
ندای قم /یادداشت / سید رضا دهناد / دکترای علوم سیاسی ؛در بزنگاههایی که امنیت ملی و تمامیت ارضی یک کشور در معرض تهدید یا تجاوز خارجی قرار میگیرد، یکی از مهمترین شگردهای دشمن، بر هم زدن انسجام جبهه داخلی از طریق تحریف مفاهیم و وارونهنمایی واقعیتهاست. در چنین فضایی، دستگاه تبلیغاتی دشمن میکوشد حق طبیعی دفاع و ضرورت بازدارندگی را با برچسب «جنگطلبی» مخدوش کند؛ حال آنکه میان جنگافروزی و دفاع مشروع، فاصلهای عمیق و ماهوی وجود دارد.
بازدارندگی فعال، به معنای افزایش هزینه تجاوز برای دشمن و واداشتن او به عقبنشینی از نیت خصمانه خود است. این منطق، نه برای شعلهور کردن جنگ، بلکه برای پاسداری از امنیت ملی و حفظ صلحی پایدار طراحی شده است. از این منظر، قدرت دفاعی نه ابزار بحرانآفرینی، بلکه ضامن ثبات و آرامش کشورهاست.
در کنار این واقعیت، مغالطهای بزرگ نیز از سوی ماشین تبلیغاتی دشمن و برخی همراهان داخلی آن، آگاهانه یا ناآگاهانه، ترویج میشود؛ مغالطهای که میکوشد جریان مقاومت و جانفدایان وطن را تندرو و جنگطلب معرفی کند. گویی آنان که همه همّ و دغدغهشان صیانت از استقلال ایران است، خود عامل پیدایش تهدید بودهاند و زمینه تهاجم دشمن را فراهم کردهاند. روشن است که این روایت تحریفشده، دقیقاً همان چیزی است که دشمن برای تضعیف روحیه ملی و شکستن انسجام داخلی به آن نیاز دارد.
در چنین شرایط حساسی، کشور بیش از هر زمان دیگری به وحدت فرماندهی و همگرایی در سطوح مختلف تصمیمگیری نیازمند است. دوگانهسازیهای فرساینده میان «دیپلماسی» و «میدان» یا تقابلسازی میان «دفاع» و «سازش»، چیزی جز سمی خطرناک برای استقلال کشور نیست. در شرایط خطیر، اداره کشور نه عرصه منازعات فرسایشی سیاسی است و نه میدان آزمون و خطای جریانهایی که درک روشنی از الزامات امنیت ملی ندارند.
امروز استقلال کشور، خط قرمزی غیرقابل اغماض است. در وضعیت حساس کنونی مردم برای دفاع همه جانبه باید در قالب سازمان های رزمی سازماندهی شوند و سوی مجموعه حاکمیت باید کاملا آرایش دفاعی بگیرد سیاستهای کلان کشور صرفا باید از مسیر تدابیر رهبری عملیاتی شود ، قوای سه گانه بویژه قوه مجریه بدون هیچ عذری در طول رهبری معظم قرار گیرند
وبرنامه های عملیاتی خود را علی الاصول ذیل تدابیر و منویات رهبری معظم انقلاب تعریف ، طراحی و سازوکارهای اجرایی شدن آن را تمهید کنند
تبعیت از این تدابیر، نه صرفاً یک انتخاب سیاسی، بلکه ضرورتی قانونی، شرعی و عقلانی برای صیانت از امنیت ملی است. بر همین اساس، طبیعی است که در ارکان مدیریتی و اجرایی کشور، کسانی که به هر دلیل با منطق بازدارندگی و راهبردهای کلان نظام همراهی ندارند و با تردیدآفرینی یا دوقطبیسازی، روند تصمیمگیریهای دفاعی را مختل میکنند، نباید در جایگاه اثرگذار باقی بمانند.
مدیریت اجرایی کشور باید یکپارچه و تمامقد در خدمت استقلال، اقتدار و امنیت ملی قرار گیرد. حضور افرادی که به اصل بازدارندگی باور ندارند یا در مواجهه با دشمن دچار تزلزل، لکنت و تردید میشوند، در عمل به معنای ایجاد مانع در مسیر تحقق راهبردهای کلان کشور است. عبور از گردنههای دشوار، نیازمند مدیریتی منسجم، همافزا و هماهنگ در هر سه قوه است؛ مدیریتی که در مسیر تحقق اراده ملی برای حفظ استقلال کشور حرکت کند.
دفاع از ایران و ایستادگی در برابر متجاوز، نه نشانه جنگطلبی، بلکه جلوهای روشن از عقلانیت، عزت و اقتدار ملی است. تنها با حفظ انسجام داخلی، تقویت همافزایی میان ارکان مدیریتی کشور و حرکت در چارچوب راهبردهای کلان نظام میتوان توطئههای دشمن را خنثی کرد و از منافع و استقلال ایران پاسداری کرد.



