
ندای قم / یادداشت / آیت پیمان ؛امروز قم، نه یک شهر، که یک «میدانِ معنا» بود. هفت کیلومتر فاصله میان «حرم کریمه اهلبیت» تا «مسجد مقدس جمکران»، با رستاخیز انسانی به قلب تپنده ایران بدل شد.
دریایِ خروشان جمعیت چند میلیونی ، فراتر از یک حضورِ فیزیکی، تجلیِ پیوندِ ناگسستنی «امت» با «منبعِ نور» بود؛ نمایشی خیرهکننده از ارادت به فقیهی حکیم و عارفی مسلح و رهبری مقتدر و شهیدی جاودانه، که بر قلوبِ مردم حکومت میکند.
امروز معنای شهیدان زنده اند الله اکبر، تجسم عینی و ملموس در انظار جهانیان یافت.
وقتی پیکر مطهر در آستانهی وداع و اقامه نماز با مرجع عالیقدر و حکیم متأله حضرت آیتالله العظمی جوادی آملی قرار گرفت، گویی زمان در قم از حرکت ایستاد. صوتِ ملکوتی ایشان در قرائت نماز میت، طنینِ استغاثهای خاص بود که از عمقِ «معرفتِ فلسفی و عرفان ناب شیعی » بر میخاست و بر جانِ «عاطفهی دینی» مینشست.
هر تکبیرِ نماز، همچون پتکی سهمگین بر پیکرِ تردیدها فرود میآمد و هر فرازِ دعا، عهدی بود میانِ مردم و خورشیدِ فقاهت.
دعاهای خاص و همراه با بغض آیتالله جوادی آملی هنگام اقامه نماز بر پیکر قائد شهید نسیم معرفت و بصیرت را بر فطرت های میلیونها نمازگزار خداجوی وزید.
● اللهم انه نزل مجاهدا موحدا
🔹 خدایا، او در حالی به سوی تو آمده است که مجاهد و یکتاپرست بود.
● اللهم اللهم اللهم انه نزل عندک شهیدا
🔹 خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو فرود آمده و در پیشگاه تو بهعنوان شهید حاضر شده است.
● اللهم انه نزل عندک قتیلا للاسلام قتیلا لامه مسلما
🔹 خدایا، او نزد تو آمده است در حالی که برای اسلام کشته شده و در راه امت مسلمان جان باخته است.
نزل نزل نزل بعز جلالک و جبروتک و عظمتک و ملکوتک
به آستان عزّ جلالت، قدرتت، عظمتت و ملکوتت فرود آمد، فرود آمد، فرود آمد.
نزل بعز جلالک و جبروتک و ملکوتک
به آستان عزتِ جلالت، قدرتت و ملکوتت فرود آمد.
نزل بعز جلالک و جبروتک و ملکوتک
به آستان عزتِ جلالت، قدرتت و ملکوتت فرود آمد.
اللهم إنه نزل مجاهداً مبالغا ورعا موحداً متالهاٌ
خداوندا، او در حالی بر تو وارد شد که مجاهد، سختکوش، پرهیزکار، یکتاپرست و سراپا بندگی و خداپرستی بود.
اللهم، اللهم، اللهم إنه نزل عندک شهیداً للاسلام و القرآن و العتره – هذا اولا –
خداوندا، خداوندا، خداوندا، او نزد تو در حالی وارد شد که شهیدِ اسلام، قرآن و عترت بود؛ این نخستین ویژگی اوست.
اللهم، اللهم، اللهم إنه نزل عندک قتیلاً للإسلام، قتیلاً للأمة المسلمة، قتیلا لسیاستها ، قتیلا لصیانتها قتیلا لکیانها، قتیلا لعظمتها و سیادتها و مولویتها و وحدتها
خداوندا، خداوندا، خداوندا، او نزد تو در حالی وارد شد که کشتهشده در راه اسلام؛ کشتهشده برای امت مسلمان، کشتهشده برای پاسداری از سیاست آن، کشتهشده برای حفاظت از آن، کشتهشده برای حفظ موجودیت آن، کشتهشده برای عظمت، سیادت، سروری و وحدت آن.
یَا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ وَ يَقْبَلُ الْيَسِيرَ، اقْبَلْ مِنْهُ وَ مِنَّا الْيَسِيرَ، إِنَّكَ عَلَی كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.
ای آنکه عمل اندک را میپذیری و بر کار ناچیز پاداش میدهی، از او و از ما همین عمل اندک را بپذیر؛ همانا تو بر هر کاری توانایی.
شورِ و شعور و مبانی این نماز خاص چنان بود که مردم در این مسیرِ پنج کیلومتری، رنگوبوی متفاوتی داشتند . شعارها، نه فریادهایِ معمول، که رجزخوانیِ ایمان در برابرِ هیاهویِ زمانه بود. طنینِ «لبیک»، «هیهات منا الذله» و شعارهایی که در ستایشِ حریمِ ولایت و مرجعیت سر داده میشد، دیوارههایِ آسمانِ قم را به لرزه درآورد. پیر و جوان، در میانِ غبارِ این مسیرِ مقدس، چنان میخروشیدند که گویی در حالِ تدارکِ سپاهی برایِ ظهوری دوردستند.
این پیادهروی، یک «مراسم» نبود؛ یک «بیانیه» بود. بیانیهای به خطِ خون و اشک؛ که قم، همچنان «پایتختِ غیرتِ دینی» باقی مانده است. امروز، زمین زیر پایِ این جمعیتِ انبوه، تسبیح میگفت و باد، پیامِ این پیوندِ ناگسستنی را به دشتهایِ تشنهی حقیقت میبرد.
در انتهای این مسیر، وقتی چشمها به گنبدِ بانوی کرامت گره خورد، دیگر نه از خستگیِ هفت کیلومترِ پیادهروی اثری بود و نه از گرمایِ هوا؛ تنها چیزی که باقی ماند، عطرِ جانفزایِ ایثار بود. قم امروز ثابت کرد که هرگاه نامِ مرجعیت در میان باشد، خیابانهایش به کهکشانِ ستارههایِ مشتاق تبدیل میشوند؛ ستارههایی که مسیرِ ظهور را با گامهایِ استوارِ خود، خطکشی میکنند و خدا خواهان زمان را به صراط مستقیم رهنمون میگردند و خاطرنشان میکنند که انما الحیوه عقبده والجهاد.
نهضت ادامه دارد؛ سر خُم مِی سلامت بشکست اگر سبوئی
اللهم اجعل شهدائنا فی اعلی علیین والحقنا بهم یا رب العالمین.



