
ندای قم / یادداشت / سید جمال الدین حسینی کهنوج / پژوهشگر حکمرانی ؛ در شرایط جنگ و بحرانهای گسترده، نخستین چیزی که تحت فشار قرار میگیرد، شبکههای رسمی اداره شهر و ارائه خدمات عمومی است. زیرساختهای شهری ممکن است آسیب ببینند، روندهای عادی حکمرانی با اختلال موقت مواجه شود و فاصله میان نیازهای فوری مردم و ظرفیت پاسخگویی نهادهای رسمی افزایش یابد. در چنین شرایطی، آنچه میتواند پیوند جامعه را حفظ کند و مانع از فروپاشی نظم اجتماعی شود، ظرفیتهای مردمی در مقیاس محله است؛ جایی که اعتماد اجتماعی، همسایگی و همبستگی انسانی به مهمترین سرمایه برای عبور از بحران تبدیل میشود.
در میان همه نهادهای محلی، مساجد، هیئتها و تکایا جایگاهی ممتاز و ریشهدار در زندگی اجتماعی ایرانیان دارند. این مراکز تنها فضاهایی برای مناسک دینی نیستند، بلکه در طول تاریخ، نقش کانونهای اجتماعی، فرهنگی و حمایتی را نیز ایفا کردهاند. تجربههای مختلف اجتماعی نشان داده است که در بزنگاههای دشوار، این مراکز به سرعت به پایگاههای همبستگی مردمی تبدیل میشوند؛ جایی که مردم برای یاری یکدیگر گرد هم میآیند و شبکههای کمکرسانی شکل میگیرد.
از این منظر، میتوان گفت مساجد، هیئتها و تکایا در شرایط بحران و جنگ، به سنگرهای همبستگی اجتماعی و خدمترسانی مردمی تبدیل میشوند؛ سنگرهایی که در دل محلهها شکل گرفتهاند و به دلیل برخورداری از اعتماد عمومی، دسترسی آسان و شبکههای فعال داوطلبان، توان سازماندهی اجتماعی بالایی دارند. این ویژگیها باعث میشود این مراکز در شرایط بحرانی، نقشی فراتر از کارکردهای معمول خود ایفا کرده و به سنگر نخست تابآوری اجتماعی در حکمرانی شهری مردمپایه تبدیل شوند.
در چنین الگویی، مسجد یا تکیه میتواند به مرکز هماهنگی فعالیتهای اجتماعی در سطح محله بدل شود؛ مکانی که در آن نیازهای محلی شناسایی میشود، ظرفیتهای مردمی سامان مییابد و کمکها به شکلی هدفمند در اختیار خانوادههای نیازمند قرار میگیرد. در بسیاری از محلهها، هیئتهای مذهبی نیز با تکیه بر شبکه گسترده اعضا و داوطلبان خود، توانایی بالایی در بسیج اجتماعی و سازماندهی فعالیتهای امدادی دارند.
در شرایط جنگی، این مراکز میتوانند کارکردهای متعددی را بر عهده گیرند؛ از اطلاعرسانی محلی و ساماندهی نیروهای داوطلب گرفته تا جمعآوری و توزیع کمکهای مردمی، شناسایی خانوادههای آسیبپذیر، حمایت از سالمندان و کودکان، و ایجاد شبکههای همیاری درون محله. همچنین ظرفیت فیزیکی مساجد، حسینیهها و تکایا میتواند در مواقع ضروری برای ایجاد پایگاههای امداد محلهای، مراکز توزیع اقلام ضروری یا فضاهای حمایت اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
اهمیت این مراکز تنها در کارکردهای اجرایی آنها خلاصه نمیشود. در روزهای بحران، جامعه بیش از هر چیز به حفظ روحیه، امید و احساس همبستگی نیاز دارد. مسجد و هیئت به دلیل جایگاه معنوی و اجتماعی خود، میتوانند به پناهگاههای روانی و اجتماعی مردم تبدیل شوند؛ فضاهایی که در آن همدلی، آرامش و امید تقویت میشود و شهروندان احساس میکنند که در برابر دشواریها تنها نیستند.
از این رو، اگر حکمرانی شهری در شرایط بحران را به مثابه یک منظومه چندلایه در نظر بگیریم، محله نخستین حلقه این منظومه و مسجد، هیئت و تکیه قلب تپنده آن خواهند بود. تقویت این مراکز و پیوند دادن ظرفیتهای آنها با سازوکارهای مدیریت شهری و مدیریت بحران میتواند الگویی مؤثر از حکمرانی شهری مردمپایه را شکل دهد؛ الگویی که در آن مردم نه صرفاً دریافتکنندگان خدمات، بلکه بازیگران فعال در حفظ پایداری و تابآوری جامعهاند.
بنابراین، نگاه به مساجد، هیئتها و تکایا نباید صرفاً محدود به کارکردهای مذهبی یا آیینی باشد. این مراکز میتوانند در چارچوب سیاستهای اجتماعی و مدیریت بحران، به عنوان پایگاههای راهبردی تابآوری محلهای مورد توجه قرار گیرند. آموزش و سازماندهی شبکههای داوطلبان محلی، ایجاد بانکهای اطلاعاتی از خانوادههای آسیبپذیر، و طراحی سازوکارهای همکاری میان نهادهای شهری و مراکز مذهبی، از جمله اقداماتی است که میتواند ظرفیت این سنگرهای اجتماعی را در روزهای دشوار تقویت کند.
در نهایت باید یادآور شد که در روزهای جنگ، آنچه یک جامعه را استوار نگه میدارد تنها تجهیزات و ساختارهای رسمی نیست؛ بلکه پیوندهای انسانی، اعتماد اجتماعی و روح همیاری است که در کوچهها و محلهها شکل گرفته است. در دل همین محلهها، مساجد، هیئتها و تکایا میتوانند به سنگرهایی برای همبستگی، امید و خدمترسانی تبدیل شوند؛ سنگرهایی که با اتکای به مردم، نخستین خط دفاع اجتماعی جامعه در برابر بحران خواهند بود.



