کارکرد اصلی مردمسالاری و دموکراسی، ایجاد «وحدت در کثرت» است
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه طلوع مهر :

رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی دانشگاه طلوع مهر در پانزدهمین دوره سلسله کرسیهای آزاداندیشی با موضوع «چالشهای نوپدید و الزامات مواجهه فعال در گام دوم انقلاب اسلامی»، مهمترین چالشهای ادراکی و شناختی پیشروی جامعه ایرانی را تشریح و بر ضرورت ارتقای قدرت تحلیل، انسجام اجتماعی و مواجهه فعال و هوشمندانه با تحولات فرهنگی، رسانهای و سیاسی تأکید کرد.
به گزارش ندای قم ،این نشست به عنوان سیصد و سومین نشست از سلسله کرسیهای آزاداندیشی، با مشارکت مجمع هماهنگی پیروان امام و رهبری استان قم، اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی طلوع مهر و انجمن علمی قرآن و تحول علوم ایران در دانشگاه طلوع مهر به صورت حضوری و مجازی برگزار شد.
حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا در ابتدای این نشست با تاکید بر اینکه وجود حکومت از ضروریات اجتنابناپذیر هر جامعهای است، به سیر تطور نظامهای سیاسی اشاره کرد و گفت: در طول تاریخ، گونههای مختلفی از دولتها اعم از دولتهای فردی، اقتدارگرا و پادشاهی وجود داشتهاند که در آنها تصمیمسازی و تصمیمگیری تنها در انحصار یک نفر بود. پس از آن، حکومتهای جمعی یا الیگارشی و آریستوکراسی پدید آمدند که در آن یک اقلیت اشرافی یا ثروتمند بر اکثریت حکومت میکردند.
وی با اشاره به تغییر نگاه بشر به مقوله دموکراسی افزود: در یونان باستان، فیلسوفان بزرگی نظیر افلاطون و ارسطو دموکراسی را بدترین شکل حکومت میدانستند، زیرا معتقد بودند اداره کشور نیازمند دانش، نخبگی و دانایی است و واگذاری آن به تودههای مردم منجر به عوامفریبی (پوپولیسم) میشود. اما با گذر زمان و چرخش از دنیای سنتی به مدرن، بشر به این نتیجه رسید که دموکراسی بهترین شکل حکومت است، چرا که در آن حقوق انسانی رعایت شده، تبعیض از بین میرود و رای پادشاه و فقیر برابر است.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی تاکید کرد: کارکرد اصلی مردمسالاری و دموکراسی، ایجاد «وحدت در کثرت» است. جامعه سرشار از تکثر، تنوع افکار، و جناحهای مختلف است و هنر حاکمیت منتخب این است که این آرای متشتت را شنیده و به یک خروجی واحد و کارآمد تبدیل کند؛ این همان رمز موفقیت مردمسالاری دینی است که در نظامهای استبدادی گذشته نظیر پهلوی و قاجار مطلقاً وجود نداشت.
تقابلهای ادراکی؛ از انسانشناسی تا منابع معرفت
عضو هیئت مدیره انجمن علمی قرآن و تحول علوم ایران، در بخش دوم سخنان خود به چالشهای ادراکی پیش روی نظام مردمسالاری دینی پرداخت و خاطرنشان کرد: علیرغم کارآمدی تئوریک مردمسالاری دینی، ما در صحنه عمل با چالشهای فهمی و ادراکی مواجهیم که مانع از رسیدن به آن وحدت مطلوب میشود. نخستین چالش، تقابل فیزیک و متافیزیک و جهانبینیهای مادی و الهی در کف جامعه است که جمع کردن این گرایشهای متضاد برای حکومت دشوار است.
وی چالش دوم را «تقابل انسانشناختی» دانست و تصریح کرد: در جامعه ما دو نگاه متفاوت به انسان وجود دارد؛ عدهای از متدینین انسان را صرفاً “عبد مکلف” میدانند که در برابر حاکمیت الهی تنها وظیفه اطاعت دارد و حق اظهار نظر سیاسی برای او قائل نیستند. در نقطه مقابل، نگاهی وجود دارد که انسان را “شهروند صاحب حق” میداند. تقابل میان “شهروند صاحب حق” و “عبد مکلف” از چالشهای جدی ماست که هنوز به لحاظ ادراکی حل نشده است.
مدیر کمیته جهاد تبیین قرارگاه فرهنگی طلوع مهر، بحران «منابع معرفتی» را معضل بعدی خواند و با ذکر مثالهایی افزود: ما با دو افراط مواجهیم؛ تفکری اروپامحور که اصالت هر دانشی را در غرب جستجو میکند و تفکر دیگری که عقل انسانی را به طور کامل نفی کرده و تنها وحی را منبع شناخت میداند. این در حالی است که در مکتب اهل بیت (ع)، خداوند دو حجت ظاهری (وحی) و باطنی (عقل) دارد و ما اصولاً پیامبر و دین را با همین عقل اثبات کردهایم. تقلیل عقل به یک ابزار صرف برای توسعه مادی (عقلانیت ابزاری) و نادیده گرفتن جایگاه آن در شرع، چالشی اساسی است.
تجربه تاریخی مذاکره و دوگانه افراطی جنگ و صلح
بخش مهمی از سخنان این استاد حوزه و دانشگاه به مسائل سیاست خارجی و چالش ادراکی در مواجهه با نظام بینالملل اختصاص یافت. وی با اشاره به اهمیت مفهوم «تجربه» گفت: مقام معظم رهبری و امام شهید همواره بر اساس تجربه تاریخی با مسائلی نظیر مذاکره با آمریکا برخورد کردهاند. تجربه قرارداد الجزایر در ابتدای انقلاب و تجربه برجام نشان داد که استکبار به هیچیک از تعهدات خود پایبند نیست و با التماس نمیتوان از آمریکا حق خود را گرفت، بلکه باید قدرتمند شد.
