
ندای قم / یادداشت / سید رضا دهناد/ کارشناس ارشد امور نظامی و دفاع؛ در جهان سلطه حقوق بینالملل بر پاشنه قدرت میگردد، جنگ 12 روزه و جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی نشان داد که تفکر دستگاه دیپلماسی با پیش فرض ظریف ، باید به دیپلماسی به وقت سید مجید موسوی تنظیم شود.
منظورم از دیپلماسی به وقتِ سید مجید موسوی، فراتر از یک نام، اشارهای استراتژیک به یک دکترین نوین در سیاست خارجی و دفاعی ایران دارد پیوندی ناگسستنی میان میز مذاکره و «میدان نبرد» که در آن، جوهر قلم دیپلماسی تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که با اقتدار سخت پشتیبانی شود.
۱. بازتعریف دیپلماسی:
واقعیت نظام بینالملل نشان داده است که صدای دیپلمات تنها به اندازهی برد موشکهای پشت سر او شنیده میشود. اگر امروز بازیگران بینالمللی ناچار به محاسبه مجدد مواضع خود در قبال ایران هستند، این امر محصولِ «قدرت تحمیل اراده» است. این دکترین، دیپلماسی را از حالت التماس برای صلح به تحمیل بازدارندگی تغییر وضعیت میدهد. در این چارچوب، هر سانتیمتر پیشرفت در برد و دقت موشکهای هوافضا، به معنای یک پله صعود در قدرت چانهزنی سیاسی است.
2- پاسخ به ماجراجوییهای سنتکام
ادعاهای اخیر فرمانده سنتکام مبنی بر حمله به سایتهای پدافندی در بندرعباس، آزمونی برای سنجش دقت این ساعت استراتژیک است. از نگاه میدان ، مفاهیمی مانند «آتشبس» یا «تنشزدایی» هرگز به معنای تعلیق آمادگی یا غفلت از حراست مرزها نیست.
تجربه تاریخی نشان داده است که هرگاه دشمن در سایه مذاکرات سیاسی، احساس کند میدان به خواب رفته، دست به ماجراجویی و نقض عهد میزند. پاسخ پشیمانکننده به هرگونه تجاوز، جوهر اصلی دکترین هوافضاست. «به وقتِ موسوی» یعنی دشمن باید بداند که هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه حریم هوایی و دریایی ایران، به مراتب فراتر از دستاوردهای احتمالی آن خواهد بود. اگر سنتکام ادعایی را مطرح میکند، منطق بازدارندگی ایجاب میکند که این ادعا با یک واقعیت سخت فنی در زمین پاسخ داده شود تا محاسبات دشمن دچار فروپاشی گردد.
۳. توازن وحشت: ضامن صلح پایدار
یکی از کلیدیترین مفاهیم در نگاه میدان ، اعتقاد به توازن وحشت به جای خوشبینی دیپلماتیک» است. صلح پایدار محصول لبخندهای دیپلماتیک در اتاقهای دربسته نیست، بلکه محصول ترس دشمن از واکنش متقابل است.
توان موشکی وایستادگی یک ملت جان فدا و تسلط بر تنگه فوق استراتژیکهرمز ، وضعیتی فراهم را فراهم کرده است که دستگاه سیاست خارجی باید با فاصله گرفتن از ترس ، با زبان اقتدار و در تراز ملت و جبهه مقاومت سخن بگوید. در این دکترین، «حق گرفتنی است» این نگاه واقعگرایانه، امنیت را بومی میبیند.
۴. بندرعباس و خلیج فارس؛ خط قرمز پدافندی
تمرکز بر منطقه جنوب، به ویژه بندرعباس و تنگه هرمز، قلب تپنده استراتژی دفاعی ایران است. هرگونه ادعای حمله به پدافند این منطقه، در واقع حمله به شاهرگ امنیت ملی است. تنظیم ساعت دیپلماسی با ساعتِ فرماندهان میدان در این منطقه حساس، یعنی بازگشت به نقطه بازدارندگی مطلق.
اگر ایالات متحده در عین ادعای تلاش برای آتشبس، به خود اجازه میدهد اهدافی را در جنوب ایران نشانه رود، به این معناست که در محاسبات خود، وزن «میدان» را دستکم گرفته است.
ترامپ قمار باز باید در عمل به این باور برسد که به فرموده قائد شهیدمان ، زمان بزنودر رو به پایان رسیده است ،
تحقق این امر بستگی به واکنش سریع ما در گستاخی دشمن دارد
اقدام امروز امریکا در جنوب کشورمان برای ارزیابی این بود
که آیا در ایران دیپلماسی همچنان به وقت سید مجید موسوی است!؟



