حکمتِ راهبردی و اقتدار میدانی

ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد/ دکترای علوم سیاسی؛ تاریخ تحولات معاصر ایران و منطقه غرب آسیا گواهی میدهد که بقای اقتدار و امنیت یک ملت در گروی دوجانبهی مکتب فکری ودوراندیشی رهبران بنیانگذار و مدیریت هوشمندانه و پشتصحنهی ساختارهای کلان امنیتی است. در شرایطی که نظام سلطه همواره به دنبال محو کردن نام و نشان مقاومت بوده است، پیوند میان آرمانهای بلند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مدیریت دقیق و پیگیرمدیران ارشد نظام در پشت جبههها، محاسبات استکبار جهانی را به هم ریخته است.
۱. دوراندیشی امام شهید و پایهگذاری دژ مقاومت
اگر امروز شاهد آن هستیم که بازدارندگی دفاعی ایران تا قلب تلآویو و حیفا امتداد مییابد و پایگاههای استراتژیک آمریکا در منطقه بهچالش کشیده میشود، ریشه در هندسهی فکری و دوراندیشی امام شهیدمان دارد. قائد شهیدمان بر گرفته از اندیشه های بنیان گذارجمهوری اسلامی از روز نخست دریافته بود که استکبار جهانی زبان منطق را نمیفهمد و تنها راه مقابله با زیادهخواهیها، ساختن قدرت درونی و تکیه بر ارادهی ملتهاست. معماری ساختارهای دفاعی و مقاومت منطقهای، نه یک پدیده دفعی، بلکه محصول استراتژی
بلندمدتی بود که امام خمینی (ره) سنگ بنای آن را گذاشت و ایت الله خامنه ای آن را ادامه داد تا در روز مبادا، سپر حفاظتی ملت ایران باشد .
۲. مدیریت کلان و نقش پنهان در همافزایی ارکان قدرت
در کنار این بنیانهای فکری، آنچه میدان عمل را پشتیبانی کرده و ظرفیتهای کشور را به نقطهی بازدارندگی حداکثری رسانده، مدیریت هوشمندانه و پشت صحنهی چهرههای تاثیرگذار در ساختار کلان نظام است. نقشآفرینی مدیریتی و هدایتگرانه شخصیتهایی چون ایت الله سید مجتبی خامنهای در تنظیم و هماهنگی ارکان مختلف نظام، پیوند میان نهادهای تصمیمگیر و میدان اجرا را استحکام بخشیده است. اینگونه مدیریتهای کلان که به دور از هیاهوهای رسانهای، تمرکز خود را بر رفع موانع ساختاری، تقویت بنیههای امنیتی و پشتیبانی از محور مقاومت معطوف کردهاند، نقش بسزایی در تثبیت اقتدار کشور داشتهاند. هماهنگی میان ارکان قدرت، ثبات تصمیمگیری در بحرانها و مدیریت بهینهی منابع ملی، محصول همین نوع نگاه راهبردی به ادارهی کشور است.
۳. اقتصاد، سیاست و فشار بر ماشین جنگی دشمن
بازدارندگی جمهوری اسلامی تنها به توان موشکی و پهپادی محدود نماند، بلکه با تسلط بر ابزارهای ژئوپلیتیک و اقتصادی نظیر مهارتنگه هرمز و به خطر انداختن امنیت انرژی جهان، هزینههای سرسامآوری را به اقتصاد غرب تحمیل کرد. این فشارها که با تدبیر و هدایت دقیق مسوولان عالی نظام پشتیبانی میشد، ساختار سیاسی حریف را نیز هدف قرار داد؛ بهگونهای که هزینههای گزاف این سیاستهابه شکستهای پیاپی احزاب حاکم در ایالات متحده (هم در کنگره و هم در سنا) و شکست سنگین سیاست های ترامپ نتانیاهو انجامید
۴. صلح برخاسته از اقتدار
واقعیتهای تلخ و شیرین سالهای اخیر اثبات کرد که اگر این دوراندیشیِ مکتبی و مدیریت دقیقِ پشت صحنه نبود، نه کسی نگران صلح بود و نه میانجیگری شکل میگرفت. رسانههای جهان در آرزوی تماشای نابودی ایران بودند؛ اما اقتدار برخاسته از تفکر امام (ره) وتدبیر راهبردی مدیران ارشد کشور، جهان را وادار به تسلیم در برابر ارادهی ملت ایران کرد. این تجربه تاریخی بار دیگر ثابت کرد که امنیت و استقلال پایدار، ثمره پیوند میان «آرمانهای اصیل» و «مدیریت هوشمندانه میدان» است.



