
ندای قم / یادداشت/ سید محمدرضا بهشتیپور فعال محیط زیست و مدیر روابط عمومی اداره کل محیط زیست استان قم؛«ششم نوامبر (۱۵ آبان) هر سال، به ابتکار سازمان ملل متحد، «روز جهانی جلوگیری از بهرهبرداری از محیط زیست در جنگ و مخاصمات مسلحانه» گرامی داشته میشود. مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۰۱ این روز را اینگونه نامگذاری کرد تا توجه جهان را به پیامدهای کمتر دیدهشده جنگها، از جمله آلودگی منابع آب و خاک و هوا، تخریب جنگلها و نابودی زیستگاههای طبیعی جلب کند.
با وجود ابعاد گسترده خسارات زیستمحیطی جنگها، این موضوع معمولاً در حاشیه دیگر روایتهای رسانهای قرار میگیرد. رسانهها بیشتر بر ابعاد نظامی، سیاسی و انسانی مخاصمات تمرکز میکنند و تخریب طبیعت و محیط زیست کمتر به موضوعی مستقل در افکار عمومی تبدیل میشود؛ وضعیتی که میتوان آن را «نامرئیسازی طبیعت» در روایتهای رسانهای جنگ نامید.
جنگ رمضان و تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل جنایتکار علیه جمهوری اسلامی ایران که از ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ آغاز شد، نمونهای از این وضعیت است. این جنگ علاوه بر خسارات انسانی و اقتصادی، پیامدهای قابلتوجهی برای محیط زیست کشور به همراه داشت؛ از آتشسوزی تأسیسات نفتی و باران سیاه تهران تا آلودگی دریایی، تخریب زیستگاهها و انتشار آلایندهها و گازهای گلخانهای. بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست، ۱۳ منطقه تحت مدیریت این سازمان آسیب دیدهاند و پیامدهای زیستمحیطی جنگ در ۱۰ استان گزارش شده است.
این شواهد نشان میدهد پیامدهای زیستمحیطی جنگها به مرزهای جغرافیایی کشورها نیز محدود نیست و میتواند سلامت عمومی، منابع طبیعی و پایداری اکوسیستمهای مناطق را تحت تأثیر قرار دهد. بااینحال، ثبت خسارتهای زیستمحیطی بهتنهایی کافی نیست؛ این خسارات باید مستند، به درستی روایت و به مطالبهای عمومی و بینالمللی تبدیل شوند. در این مسیر، ظرفیتهای رسانهای و ارتباطاتی را میتوان در سه مضمون اصلی و ۱۰ محور فرعی دستهبندی کرد.
روایتسازی زیستمحیطی
نخستین گام، تبدیل دادهها و رخدادهای تخصصی به روایتهایی ملموس و قابلفهم برای افکار عمومی است. اطلاعات علمی زمانی قدرت رسانهای پیدا میکنند که با تصویر، تجربه انسانی و محتوای متناسب با مخاطب همراه شوند.
الف) قدرت تصویر در نمایش تخریب محیط زیست
تصاویر از مؤثرترین ابزارهای جلب توجه عمومی هستند. حملات به تأسیسات ذخیرهسازی نفت تهران در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ (۷ مارس ۲۰۲۶)، آتشسوزی گسترده و انتشار ستونهای دود، نگرانیهای جدی درباره آلودگی هوا ایجاد کرد. بارشهای همراه با رسوب دوده و آلایندههای حاصل از احتراق نفت نیز پدیدهای را رقم زد که با عنوان «باران سیاه تهران» شناخته شد.
تصاویر آسمان تیره، خیابانهای آلوده و شهروندان در معرض آلایندهها میتوانستند به نمادی از پیامدهای زیستمحیطی جنگ تبدیل شوند.
اقدام عملی پیشنهادی: تولید فیلمهای مستند کوتاه به طور مثال فیلمی با عنوان «وقتی آسمان تهران سیاه شد» شامل تصاویر مستند، مصاحبه با شهروندان، تحلیل کارشناسان و تصاویر ماهوارهای و انتشار نسخههای چندزبانه آن در پلتفرمهای بینالمللی.
