفتانه، حضور گستردۀ مردم در صحنه بود. مردم از همه اقشار، اقوام، ادیان و مذاهب از زن و مرد، جوان و نوجوان در راهپیمایی‌ها و اجتماعات شبانه حضور یافتند و این حضور بسیاری از محاسبات دشمن را بر هم زد؛ تا جایی که برخی از مقامات آمریکایی این موج انسانی را ساختۀ هوش مصنوعی دانستند.
این ادعا یادآور ماجرای سال۱۳۵۷ است؛ زمانی که ژنرال ازهاری، نخست‌وزیر نظامی حکومت پهلوی، تظاهرات شبانه مردم را «صدای نوار کاست» توصیف کرد و پاسخ مردم با حضوری گسترده‌تر در خیابان‌ها با این شعر همراه شد:
«ازهاری بیچاره، ای **چهارستاره، باز هم بگو نواره»
دومین شگفتانه، تسلط ایران بر تنگه هرمز بود؛ مسئله‌ای که بازار جهانی انرژی و اقتصاد بین‌المللی را تحت تأثیر قرار داد و نشان داد معادلات منطقه‌ای بدون در نظر گرفتن ایران قابل تصور نیست.
سومین و مهم‌ترین شگفتانه این ایام، انتخاب رهبر جدید و حمایت گسترده اقشار مختلف، از مراجع عظام تقلید تا امت اسلامی در داخل و خارج کشور از معظم‌له بود. این انتخاب در جلسه حضوری مجلس خبرگان در قم و در شرایط بمباران شدید دشمن آمریکایی–صهیونیستی و پس از حمله به ساختمان‌های خبرگان و شهادت تعدادی از کارکنان انجام شد.
با این حال، آنچه در پس همه این حوادث اهمیت دارد، مسئله دفاع ملی است. اقدامات نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ماهیتی دفاعی داشته و دارد. ایران در طول این سال‌ها هرگز آغازگر جنگ نبوده، بلکه در برابر جنگ‌های تحمیلی ناچار به دفاع شده است. دفاع از سرزمین، هویت و استقلال یک ملت، امری فطری، عقلی و انسانی است.
بنابراین می‌توان گفت در جنگ تحمیلی سوم نیز دو خط مقدم شکل گرفت: نخست، حضور نیروهای مسلح در میدان‌های نبرد زمینی، دریایی و هوایی؛ و دوم، حضور مردم در صحنه اجتماعی و خیابان‌ها به‌عنوان جبهه داخلی.
این حضور را می‌توان نشانه‌ای از «بعثت مردم» ایران دانست؛ بعثتی که از پیوند عمیق میان هویت ملی و ایمان دینی این ملت سرچشمه می‌گیرد.

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/crrc

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین بررسی کنید
نزدیک
دکمه بازگشت به بالا