
ندای قم / یادداشت / سید جمالالدین حسینی کهنوج/ پژوهشگر حکمرانی ؛ غدیر فقط یک خاطره روشن در تقویم شیعه نیست؛ یک منطق برای اداره جامعه است. اگر این واقعه بزرگ را از سطح آیین و جشن فراتر ببریم، به یک حقیقت راهبردی میرسیم: جامعه اسلامی بدون ولایتِ حق، دیر یا زود در گرداب قدرتزدگی، تحریف و بیعدالتی گرفتار میشود. پیام غدیر این بود که مدیریت جامعه باید بر مدار حق، عدالت، مسئولیتپذیری و مردمداری استوار باشد؛ نه بر اساس مصلحتهای کوتاهمدت و مناسبات قدرت.
در غدیر، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فقط بهعنوان یک شخصیت برجسته معرفی نشد؛ بلکه معیار حکمرانی الهی نیز روشن شد. آنچه از دل این واقعه بیرون میآید، صرفاً یک توصیه اعتقادی نیست، بلکه الگویی کامل برای اداره جامعه است؛ حکمرانیای که در آن قدرت، خادم حقیقت است، نه آنکه حقیقت در خدمت قدرت قرار گیرد. از همینرو، غدیر را باید سندی ماندگار برای عدالتخواهی، شفافیت، شجاعت در تصمیمگیری و دفاع از کرامت مردم دانست.
تاریخ اسلام نشان داد هرگاه این منطق کمرنگ شد، هزینه آن را امت پرداخت. سقیفه، آغاز جابهجایی روایت بود؛ جایی که صدای حق در هیاهوی قدرت به حاشیه رفت. و کربلا، نتیجه تلخ همان فراموشی بود. از این منظر، عاشورا فقط یک تراژدی تاریخی نیست؛ فریاد خونینِ بازگشت به غدیر است. یعنی هرگاه ولایتِ حق بهدرستی فهم نشود، جامعه ناگزیر به بحران، شکاف و فاجعه نزدیک میشود.
در این میان، حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها تنها یک چهره مظلوم در تاریخ نیست؛ او نخستین بانوی روایتگر مقاومت در برابر تحریف است. خطبه فدکیه فقط دفاع از یک حق شخصی یا مالی نبود، بلکه دفاع از یک حقیقت بزرگتر بود: اینکه جامعه اسلامی نباید اجازه دهد اصل ولایت در غبار تحریف و سکوت دفن شود. حضرت زهرا(س) در روزگار غلبه سکوت، زبان بیداری بود. این پیام برای امروز ما روشن است: هرجا حقیقت در معرض تحریف قرار گیرد، سکوت، بیطرفی نیست؛ عقبنشینی از جبهه حق است.
در منظومه فکری امامین انقلاب نیز همین معنا با زبانی تازه و متناسب با زمانه ادامه یافته است. غدیر در این نگاه، صرفاً یک مناسبت آیینی نیست؛ یک معیار برای حکمرانی مردمپایه است. حکمرانی علوی یعنی مسئولیتپذیری حاکمان، عدالت در توزیع فرصتها، کرامت مردم، رسیدگی به محرومان، مبارزه با فساد و حضور در متن زندگی جامعه. در چنین نگاهی، حکومت نباید از مردم فاصله بگیرد و اداره جامعه نباید به چند تصمیمگیر دور از واقعیتهای میدان محدود شود.
از همینجا، پیوند غدیر با «حکمرانی محله و شهر» روشن میشود. اگر ولایت را به زبان امروز ترجمه کنیم، یعنی اداره جامعه باید از پایینترین سطحهای واقعی زندگی مردم آغاز شود؛ از محله، از مسجد، از مدرسه، از هیئت، از شورا، از شهرداری و از شبکههای اجتماعی محلی. شهری که بر مدار غدیر فهم شود، شهری نیست که مردم در آن فقط مخاطب تصمیمهای بالادستی باشند؛ بلکه شهری است که مردم، خود بخشی از راهحلاند. این همان معنای حکمرانی مردمپایه است.
در شرایطی که جامعه با فشارهای اقتصادی، جنگ روایتها، شایعهسازی و فرسایش سرمایه اجتماعی روبهروست، اهمیت این رویکرد دوچندان میشود. دشمن امروز فقط با ابزار سخت به میدان نمیآید؛ بلکه میکوشد روایت جامعه را بشکند. اگر روایت حق درست گفته نشود، روایت باطل جای آن را میگیرد. از این منظر، «جهاد تبیین» صرفاً یک شعار نیست؛ یک ضرورت حکمرانی است. یعنی حقیقت باید دقیق، بهموقع، صادقانه و قابلفهم برای مردم گفته شود؛ بهویژه برای نسل جوانی که بیش از هر چیز نیازمند ترجمه درست مفاهیم دینی به زبان زندگی امروز است.
غدیر اگر در سطح محله و شهر فهم شود، به یک سرمایه اجتماعی واقعی تبدیل خواهد شد. مسجد در این میان فقط محل عبادت نیست؛ کانون همبستگی و اعتماد است. شورا فقط نهاد نظارتی نیست؛ حلقه اتصال مطالبات مردم با مدیریت شهری است. شهرداری فقط دستگاه خدماتی نیست؛ بازیگری مهم در ارتقای تابآوری اجتماعی، عدالت فضایی و تقویت زندگی محلهمحور است. مدرسه، هیئت، رسانه محلی و گروههای مردمی نیز هر کدام میتوانند حامل بخشی از این روایت باشند. جامعهای که این شبکه را فعال کند، در برابر بحرانها مقاومتر، منسجمتر و هوشیارتر خواهد بود.
غدیر، در یک جمله، یعنی حاکمیت حق بر مدار عدالت و مردمداری. و اگر امروز بخواهیم این حقیقت را در روزگار جنگ روایتها و بحرانهای اجتماعی زنده نگه داریم، باید آن را از سطح مراسم و شعار به سطح رفتار، تصمیم و حکمرانی بیاوریم. عید غدیر، فقط جشن ولایت نیست؛ یادآوری یک مسئولیت بزرگ است: اینکه جامعه مؤمن باید روایت حق را زنده نگه دارد، از تحریف نترسد و در برابر قدرتِ بیمهار، جانب عدالت را بگیرد.
بزرگترین بزرگداشت غدیر، برپایی حکمرانی عادلانه، مردمپایه و خدمتگزار در شهرها و محلههای ماست؛ حکمرانیای که در آن، ولایت نه فقط در شعار، بلکه در عدالت، خدمت، صداقت و مردمداری دیده شود.



