تبیین راهبرد جدید ایران در برابر آمریکا

ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد/ کارشناس مسائل بین الملل ؛ تدابیر اعلامی اخیر مقام معظم رهبری حضرت ایت الله سید مجتبی خامنهای درباره اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز و هدف قرارگرفتن پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه، بیانگر طرح یک رویکرد راهبردی جدید در معادلات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه است، رویکردی که در آن، مواجهه با ایالات متحده دیگر صرفاً در چارچوب دفاع از مرزهای جغرافیایی ایران تعریف نمیشود، بلکه ابعادمنطقهای و بینالمللی پیدا میکند. تعبیر جهاد ابتدایی علیه استکبار در ابعادی منطقهای در این پیام، حاوی مفاهیم مهمی درباره نگاه به آینده مناسبات قدرت در منطقه است.
۱. عبور از دفاع سرزمینی به بازدارندگی منطقهای
یکی از مهمترین پیامهای این راهبرد، تغییر در تعریف مفهوم بازدارندگی است. در الگوی سنتی، بازدارندگی عمدتاً بر حفاظت از قلمروملی و جلوگیری از حمله مستقیم به خاک کشور استوار بود ، اما در رویکرد جدید، امنیت ایران با امنیت محیط پیرامونی و تحولاتراهبردی منطقه پیوند خورده است. بر این اساس، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران میتواند پیامدهایی فراتر از جغرافیای ملی داشته باشد. این برداشت، در واقع تلاشی برای افزایش هزینه محاسباتی هرگونه رویارویی نظامی با ایران است.
۲. تنگه هرمز اهرم ژئوپلیتیکی قدرت ایران
تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین نقاط راهبردی اقتصاد و امنیت انرژی جهان محسوب میشود. بخشقابل توجهی از تجارت جهانی نفت و گاز از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در امنیت آن میتواند پیامدهای گستردهای برایبازارهای جهانی انرژی، اقتصاد کشورهای مصرفکننده و تجارت بینالمللی داشته باشد.
از این منظر، تأکید بر مدیریت ایران بر تنگه هرمز، نشاندهنده اهمیت جایگاه ژئوپلیتیکی این آبراه در راهبرد ملی کشور است. البتهمدیریت و تأمین امنیت این گذرگاه باید با در نظر گرفتن حقوق بینالمللی دریانوردی، منافع کشورهای ساحلی و ضرورت حفظ جریانتجارت جهانی تبیین شود.
۳. پایگاههای آمریکا و بازتعریف امنیت منطقه
بخش دیگر این راهبرد به حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه مربوط میشود. از نگاه ایران استقرار پایگاههای نظامی آمریکا درپیرامون ایران، یکی از مؤلفههای اصلی فشار و تهدید امنیت ملی است. بنابراین، پیام اخیر را میتوان حامل این مفهوم دانست که تداومیا تشدید تهدید علیه ایران، بدون توجه به پیامدهای منطقهای آن امکانپذیر نخواهد بود.
با این حال، باید میان مواضع راهبردی اعلامشده و الزامات عملیاتی و حقوقی هرگونه اقدام نظامی تمایز قائل شد. کشورهای منطقه نیزدارای حاکمیت مستقل و منافع امنیتی خاص خود هستند و گسترش درگیری میتواندامنیت، اقتصاد و ثبات سیاسی آنها را تحت تأثیرقرار دهد.
۴. مفهوم جهاد ابتدایی و تغییر سطح مواجهه با استکبار
کاربرد تعبیر «جهاد ابتدایی» در این پیام، از نظر گفتمانی اهمیت ویژهای دارد. این تعبیر نشان میدهد که مواجهه با استکبار در نگاهاعلامکننده پیام، صرفاً واکنشی و مقطعی نیست، بلکه واجد یک جهتگیری اعتقادی و تمدنی معرفی میشود. در این چارچوب، مقاومتمنطقهای، استقلال سیاسی و مقابله با سلطه قدرتهای خارجی، اجزای یک منظومه واحد تلقی میشوند.
البته تبدیل چنین گفتمانی به یک راهبرد پایدار، مستلزم برخورداری از پشتوانه اقتصادی، انسجام داخلی، قدرت دیپلماسی و حمایتاجتماعی است. قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند ضامن امنیت بلندمدت باشد.
۵. پیامدهای راهبردی برای آینده منطقه
مهمترین پیام این موضعگیری، هشدار درباره تغییر معادلات هزینه و فایده در هرگونه تقابل احتمالی است. به نظر می رسد ایرانمیخواهد این پیام را منتقل کند که تکرار اقدامات نظامی علیه آن، با واکنشی محدود و قابل پیشبینی مواجه نخواهد شد. در مقابل،کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نیز با این واقعیت روبهرو هستند که هرگونه تشدید تنش میتواند پیامدهایی فراتر از میدان نبردداشته باشد.
راهبرد اعلامشده را میتوان تلاشی برای پیوند زدن سه مؤلفه قدرت ژئوپلیتیکی، بازدارندگی نظامی و گفتمان مقاومت منطقهای دانست. در این چارچوب، تنگه هرمز بهعنوان اهرم ژئوپلیتیکی، حضور نظامی آمریکا بهعنوان موضوع مناقشه امنیتی و جبهه مقاومت بهعنوان بُعدمنطقهای معادلات قدرت مطرح میشوند. با این حال، میزان موفقیت این رویکرد در نهایت به توانایی ایران در ایجاد توازن میان قدرتنظامی، دیپلماسی، توسعه اقتصادی و حفظ ثبات منطقهای بستگی خواهد داشت. آینده این راهبرد نهتنها بر مناسبات ایران و آمریکا،بلکه بر نظم امنیتی خلیج فارس و معادلات قدرت در غرب آسیا نیز تأثیرگذار خواهد بود.



