
ندای قم / یادداشت / سید جواد حسینی /فعال فرهنگی ؛ روز مادر، دنبال فصلِ مادر میگشتم، اما دیدم که هیچ فصلی برای او نبود جز فصلِ مهر، امروز با خود گفتم: اگر مادر فصلش مهر است، پس فصلِ پدر کجاست!؟
آیا فصل پدر را باید در گرمای تابستان دید، وقتی زیر آفتاب سوزان تلاش میکند و خستگی را پشت لبخندش پنهان میکند؟ یا در پاییز، وقتی برگها زرد میشوند و او در سکوت خانه و زندگی، آینده فرزندانش را مهیا میکند؟ شاید هم در زمستان، وقتی برف و سرما همهجا را فرا گرفته است، اما دستان او همچنان بار مسوولیتها را به دوش میکشند و خانه را گرم نگه میدارند.
در فصلِ پدر، شاید هیچ دانهای برای خودش جوانه نزند، هیچ برگی سهمِ او نباشد و هیچ شکوفهای برای چشمانش نروید، تمامی دانهها، برگها و شکوفهها، برای زندگی فرزندان است؛ برای امنیت، آرامش و آیندهای که پدر بیصدا و بیمنت میسازد.
فصل پدر، فصل سکوت است، فصل استقامت است، فصل تلاش بیوقفه و تکیهگاهی است که در همهٔ روزها و سالها جاری میماند، حتی وقتی کسی آن را نمیبیند.
اگر مادر فصلِ مهر است، پدر فصلش زندگی است؛ زندگیای که میسازد، پاس میدارد و بیصدا سایهبان فرزندانش میشود، و در دل این زندگی، هر جوانه و شکوفهای که میروید، یادگار تلاش و محبت اوست، و امروز، در روز پدر، تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که این فصلِ پنهان را ببینیم
قدرش را بدانیم و با قلبی پر از سپاس بگوییم، پدر عزیزم، فصل تو هرچند پنهان، اما همیشه جاری است و حضورت، مثل برگها و شکوفهها، زندگی فرزندانت را هر روز روشن میکند، و یاد کنیم از پدرانی که دیگر در میان فرزندانشان نیستند؛ آنها که اگرچه حاضر نیستند، اما جوانهها و شکوفههایشان هنوز جاری است؛ در خاطرهها، در راهی که نشان دادند، و در زندگیای که با عشق و رنج برای فرزندانشان ساختند.



