
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری / پژوهشگر حوزه حکمرانی ؛حادثه تلخی که منجر به تخریب یکی ازمهمترین واحدهای صنعتی کشور شد، لایههایی ازآسیب اقتصادی و اجتماعی را بر کشور تحمیل کرد، اما رخدادهای این چنینی میتوانند نقطهای برای بازاندیشی علمی و اصلاح تصمیمات فضایی گذشته باشند، بهویژه درحوزهای مانند فولاد که اثرات محیطی و مکانی آن چندین دهه بر سرزمین باقی میمانند. بازتولید زیرساختهای آسیبدیده کنونی، بدون بازنگری در جانمایی، ظرفیتبرد سرزمین و تحلیل ریسک محیطزیستی می تواند به معنای ادامه همان چرخه خسارتآفرین گذشته باشد.
دراسناد رسمی مطالعات آمایش ملی، آمایش استانها و مدل هرم بازدهی مکانی،چهارمعیاراصلی توان تکنولوژیکی، منابع آب تجدیدپذیر، مزیتهای مکانی و دسترسی به شبکههای حملونقل صادراتی، سازگاری با اقلیم، جو و ظرفیت انتشار آلایندهها، تابآوری سرزمین دربرابر فشارصنعتی برای جانمایی صنایع سنگین مشخص شده است. براساس همین معیارها، صنایع آب برو آلاینده در ایران در پهنه سواحل جنوبی دارای بیشترین انطباق و در فلات مرکزی دارای پایینترین انطباق هستند.
فلات مرکزی از جمله استانهای اصفهان, قم و یزد توان میزبانبودن صنایع آببررا ندارند. طبق دادههای گزارش بیلان منابع آب زیرزمینی وزارت نیرو کسری تجمعی آبخوان اصفهان–برخوار بیش از ۲ میلیارد متر مکعب و نرخ فرونشست این حوزه بیش از ۲۰ سانتیمتر در سال و بالاتر از حد بحرانی جهانی است از طرفی سطح آب زیرزمینی کاهشی در حدود میانگین ۱/۵ متر در سال را متحمل می شود.
صنایع بزرگ فولادی در دنیا بهطورمتوسط ۱۵۰ تا ۳۲۰ مترمکعب آب بهازای هر تن فولاد مصرف میکنند. حتی با فناوریهای کمآببر، این رقم از ۶۰ مترمکعب پایینتر نمیآید. لذا قرارگیری صنعت فولاد در منطقهای با بیلان منفی شدید، از دید آمایش سرزمینی، ناسازگار ارزیابی میشود.
بر اساس گزارش پایش کیفیت هوای کلانشهرها سازمان محیط زیست، اصفهان جزو سه شهر اول کشوراز نظر تجمع آلایندههای ذرات معلق است. ظرفیت انتشار آلایندهها در حوضه جوی زایندهرود بسته اعلام شده است و پدیده اینورژن در ماههای سرد بسیار پر بسامد است. صنایع فولادی درالگوی جهانی حدود ۷ تا ۱۲ درصد آلودگی صنایع سنگین را تولید میکنند. لذا افزایش بار صنعتی در منطقهای با ظرفیت نشر قفلشده، برخلاف اصول آمایشی است.
ازطرفی دیگر، امتیاز مکانی وهزینههای حملونقل، در مدل آمایش صنعتی بسیار مهم است. فاصله تا بندر یکی از تعیینکنندهترین این شاخصها است. فاصله اصفهان تا بندرعباس حدود ۷۹۰ کیلومتر است و متوسط مصرف سوخت تریلر حدود ۴۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برآورد می شود. هزینه حمل فولاد از مرکز به بندر ۳/۵ تا ۴ درصد قیمت تمامشده را افزایش می دهد. در استانداردهای آمایش، صنعتی که مقصد اصلی محصولاتش بندر است، باید در کمربند ۰ تا ۲۰۰ کیلومتر ساحل قرار گیرد.
تحلیل و توصیفی لایههای مکانی اسناد آمایشی مکانیابی صنایع سنگین :
لایه ۱: پهنه توان آب
– پهنه سبز: دارای منابع پایدار
– پهنه زرد: نیازمند مدیریت شدید برداشت
– پهنه قرمز: فاقد ظرفیت توسعه صنایع آببر
۹۰درصد فلات مرکزی ایران در پهنه قرمز قرار دارد.
لایه ۲: پهنه حملونقل و مسیرهای صادراتی
– ردیف اول: شعاع ۰–۲۰۰ کیلومتری سواحل خلیج فارس و عمان
– ردیف دوم: استانهای جنوبی با دسترسی مستقیم ریلی–بندی
– ردیف سوم: فلات مرکزی با هزینه بالای انتقال زمینی
صنعت فولاد جزو فعالیتهایی است که طبق این مدل باید در ردیف اول قرار گیرد.
لایه ۳: پهنه انتشار آلودگی و ظرفیت جوّی
– فلات مرکزی= پهنه با ظرفیت انتشار اشباع
– سواحل جنوبی= پهنه باز با تهویه طبیعی ثابت
لایه ۴: تابآوری محیطی
– نوار ساحلی جنوب= تابآوری بالا
– حوضه زایندهرود= تابآوری پایین و حساسیت شدید
براساس جمعبندی دادهها، دسترسی مستقیم به بندر، منابع آب پایدار، همافزایی با صنایع انرژیبر و پتروشیمی، کاهش فشار بر آبخوانهای بحرانی فلات مرکزی، کاهش بار آلودگی هوا در شهرها، کاهش معنی دار هزینه حملونقل، امکان صادرات سریع و مستقیم با کاهش اثرکربن حملونقل این مزایا در جمع، سواحل جنوبی را پهنه دارای بیشترین همخوانی مکانی برای فولاد میکند.
بازسازی بدون بازنگری یعنی تداوم فشاربرسرزمین، حادثه تلخ اخیر، فرصتی برای تصحیح الگوی جانمایی صنایع آببراست. فلات مرکزی ظرفیت محدود دارد و توسعه این منطقه باید تابع توان اکولوژیک آن باشد. بازتولید یک صنعت سنگین در پهنهای که بیلان منفی آب، ظرفیت انتشار بسته و تابآوری شکننده دارد، هیچگونه توجیهی ندارد و آیندهای پرهزینهتر از گذشته خواهد ساخت.