وی با انتقاد از نامه اخیر ۲۶۸ نفره مبنی بر درخواست صلح مطلق، تصریح کرد: ما در جامعه با دو تفکر افراطی مواجهیم؛ عدهای که اصالت را مطلقاً بر جنگ میدانند و عدهای که چشمبسته خواهان صلح در هر شرایطی هستند. این در حالی است که بر اساس منطق قرآن و رهبری، نه صلح مطلقا خوب است و نه جنگ؛ بلکه اینها اموری نسبی هستند. در شرایطی که دشمن به خاک و زیرساختهای ما حمله میکند و رضایت به حق ما نمیدهد، سخن گفتن از صلح، خیانت و زهر مهلکی است که دشمن را برای نابودی جمهوری اسلامی جریتر میکند. صلح زمانی معنا دارد که دشمن خوار شده و تمامی حقوق پایمال شده، از جمله رفع محاصره و بازگرداندن اموال بلوکه شده را بپذیرد.
چالش عدالت، تخصص و سبک زندگی
دکتر مهاجرنیا در ادامه تبیین چالشهای بیانیه گام دوم انقلاب، به مسئله «عدالت» پرداخت و اظهار داشت: علیرغم تلاشهای فراوان، ما هنوز نتوانستهایم عدالت را به معنای واقعی پیاده کنیم، زیرا در تعریف ادراکی آن دچار تشتت هستیم. نگاه اسلامی عدالت را “قرار گرفتن هر چیز در جایگاه شایسته خود” (شایستهسالاری) میداند، اما تفکر غربی عدالت را برابری مطلق و توزیع مساوی کالاها و مناصب میان همه افراد، صرف نظر از شایستگیها تفسیر میکند. تجمع ۳۶ شغل در دست یک نفر در کنار خیل جوانان بیکار، نشان از همین فقدان عدالت و شایستهسالاری دارد.
وی در بحث انتخابات نیز به چالش میان «نخبهگرایی صالحان» و «اکثریتگرایی عددی» اشاره کرد و افزود: اینکه آیا در دموکراسی باید اکثریت آرا ملاک مطلق باشد یا فیلترهای صلاحیت و شایستگی، دعوایی ۴۷ ساله است که هنوز به یک منطق واحد و قابل قبول برای همه تبدیل نشده است.
رئیس اندیشکده مطالعات انقلاب اسلامی با هشدار نسبت به شکاف در «سبک زندگی»، وقایع سال ۱۴۰۱ را نقطه عطفی در انشقاق اجتماعی توصیف کرد و گفت: امروز در مسائلی نظیر عفاف و حجاب، و حتی در سبک تغذیه که برخی در فضای مجازی به تبلیغ مصرف گوشتهای حرام میپردازند، جامعه دچار تشتت شده است. تداوم این روند و عدم توانایی حکومت در ایجاد یک الگوی واحد و اقناعکننده، ذهنیت مردم متدین را نسبت به کارآمدی حکومت اسلامی دچار خدشه میکند.
رسانه، قدرت و ضرورت وحدت در سایه ولایت
مدیر کمیته جهاد تبیین قرارگاه فرهنگی طلوع مهر در بخش پایانی سخنان خود، به چالش «قدرت و رسانه» و تقابل نهادهای سنتی و مدرن اشاره کرد و گفت: امروز ابزار تکنولوژی و فضای مجازی در دست نخبگان مدرن است و تریبونهای سنتی نظیر محراب، منبر و هیئت در دست طیف دیگر. متاسفانه این دو ساختار به جای همافزایی، دائماً در حال تخریب و حمله به یکدیگر هستند و ذهن جامعه را دچار فرسایش کردهاند. رسالت حکومت جمع کردن این دو و بهرهگیری توأمان از تریبونهای سنتی و مدرن است.
حجت الاسلام والمسلمین مهاجرنیا با پیوند دادن این چالشها به مفهوم استراتژیک «وحدت و انسجام» یادآور شد: ما در جامعه به دو نوع همبستگی خطرناک رسیدهایم؛ همبستگیِ دینمحورِ انحصارگرایانه که با تفسیر غلط دین هیچ صدای مخالفی را برنمیتابد و همبستگیِ شهروندمحورِ لائیک که حاضر است با هر فساد و بی־عفتی کنار بیاید. حکومت باید بتواند میان این افراط و تفریط، یک “تعادل” حقیقی ایجاد کند.
وی در پایان با اشاره به رویکرد هوشمندانه مقام معظم رهبری در مدیریت بحرانها افزود: رهبری در مسائل کلان دو ساحت دارند؛ ساحت “علیالاصول” که همان آرمانها و قواعد اصلی دین است، و ساحت “علیالاضطرار یا مصالح” که بر اساس احکام ثانویه و ضرورتهای زمانه اتخاذ میشود. مجوزی که اخیراً ایشان برای مذاکره دادند یا پذیرش قطعنامه ۵۹۸ توسط امام راحل، از جنس مصالح و ضرورتهاست. مشکل جامعه ما این است که عدهای تنها به بُعد “علیالاصول” میچسبند و ضرورتهای مدیریتی رهبری در عبور دادن کشتی انقلاب از کوران طوفانها را نادیده میگیرند. در نظام مردمسالاری دینی، مدیریت ولایی همان نقطه کانونی است که باید این تشتتها را به یک وحدتِ راهبردی و پیشبرنده تبدیل کند.