ب) عبور از مرزهای زبانی و فرهنگی
تبدیل یک مسئله ملی به دغدغهای جهانی، نیازمند تولید محتوای چندزبانه و متناسب با فرهنگ مخاطبان است. ترجمه گزارشها، اینفوگرافیهای آماری، ویدئوهای کوتاه و روایتهای انسانی به زبانهای انگلیسی، عربی، فرانسوی و اسپانیایی میتواند دامنه دسترسی و اثرگذاری پیامها را افزایش دهد.
اقدام عملی پیشنهادی: تشکیل گروه تخصصی تولید محتوای چندزبانه با مشارکت مترجمان، روزنامهنگاران و طراحان گرافیک برای انتشار مستمر گزارشها، تصاویر و دادههای معتبر درباره خسارات زیستمحیطی جنگ.
ج) روایت طبیعت در چارچوب صلح و امنیت انسانی
تخریب جنگلها، مراتع و زیستگاههای طبیعی فقط خسارتی به طبیعت نیست؛ بلکه معیشت جوامع محلی، سلامت انسانها، امنیت غذایی و حقوق نسلهای آینده را نیز تهدید میکند. پیوند دادن این خسارات با مفاهیمی مانند صلح، امنیت انسانی و مسئولیت بیننسلی میتواند قدرت اقناع روایتهای محیطزیستی را افزایش دهد.
اقدام عملی پیشنهادی: اجرای پویشهای بینالمللی به طور مثال پویش «طبیعت قربانی جنگ نیست» با مشارکت هنرمندان، دانشآموزان و تشکلهای محیط زیستی و تولید انیمیشن، آثار هنری و روایتهایی از تأثیر جنگ بر حیات وحش و زیستگاههای طبیعی.
بسیج رسانهای و نهادی
روایتسازی بدون اقدامات شبکهای برای انتشار و اعتباربخشی به پیامها، اثرگذاری پایداری نخواهد داشت. همکاری رسانهها، تشکلهای مردمنهاد، دانشگاهها و نهادهای بینالمللی میتواند روایتهای پراکنده را به جریانی منسجم تبدیل کند.
الف) تشکلهای مردمنهاد؛ حلقه اتصال روایتهای ملی و جهانی
تشکلهای محیط زیستی به دلیل ارتباط با جوامع محلی و تجربه فعالیتهای میدانی، ظرفیت مهمی در مستندسازی مستقل خسارات دارند. در جنگ رمضان نیز بیش از ۵۶۱ سازمان غیردولتی ایرانی در بیانیهای مشترک حملات نظامی آمریکا و اسرائیل را محکوم کردند. همچنین شورای هماهنگی شبکه تشکلهای مردمنهاد محیطزیست ایران با ارسال نامهای به دبیر اجرایی کنوانسیون تنوع زیستی، خواستار توجه بینالمللی به حملات علیه مناطق حساس زیستمحیطی شد.
اقدام عملی پیشنهادی: ایجاد شبکه ارتباطی میان تشکلهای مردمنهاد ایران و سازمانهای بینالمللی مانند IUCN، WWF برای تهیه گزارشهای مشترک، تبادل مستندات و برگزاری نشستهای تخصصی.
ب) رسانههای فراملی و جهانیسازی بحران
رسانههای بینالمللی با انتشار دادههای معتبر، تصاویر ماهوارهای و گزارشهای کارشناسی میتوانند خسارات زیستمحیطی جنگ را به مسئلهای جهانی تبدیل کنند. در جنگ رمضان، رسانههایی مانند آناتولی و گاردین به آسیب مناطق حفاظتشده، باران سیاه و آلودگی ناشی از آتشسوزی تأسیسات نفتی پرداختند. همچنین پژوهشگران مستقل، انتشار بیش از پنج میلیون تن معادل دیاکسید کربن را در دو هفته نخست جنگ برآورد کردند.
اقدام عملی پیشنهادی: تهیه بسته رسانهای چندزبانه شامل گزارشهای رسمی، تصاویر ماهوارهای، نقشه مناطق آسیبدیده، دادههای علمی و اظهارنظر متخصصان و ارسال هدفمند آن برای خبرنگاران و رسانههای بینالمللی.
