ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد/ کارشناس ارشد امور نظامی و دفاعی؛ در دنیای سیاست بینالملل، روایتسازی اغلب ابزاری برای مدیریت افکار عمومی است. ترامپ در ادعاهایی که با هدف ترسیم چهرهای مصلحتاندیش از خود مطرح کرده، مدعی شده است که در مقاطعی از تاریخ، به دلیل درخواست برخی کشورهای منطقه از جمله عربستان ، قطر و امارات، از حمله نظامی به ایران صرفنظر کرده است ! این روایت، هرچند در نگاه اول میتواند نشانهای از «نفوذ» شرکای منطقهای آمریکا به نظر برسد، اما نه تنها با واقعیتهای ساختار تصمیمگیری در کاخ سفید همخوانی ندارد، بلکه بیش از آنکه یک تصمیم مبتنی بر دیپلماسی باشد، نشاندهنده بنبست نظامی و ترس راهبردی از پیامدهای غیرقابلکنترل مقابله به مثل ایران است.
از منظر نظامی، فرضیه «نیاز ترامپ به اجازه کشورهای عربی برای حمله به ایران» با دکترین نظامی امریکا در تضاد است. پنتاگون برای هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، ابزارهای کافی و اختیار عملیاتی کامل را در اختیار دارد و برای اجرایی کردن سناریوهای تهاجمی، هرگز نیازی به مجوز یا «چراغ سبز» کشورهای حاشیه خلیجفارس نداشته است ! بنابراین، پناه بردن به این استدلال که «به خاطر درخواست دیگران حمله نکردم»، بیش از هر چیز تلاشی برای پنهان کردن واقعیت اصلی است: ترس از «هزینه-فایده» اقدام نظامی !
مقابله با ایرانِ مجهز به شبکه گسترده موشکی و توانمندیهای پهپادی، برای ایالات متحده به معنای ورود به یک درگیری نامتقارن است که در آن، تمامی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه و حتی زیرساختهای اقتصادی شرکای این کشور در تیررس قرار میگیرند. ترامپ به خوبی میداند که حمله به ایران، یک «پیادهروی نظامی» نیست، بلکه آغازگر جنگی است که دامنه آن به سرعت از مرزهای جغرافیایی فراتر رفته و نظم امنیت انرژی جهان را در هم میشکند. ترس از این پاسخ سخت که میتواند «ستون فقرات» حضور آمریکا در خلیجفارس را در هم بشکند، عامل بازدارنده اصلی بوده است، نه درخواستهای دیپلماتیک متحدان.
از سوی دیگر، باید به تحلیل رفتار ترامپ در قبال بازار نفت توجه کرد. وی، همواره نفت را به عنوان یک متغیر کلیدی در محاسبات سیاسی خود دیده است. هر زمان که قیمت نفت در بازارهای جهانی رو به اوجگیری میگذارد و فشار اقتصادی بر مصرفکنندگان آمریکایی افزایش مییابد، شاهد هستیم که ترامپ بلافاصله از ادبیات نرم استفاده کرده و امید به توافق را در فضای رسانهای میدمد. این تاکتیک نه یک استراتژی بلندمدت برای حل منازعه، بلکه یک مسکن موقت برای کنترل شوکهای قیمتی است. ترامپ میداند که هرگونه تنش نظامی مستقیم با ایران، منجر به جهش بیسابقه قیمت نفت خواهد شد؛ اتفاقی که میتواند نه تنها اقتصاد جهانی، بلکه سبد رأی او و محبوبیتش را در داخل آمریکا هدف قرار دهد.
بنابراین، روایت ترامپ درباره پرهیز از حمله به دلیل درخواست اعراب، یک «پوشش سیاسی» برای فرار از تبعات هولناک یک درگیری نظامی واقعی است. در واقع، او نه به خاطر فشارهای بیرونی، بلکه به دلیل «عقلانیتِ مبتنی بر ترس» از توانمندیهای بازدارنده ایران، از هرگونه ماجراجویی نظامی خودداری کرده است. ایران با تکیه بر قدرت بازدارندگی خود، آمریکا را در موقعیتی قرار داده است که حمله نظامی، دیگر نه یک گزینه روی میز، بلکه یک خودکشی استراتژیک محسوب میشود. در نهایت، آن چیزی که آرامش نسبی در این میدان پرتنش را حفظ کرده، نه لابیگری کشورهای عربی، بلکه سایه سنگین اقتدار نظامی ایران و هراس از فروپاشی بازارهای جهانی انرژی در صورت هرگونه خطای محاسباتی است.



