
ندای قم/ یادداشت / سیدجواد حسینی/ فعال فرهنگی واجتماعی؛ در حکایتی از باب احسان در بوستان، سعدی ماجرای دیدار خود و همراهانش با مردی شناسا را روایت میکند؛ مردی که در ظاهر انسانی مذهبی، آراسته، محترم و صاحبجایگاه است. او از امکانات، دارایی و زندگیِ بسامانی برخوردار است، اما در مواجهه با انسانها و مهمانان خسته، گرسنه و ابنالسّبیل، از کمک و همراهی دریغ میکند.
این حکایت با بیت معروف سعدی همراه است:
کرامت، جوانمردی و ناندِهی ست مقالاتِ بیهوده طبلِ تُهی ست
این بیت بر اهمیت کرامت انسانی، جوانمردی و مسئولیتپذیری اجتماعی تأکید دارد و بیان میکند که ارزش واقعی اخلاق زمانی آشکار میشود که از حدّ گفتار فراتر رفته و در عمل و رفتار اجتماعی نمود پیدا کند؛ در غیر این صورت، جامعهای شکل میگیرد که با وجود ظاهر آراسته و سخنان بسیار، در درون دچار فقر اخلاقی و کمبود تعهد انسانی است.
این حکایت نقدی صریح بر بیتفاوتی کسانی است که در کنار رنج دیگران زندگی میکنند اما خود را مسئول نمیدانند؛ کسانی که شاید در ظاهر موفق، محترم یا قابل تحسین باشند، اما میان خود و دردِ جامعه دیواری بلند کشیدهاند.
پیام اجتماعی این حکایت امروز نیز زنده است. اخلاق اجتماعی زمانی معنا پیدا میکند که هر فرد سهم خود را در کاهش رنج دیگران بپذیرد و کارهایش پیوستِ کرامت و انسانیت داشته باشند. کارهایی که چنین نباشند، چیزی جز صدایِ طبلهای توخالی نیستند.
به واقع، «آزمونِ کرامت» برای همه و در همه زمانها وجود دارد و پاسخ درست آن، جوانمردی، ناندِهی و توجه به دیگران است؛ پاسخی انسانی، دینی، اخلاقی و ماندگار.