ج) قدرت شبکههای اجتماعی در بسیج افکار عمومی
شبکههای اجتماعی امکان تبدیل مخاطبان به مشارکتکنندگان فعال در تولید و انتشار محتوا را فراهم میکنند. پویشهای مرتبط با باران سیاه تهران، آلودگی منابع آب و تخریب زیستگاهها میتوانند زمینه مشارکت مخاطبان جهانی را فراهم سازند؛ مشروط بر آنکه پیامها مستند و از اطلاعات تأییدنشده دور باشند.
اقدام عملی پیشنهادی: راهاندازی پویشهای چندزبانه به طور مثال «نفس زمین را پس بگیریم» با هشتگهایی مانند #ToxicBreath و #EnvironmentInWar و دعوت از کاربران برای انتشار پیامهای کوتاه درباره ارتباط جنگ، سلامت انسان و تخریب محیط زیست، همراه با تصاویر و دادههای معتبر.
پاسخگویی و پیگیری حقوقی و سیاسی
مرحله نهایی، تبدیل روایتها و مستندات به مطالبهای حقوقی، سیاسی و دیپلماتیک است. در این مسیر، دانش علمی و قواعد حقوق بینالملل میتوانند پشتوانه پاسخگویی و پیگیری خسارات باشند.
الف) اکوساید؛ از مفهوم محیط زیستی تا مطالبه حقوقی
مفهوم «اکوساید» یا تخریب گسترده و شدید محیط زیست، در سالهای اخیر به یکی از موضوعات مهم مباحث حقوقی بینالمللی تبدیل شده است. این مفهوم تلاش میکند تخریبهای زیستمحیطی گسترده را در چارچوب مسئولیتپذیری و حقوق نسلهای آینده مورد توجه قرار دهد.
بر اساس گزارش سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان، پیامدهای جنگ شامل انتشار حدود ۴۷۷ هزار تن دیاکسید کربن، ۹۴۰۰ تن دیاکسید گوگرد و ۷۵۴ تن ترکیبات آلی فرار، آسیب به زیستگاههای دریایی و تخریب پوشش گیاهی و زیستگاه طبیعی در ۱۳ منطقه تحت مدیریت این سازمان بوده است. همچنین مجموع انتشار انواع گازهای گلخانهای و آلایندهها در ارتباط با آتشسوزی مواد سوختنی حدود ۹۶۰ هزار تن اعلام شده است.
اقدام عملی پیشنهادی: ایجاد پایگاه اطلاعاتی چندزبانه برای ثبت و انتشار گزارشهای رسمی، تصاویر ماهوارهای، نتایج آزمایشگاهی و مستندات خسارات زیستمحیطی جنگ، با هدف فراهم کردن مرجعی معتبر برای خبرنگاران، پژوهشگران و حقوقدانان.
ب) دیپلماسی محیط زیستی و ائتلافسازی منطقهای
آلودگی آبهای منطقهای، نشت نفت و انتشار آلایندههای جوی به مرزهای سیاسی محدود نمیشوند. خلیج فارس به دلیل حساسیت اکولوژیک، تنوع زیستی و وابستگی جوامع ساحلی به منابع دریایی، در برابر آلودگیهای نفتی و شیمیایی آسیبپذیری بالایی دارد.
ازاینرو، همکاری کشورهای منطقه و استفاده از ظرفیت نهادهایی مانند برنامه محیط زیست سازمان ملل (UNEP) میتواند به پایش آلودگیها، حفاظت از زیستگاههای مشترک و پیگیری پیامدهای فرامرزی جنگ کمک کند.
اقدام عملی پیشنهادی: پیگیری برگزاری اجلاسهای منطقهای و بینالمللی با حضور همه کشورهای متأثر، با محوریت تبادل دادههای علمی، پایش آلودگی دریایی و تدوین سازوکارهای همکاری برای مقابله با بحرانهای زیستمحیطی ناشی از جنگ.
