
ندای قم / یادداشت / عباس جعفری/ پژوهشگر حوزه حکمرانی؛ قم، استانی با نقش ملی و فراملی مسائل و مشکلات مزمنی دارد، شهری که همزمان باید زیارتی بماند، زیستپذیر شود، توسعه یابد و تابآوری پیدا کند و استاندار قم، مدیر این تعارضها و اولویتها است. در این چارچوب، بررسی عملکرد «بهنامجو» را باید از زاویهای فراتر از گزارشهای خبری و افتتاح پروژهها و از منظر نسبت مدیریت استان با مسائل واقعی قم قضاوت کرد.
قم، استانی با شرایط خاص حکمرانی، تراکم جمعیتی نامتوازن، فشار مهاجرت، وابستگی شدید به تصمیمات ملی، بحرانهای زیستمحیطی و نقش فراملی در حوزه فرهنگ و دین است و استانداری در قم راهبری یک سیستم پیچیده و فراتر از مدیریت دستگاههای اجرایی است.
واقعیت آن است که با آغاز مدیریت بهنامجو، قم وارد وضعیت جدیدی از تحرک اجرایی شده است. موردی که بیشتر، خود را در پیگیری مداوم در سطح ملی نشان می دهد. قم، استانی با بار مسئولیت بالا و سهم پایین از بودجه های ملی و تصمیمهای کلان، سالها از ضعف در رایزنیها رنج برده است و بازگرداندن قم به میز مذاکرات دولت در سطح کشوری، اصلاح یک نقص ساختاری بود.
تمرکز بر پروژههای زیرساختی، پیگیری مداوم و پرهیز نسبی از اقدامات نمایشی، نشان داد که استاندار قم توسعه را در عکس یادگاری نمیبیند، بلکه در فرایندهای اثرگذار جستوجو میکند. این رویکرد، اگرچه تلاش های موثر گسترده ای را میطلبد، اما تنها مسیر واقعی پیشرفت برای استانی مانند قم محسوب میشود و بازگرداندن قم به میز تصمیمگیری ملی و فعالسازی ارتباطات عمودی با دولت و دستگاههای ملی از نقاط قوت مدیریت فعلی استان محسوب میشود.
پیگیریهای مستمر پروژههای زیربنایی بهویژه در حوزه حملونقل و زیرساخت از جمله فرودگاه و مترو و زمینه سازی برای تولید برق از طریق توسعه نیروگاههای خورشیدی نشان میدهد که استاندار به محدودیتهای منابع استانی واقف است و مسیر توسعه قم را از کانال چانهزنی ملی دنبال میکند، رویکردی که برای استانی با موقعیت جغرافیایی قم، ضروری است.
مورد دیگر اولویتدادن به پروژههای زیرساختی است، چراکه توسعه بدون زیرساخت و نگاه متوازن صرفاً توزیع نارضایتی است. این نگاه، اگرچه پرچالش است، اما در صورت تکمیل، میتواند اثرات بلندمدت اقتصادی و اجتماعی داشته باشد، بهشرط آنکه اولویتبندی پروژهها مبتنی برنیاز واقعی استان و نه فشارهای مقطعی باشد.
مورد دیگر که در فعالیتهای استاندار قم مشهود است، ورود تدریجی به حکمرانی اجتماعی و توجه به آسیبهای اجتماعی، پیشگیری و اصلاح رویکردهای حمایتی می باشد، که به نظر میرسد استانداربا این حرکت تلاش کرده از نگاه صرفاً عمرانی تا حدودی فاصله بگیرد. البته این تغییر پارادایم، اگر با داده، مشارکت نخبگان و سیاستگذاری مبتنی بر شواهد همراه شود، میتواند به یکی از نقاط تمایز مدیریت استان تبدیل شود.
با همه اینها، امید زمانی ماندگار است که با نقد مسئولانه همراه شود. واکاوی عملکرد، بخشی جداییناپذیر از حکمرانی کارآمد و شرط اصلاح مسیر و نه برای انکار خدمتها است. خطر غلبه پروژهمحوری بر مسئلهمحوری می تواند به گلوگاه و پاشنه آشیل مسائل استان قم تبدیل شود. پروژههای بزرگ، اگرچه ضروری هستند، اما اگر با مسائل خرد مردم، محلات، آب، محیطزیست، معیشت و عدالت قضایی گره نخورند، نمی تواند بهتنهایی به رضایت عمومی منجر شود.
بحران آب، محیط زیست، حاشیهنشینی، فرسودگی شهری و فشار جمعیتی، با صرف افتتاح و پیگیری پروژه حل نمیشوند. این مسائل، تصمیمهای سخت میخواهند، تصمیمهایی که نیازبه سیاستهای چندسطحی، هماهنگی نهادی و گاه هزینه سیاسی دارند، اما تعویق آنها هزینه اجتماعی بالاتری تولید میکند.
همچنین، شرایط امروز قم بیش از هر زمان دیگری، مستلزم شفافیت رسانهای عمیق و گفتوگوی جدی با نخبگان مستقل است در حالی که اطلاعرسانی انجام میشود، اما گفتمانسازی کمتر دیده میشود. مدیریت استان نیاز دارد از سطح خبر عبور کند و وارد گفتوگوی تحلیلی با جامعه نخبگانی، رسانههای مستقل و افکار عمومی شود. شفافیت، صرفاً انتشار خبر نیست و با پاسخگویی، توضیح اولویتها و پذیرش نقد تکمیل میشود.
استاندار قم امروز در نقطهای تعیینکننده ایستاده است، ادامه مسیر میتواند قم را به استانی با مدیریت پروژهمحورمحدود یا آن را به الگوی حکمرانی مسئلهمحور، شفاف و مشارکتی ارتقا دهد.
آینده قم، محصول انتخابهای امروز است، انتخابهایی که میتوانند استانداری مسئلهمحور، شفاف و مشارکتی را به الگویی برای پیشرفت تبدیل کند. این امر مهم با نگاه مثبت رییس جمهور و هماهنگی یکپارچه بین دستگاههای مختلف با مقام عالی دولت امکان پذیر است.



