
ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد/ دکترای علوم سیاسی؛ حضورحماسی مردم انقلابی ایران درخیابان ها و میادین به ویژه در مقاطع خطیر و حساس تاریخی میتواند به یک مؤلفه واقعی قدرت تبدیل شود؛ مؤلفهای که ظرفیت بازدارندگی، انسجام داخلی و موقعیت کشور را درتعاملات منطقهای و جهانی و بویژه بحران های داخلی خارجی و بویژه در مواقعی که کشور با یک هجمه خارجی مواجه شود تقویت میکند.
در جامعه ما که دارای جمعیت جوان، هویت فرهنگی و اعتقادی ریشهدار مبتنی بر مکتب عاشورا ، تجربه تاریخی کنش جمعی و شبکههای اجتماعی گسترده هستند، مشارکت مردمی نهتنها یک رفتار فردی، بلکه یک «سرمایه راهبردی» است. چنین ساختار اجتماعی توان آن را دارد که حضور مردم را به بازدارندگی ادراکی انسجام ملی و اعتمادبهنفس در سیاستگذاری و مذاکره تبدیل کند.
حضور خیابانی مردم در چنین بستری، هیچگاه صرفاً یک واکنش هیجانی نیست؛ بلکه پیام بسیار روشنی دارد : «جامعه در بزنگاهها منفعل نمیماند.»
این پیام، محاسبات بازیگران بیرونی را تغییر میدهد، بدون آنکه نیاز به قدرت سخت باشد. از سوی دیگر حضور جمعی ،شکاف میان تصمیمگیران و مردم را کمرنگ میکند وبه سیاستهای کلان پشتوانه اجتماعی میبخشد. درعصر رسانه، تصویر این حضور از هر ابزار سیاسی یا امنیتی اثرگذارتر است و به بخشی از پیام ملی تبدیل میشود.
مذاکرهکنندگان و مدیران درسطح کلان نیز زمانی با اطمینان بیشتری وارد گفتوگوهای حساس میشوند که بدانند جامعه در نقطه حساس همراه آنان است.
اما این مدل قدرت چه شرایطی دارد؟ شرط استمرار حضورچیست ؟
۱- اعتماد و شفافیت
مردم زمانی مشارکت پایدار نشان میدهند که پیامها را صادقانه و قابل اتکا بدانند.
۲- روایتسازی قابل فهم
پیامها باید با زبان مردم بیان شوند. روایتسازی مبتنی بر اقناع عمومی خود نوعی قدرت محسوب میشود.
۳- فراگیری حضور
هرچه مشارکت مردمی متنوعتر و فراگیرتر باشد، قدرت ادراکی و بازدارندگی آن قوی تر خواهد بود.
۴- وحدت میدان ، مردم ، دیپلماسی
سه رکن میدان مردم و دیپلماسی در گفتار و رفتار نیازمند وحدت استراتژیک هستند نقش مکمل دارند پیکره واحد دارند
رکن دیپلماسی باید بسیار مراقب باشد که که بدون میدان و خیابان نه برای خودی اعتباری دارد و نه برای دشمن !
دیپلماسی باید به این باور برسد که دیپلماسی جزیی از مردم و میدان است و نباید انتظار داشته باشد که مردم صرفا ابزار سیاست و دیپلماسی باشند. .