ج) مستندسازی علمی؛ پشتوانه اعتبار رسانهای
اعتبار هر مطالبه زیستمحیطی به کیفیت شواهد و مستندات آن وابسته است. تصاویر و روایتهای رسانهای توجه عمومی را جلب میکنند، اما ارزیابی دقیق گستره خسارت، منشأ آلودگی و آثار بلندمدت به دادههای علمی و بررسیهای مستقل نیاز دارد.
گزارش سازمان حفاظت محیط زیست از پیامدهای جنگ در ۱۰ استان کشور، در کنار محدودیتهای دسترسی به تصاویر ماهوارهای و دشواری بررسی میدانی، ضرورت مشارکت دانشگاهها و مراکز پژوهشی در مستندسازی خسارات را نشان میدهد.
اقدام عملی پیشنهادی: طراحی «نقشه تعاملی خسارات زیستمحیطی» با همکاری متخصصان محیط زیست و سامانههای اطلاعات جغرافیایی (GIS)، شامل موقعیت مناطق آسیبدیده، تصاویر ماهوارهای قبل و بعد، نوع خسارت، زمان وقوع و منبع دادهها.
د) حقوق بینالملل و سازوکار پاسخگویی
حقوق بینالملل بشردوستانه قواعد مشخصی برای حفاظت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه دارد. ماده ۵۵ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیونهای ژنو، حفاظت از محیط زیست طبیعی در برابر خسارات گسترده، درازمدت و شدید را مورد تأکید قرار میدهد. همچنین بند ۲ ماده ۸ اساسنامه رم، وارد کردن آگاهانه چنین خساراتی را در شرایطی که بهوضوح نامتناسب با مزیت نظامی مشخص و مستقیم مورد انتظار باشد، از مصادیق جنایت جنگی میشناسد.
البته هر تخریب زیستمحیطی در جنگ لزوماً جنایت جنگی محسوب نمیشود و احراز مسئولیت کیفری مستلزم بررسی عناصر حقوقی، شرایط حمله و مبانی صلاحیت قضایی است. بااینحال، مستندسازی خسارات و بررسی انطباق اقدامات نظامی با قواعد حقوق بینالملل، زمینه مهمی برای مطالبه پاسخگویی و جبران خسارت فراهم میکند.
اقدام عملی پیشنهادی: تشکیل هیئت مستقل تخصصی متشکل از حقوقدانان بینالمللی، کارشناسان محیط زیست و پژوهشگران دانشگاهی برای بررسی مستندات، ارزیابی مسئولیتهای احتمالی و انتشار گزارشی قابلاستناد برای پیگیری در مجامع بینالمللی.
نتیجهگیری
جنگ با پایان عملیات نظامی به پایان نمیرسد. آلایندههای رهاشده در آب و خاک، جنگلهای سوخته و زیستگاههای تخریبشده ممکن است سالها پس از خاموش شدن آتش جنگ، همچنان سلامت انسان و پایداری اکوسیستمها را تهدید کنند. بااینحال، بخشی از این خسارات نه در تصاویر خبری جایگاه شایستهای پیدا میکنند و نه در روایتهای غالب جنگ به مطالبهای عمومی تبدیل میشوند.
تجربه جنگ رمضان نشان داد که برجستهسازی پیامدهای زیستمحیطی مخاصمات، به پیوند سه ظرفیت اساسی نیاز دارد: روایتسازی رسانهای، بسیج نهادها و کنشگران و پیگیری حقوقی و دیپلماتیک. تحقق این هدف مستلزم همکاری دستگاههای متولی محیط زیست، دانشگاهها، رسانهها و تشکلهای مردمنهاد و قرار گرفتن مستندسازی علمی و ارتباطات رسانهای در متن مدیریت بحران است.
اگر تخریب طبیعت در میدان جنگ دیده نشود، مستند نشود و به مطالبهای عمومی و بینالمللی تبدیل نگردد، محیط زیست نهتنها قربانی جنگ، بلکه قربانی فراموشی پس از جنگ نیز خواهد شد. از این منظر، حفاظت از محیط زیست در مخاصمات مسلحانه، بدون حفاظت از حقیقت و روایت خسارات آن امکانپذیر نیست.»



