ورزشویژه

شیرهای سهیل؛ جام را به قم‌ آوردند

با عبور از سد منتخب کاشان ؛

ندای قم / گزارش خبری / جعفر عابدی؛ قصد نوشتن نداشتم؛ در محل مسابقه نبودم و گزارشِ ندیده، رسم اهل قلم نیست. اما دوست خوبم روح‌الله کرمانی، مدیرمسئول روزنامه ایمان، گفت این فتح را بنویس تا در حافظه تاریخ فوتبال پیشکسوتان بماند. دیدم راست می‌گوید؛ حیف است این کار بزرگ به رشته تحریر درنیاید.
به گزارش ندای قم ،از سوی دیگر وقتی می‌بینم برای جام‌های دوستانه و چهارجانبه داخلی، گل و گیاه و تبریک و صلوات ردیف می‌کنند، با خودم گفتم: چطور دلتان می‌آید از این فتح تاریخی در جهنم حریف سخنی نگویید؟ سکوت در برابر این شیرمردی، عین بی‌انصافی است!
جاده‌ای به نام صدر؛ بدون ترمز تا فینال 
سهیل به فینال نرسید، کوبید و گذشت! در دور مقدماتی از سد گردن‌کلفت‌هایی چون پالایش اراک، شاهین‌شهر اصفهان و منتخب خوانسار گذشت؛ بدون شکست، بدون لرزش، به‌عنوان سرگروه.
تیمی که از میدان مینِ مقدماتی سالم بیرون بیاید، از فینال نمی‌ترسد!
در خبرها آمد: حریف فینال، منتخب کاشان است. همین یک جمله کافی بود تا لرزه به تن هر تیمی بیندازد؛ نمی‌شد به‌راحتی از این نام بزرگ عبور کرد؛ تیمی پرستاره، میزبان، مغرور، در ورزشگاه ۱۵ هزار نفری خودش.
اما بودند کسانی که نترسیدند؛ حسین صفری، رضا گلباشی و علی صادقی که ایمان داشتند کاشان هنوز به تیم قدرتمندی چون سهیل نخورده است. کاشان «اسم» بود، سهیل «تیم» بود؛ و همیشه تیم، اسم را می‌بلعد!
شطرنجِ علی صادقی؛ دفاع و خنجر ضدحمله 
علی صادقی، سرمربی جوان و بادانش سهیل به‌همراه سجاد اویسی، تنها تاکتیک عاقلانه این جهنم را چید: دفاع در زمین خودی و ضدحمله… شطرنجی که در آن، صبر، عین شجاعت است.
تنها دغدغه، مصدومیت دو مغز متفکر بود؛ حسین صفری و رضا گلباشی؛ که نبودنشان، ترمز دستیِ تفکرات کادر فنی بود.
اما مسعود کشوریِ بازگشته، ابوالفضل شعبانی، عباس زارعی و داود عاصم‌آبادی، میانه میدان را به «میدان جنگ» بدل کردند. نیمه اول فقط یک موقعیت برای هر تیم؛ یعنی نه دروازه‌ها، که مغزها و ساق‌ها در میانه میدان به هم کوبیده شدند…
نیمه دوم: محاصره کاشی‌ها، دیوار قمی‌ها
با شروع نیمه دوم، کفه ترازو به‌نفع کاشی‌ها سنگین شد. چند چهره نامدار تیم کاشان با سابقه لیگ برتر و تیم ملی، توپ و میدان را گرفتند و موج ساختند. اما موج، از صخره عبور نمی‌کند!
ورود محمد بیتای تکنیکی، فشار را شکست و خط دفاعیِ باهوشِ سهیل: جعفر معصومیان، علی خلج، محسن علیمحمدی، حجت مغانلو و مهدی قمی ـ به حریف حتی فرصت «بوی گل» هم ندادند. ۹۰ دقیقه جنگ، بدون گل؛ اما پر از غیرت!
حاشیه‌سازی میزبان؛ غائله‌ای که خوابید
طبق آیین‌نامه، بازی مساوی مستقیم به پنالتی می‌رفت. اما میزبان و داورانِ خودِ کاشان، معتقد به وقت اضافه بودند! هیاهو و جنجال برای تحمیل نظر خودشان؛ سناریوی تکراریِ «میزبانِ مغرور و سوتِ خودی»!
اینجا بود که حمید آبکار، مرد قدرتمند سهیل و استاد مهار حاشیه، وارد شد. با درایت و هوشیاری و دخالت‌دادن نادر فریادشیران، غائله کاشانی‌ها را فیصله داد و بازی به پنالتی رفت؛ به همان جایی که قانون می‌گفت، نه هوچی‌گری!

پنالتی، شانس نیست؛ جنگ اعصاب است و لطفی در این جنگ، ژنرال بود! (▪️ پنالتی، شانس نیست؛ جنگ اعصاب است و لطفی در این جنگ، ژنرال بود!) دروازه‌بان سهیل در طول این جام، دیوار برلین بود و در فینال، سد سینکرود کانادا!
ستاره بی‌چون‌وچرای جام: با مهار دو پنالتی، دو سیلی به صورت میزبان زد و جام را با دست‌های خودش از حلقوم کاشان بیرون کشید…
سوت پایان؛ بوسه بر جام منطقه مرکزی
و بدین‌ترتیب، برعکس تمام تورنمنت ها که تیم های قم پر حاشیه و بی دستاورد بازمیگشتند؛ تیم پرآوازه پیشکسوتان سهیل بر جام قهرمانی بوسه زد و با افتخار بر سکوی قهرمانی منطقه مرکزی کشور ایستاد؛ نه در خانه، که در خانه حریف!
نه با حمایت سکو، که در میان ۱۵ هزار غریبه!
حالا دیگر جام به قم رسیده است… دست‌مریزاد به شیرمردانِ قمِ غریب؛ ثابت کردید اگر ایران یوز دارد، قم شیر دارد…

لینک کوتاه این صفحه: https://nedayeghom.ir/6jan

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا