
ندای قم /یاددشت / سید رضا دهناد/ کارشناس ارشد امور نظامی و دفاعی؛ سفر رئیسجمهور آمریکا به پکن، در شرایطی که ترامپ در در تنگنای تنگه هرمز به تنگ امده است میتواند به یکی از مهمترین تحولات سیاسی ماههای آینده تبدیل شود. در این میان جمهوری اسلامی ایران با قدرتی اثرگذار و برخورداراز مجموعهای از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، منطقهای و راهبردی که اگر هوشمندانه بهکار گرفته شوند، میتواند معادلات آینده را تحت تأثیر قرار دهند.
مهمترین نگرانی برای تهران، احتمال شکلگیری نوعی تفاهم میان آمریکا و چین است؛ تفاهمی که ممکن است با محوریت کنترل بحرانهای منطقهای و تضمین امنیت انرژی شکل گیرد. ترامپ پس از شکست های متعدد در مهار قدرت منطقهای ایران و جبهه مقاومت، اکنون بیش از گذشته به دنبال کاهش هزینههای تقابل در منطقه است و طبیعی است که بخواهد از مسیر تعامل و امتیازدهی اقتصادی به چین ، راه فراری را برای خود پیدا کند
در سوی مقابل، چین نیز بهعنوان بزرگترین واردکننده انرژی جهان، وابستگی عمیقی به ثبات خلیج فارس دارد و از هرگونه تنش گسترده که مسیر انتقال انرژی را تهدید کند، متضرر میشود. از همین رو این احتمال وجود دارد که پکن، در چارچوب تأمین منافع اقتصادی و تجاری خود، تلاش کند تهران را به سمت کاهش سطح تنشها سوق دهد. این مسئله نشان میدهد که چین، در نهایت، منافع ملی و ثبات بازار انرژی را در اولویت قرار میدهد.
با این حال، ایران در برابر چنین سناریویی دست بسته نیست. مهمترین برگ برنده ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی بیبدیل آن در معادلات انرژی جهان است. تنگه هرمز همچنان یکی از حیاتیترین شریانهای انتقال نفت و گاز جهان به شمار میرود و هرگونه اختلال در امنیت آن میتواند اقتصاد جهانی، بهویژه اقتصاد چین، را با چالش جدی مواجه کند. همین واقعیت سبب میشود که پکن نتواند نقش و جایگاه ایران را نادیده بگیرد.
ایران باید با دیپلماسی فعال و مقتدرانه این پیام روشن را به قدرتهای جهانی منتقل کند که امنیت پایدار در منطقه، بدون درنظر گرفتن منافع مشروع جمهوری اسلامی ایران، دستیافتنی نخواهد بود.
در کنار این مسئله، نفوذ منطقهای ایران نیز یکی دیگر از مؤلفههای مهم قدرت تهران است. جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته، با تکیه بر آرمانهای انقلاب اسلامی و راهبردهای فرماندهان شهید جبهه مقاومت، توانسته در بسیاری از تحولات منطقهای نقشی تعیینکننده ایفا کند. این نفوذ باعث شده است که حتی قدرتهای بزرگ نیز در طراحی هرگونه نظم جدید منطقهای، ناگزیر از درنظر گرفتن جایگاه ایران باشند.
واقعیت آن است که در شرایط بحران، ارزش ژئوپلیتیکی ایران افزایش مییابد. چین برای حفظ امنیت انرژی، مسیرهای تجاری و موفقیت پروژههایی نظیر «کمربند و جاده» به ثبات خلیج فارس نیاز حیاتی دارد و تحقق این ثبات بدون همکاری و نقشآفرینی ایران دشوار خواهد بود. از این رو تهران میتواند از این موقعیت برای تعمیق روابط راهبردی با پکن بهره بگیرد؛ از قراردادهای بلندمدت انرژی گرفته تا توسعه پروژههای ترانزیتی، همکاریهای مالی غیردلاری و گسترش همکاریهای امنیتی و اقتصادی.
هرچه جایگاه ایران در طرحهای راهبردی چین پررنگتر شود، هزینه فاصله گرفتن پکن از تهران نیز افزایش خواهد یافت.
در این میان، نقش دستگاه دیپلماسی کشور بسیار تعیینکننده است.
نخستین وظیفه وزارت امور خارجه آن است که اجازه ندهد ایران به موضوع معامله میان قدرتهای بزرگ تبدیل شود. تهران باید پیش از هرگونه توافق احتمالی میان واشنگتن و پکن، گفتوگوهای فشرده و هدفمند با چین را در دستور کار قرار دهد و خطوط قرمز و منافع ملی خود را با صراحت تبیین کند.
دومین ضرورت، فعالسازی دیپلماسی اقتصادی است. ایران باید وابستگی متقابل اقتصادی با چین را افزایش دهد. توسعه همکاریهای انرژی، سرمایهگذاری در زیرساختها، تقویت بنادر و مشارکت در کریدورهای منطقهای میتواند بخشی از این راهبرد باشد.
همچنین تقویت همکاری با روسیه و دیگر قدرتهای غیرغربی، میتواند قدرت چانهزنی ایران را در معادلات بینالمللی افزایش دهد و مانع از شکلگیری اجماعهای ضدایرانی شود.
در مجموع، دیدار ترامپ و مقامهای چینی برای ایران همزمان تهدید و فرصت است؛ تهدید از آن جهت که ممکن است دو قدرت بزرگ برای مدیریت بحرانهای منطقهای به تفاهمهایی برسند که بخشی از فشار آن متوجه ایران شود، و فرصت از آن رو که شرایط جدید، اهمیت ژئوپلیتیکی و نقش تعیینکننده جمهوری اسلامی ایران را بیش از گذشته آشکار کرده است.
با این همه، آنچه باید در محاسبات قدرتهای جهانی مورد توجه قرار گیرد، انسجام ملی ملت ایران و پیوند عمیق جبهه مقاومت حول محور رهبری انقلاب اسلامی است؛ واقعیتی که بارها نشان داده جمهوری اسلامی ایران در برابر فشارها و تهدیدها، با اقتدار از منافع و عزت خود دفاع خواهد کرد و ایران، همواره سرافراز و مقتدر باقی خواهدماند.



